خبر روز

...این کشور حتی ارتش ندارد.

نویسنده: دکتر تیسیر عبدالله

توصیف تحقیر کامل قطر توسط اسرائیل در چشم اعراب دشوار است. دکتر تیسیر عبدالله، مخالف حماس، اشاره‌ای به تغییر بزرگ ایجاد شده توسط حمله به رهبران حماس در دوحه دارد که برداشت از قطر در جهان عرب را دگرگون کرده است، صرف‌نظر از نتایج:

امروز در کافه الجزیره را تماشا کردم.

به خدا، از آنچه بر سر قطر آمده بود، غمگین شدم.

خداوندا، این کشور چقدر رقت‌انگیز شده است—یا شاید ما ساده‌دل هستیم و خیلی زود می‌بخشیم.

واقعاً رقت‌انگیز است، فریب خورده که فکر می‌کرد کشوری محوری در منطقه است و قادر به تصمیم‌گیری است. از همان اولین سیلی که از اشغال دریافت کرد، نمی‌دانست چه کند، در چرخش بود و تعادل خود را از دست داد.

تمام سلاح‌هایی که تریلیون‌ها صرف آن کرد بی‌فایده و بی‌ارزش از آب درآمدند. حتی رادارهایش نتوانستند هواپیماهای اشغالگر را شناسایی کنند.

و آمریکا به آن خیانت کرد و به آنها گفت رادارهای پایگاه هوایی العدید به سمت دیگری نشانه رفته‌اند—مثل اینکه با کودکان کوچک برخورد می‌کند و آنها را دست کم می‌گیرد.

او ارتشی ندارد. و اگر حتی به پاسخ با موشک فکر کند، اشغالگر آن را از روی زمین محو خواهد کرد.

پس از پاسخ نظامی خبری نیست: هیچ توانایی ندارد.

شاید دنبال کسی است که او را تسلی دهد و در کنار او بایستد!

اما همه همسایگانش از او متنفرند. در این روزهای سخت هیچ دوستی برای خود باقی نگذاشته است. همه می‌آیند و سعی می‌کنند او را خوشحال کنند، اما در دل آرزوی نابودی و محو شدنش از منطقه را دارند. اکنون از کشورها می‌خواهد در جلسه‌ای در دوحه شرکت کنند تا از او حمایت کنند، در حالی که می‌داند واقعاً چه احساسی دارند.

امشب به شورای امنیت روی آورد، اما بیانیه‌ای که صادر شد ضعیف، ناتوان و ناامیدکننده بود—حتی جرات نکرد اسرائیل را به عنوان متجاوز نام ببرد.

سعی کرد آمریکا را تحریک کند، پس از تریلیون دلاری که به ترامپ هدیه داد، رابطه‌اش با آمریکا را خیانت توصیف کرد. اما آمریکا فقط سعی کرد خشمش را مانند کودکی لجباز جذب کند—بدون اینکه هرگز اسرائیل را سرزنش کند.

قطر اکنون گم شده است و هیچ‌کس از آن دفاع نمی‌کند. معلوم شد که مثل طاووسی باد کرده روی کوهی از توهمات است که هیچ‌کدام در لحظه حقیقت به کار نیامدند. تنها چیزی که یافت، همهمه طبل‌زن‌ها در استودیوهای الجزیره بود—تنها «ارتش» او—آن تحلیلگران فرصت‌طلب که سیاست‌های عاقلانه و محتاطانه‌اش را تحسین می‌کنند و در عین حال تروریسم اسرائیل را محکوم می‌کنند.

سپس از کشتارهای اشغالگران در غزه در گزارش‌های سوگوارانه استفاده می‌کند تا استدلال کند که نتانیاهو، مهاجم دوحه، جنایتکاری است که سزاوار دستگیری بین‌المللی است.

هرگاه اشغالگری به هر کشور عربی حمله می‌کند، اصولاً ناراحت می‌شوم. اما قطر به طور خاص مدت‌ها بود که به چنین ضربه‌ای نیاز داشت—تا از توهماتش بیدار شود و پس از تصور خود در برج عاج و کنترل سرنوشت کشورهای عربی، به زمین بازگردد. با پول و رسانه‌هایش تصور می‌کرد می‌تواند رژیم‌ها را سرنگون کند، برخی را به آسمان‌ها برساند و دیگران را به پایین‌ترین عمق‌ها بیندازد.

قطر نیاز داشت کسی به سیستم عصبی‌اش ضربه بزند و سرش را در گل فرو ببرد—تا به یادش بیاورد که فقط یک امارت کوچک است که توسط خودبزرگ‌بینی‌اش فریب خورده و وقتی حقیقت در میان است، هیچ ارزشی ندارد.

نیاز داشت این سوختگی با آتش را تجربه کند تا دیدگاهش نسبت به همسایگانش را بازبینی کند، چرا که گاهی سوختگی درمان است.

قطر اولین کشور خلیجی بود که رابطه تجارتی با اسرایل برقرار نمود و رسما دفتر تجارتی. اسرایل را در دوحه افتتاح نمود.


سیاست