یک پژوهشگر پاکستانی بر این باور است که نثار محمد، نخستین وزیر معارف تاجیکستان، احتمالاً تاجیک بوده است، نه افغان.
منبع: اسپوتنیک تاجیکستان (روسیه)
در چند هفتهٔ اخیر، در شبکههای اجتماعی تاجیکستان و افغانستان بحث دربارهٔ هویت قومی نثار محمد ادامه داشته است.
گفته میشود که نثار محمد از تاجیکان پاکستان بوده و حتی از او به عنوان «بنیانگذار» تاجیکستان یاد میشود. اما پژوهشگران تاجیک میگویند که این ادعا نمیتواند درست باشد، زیرا تاجیکستان در سال ۱۹۲۴ تأسیس شده است، نه در سال ۱۹۲۷ که نثار محمد وزیر معارف بود.
بحث دربارهٔ ملیت نثار محمد زمانی در شبکههای اجتماعی تاجیکستان و افغانستان آغاز شد که دولت تاجیکستان خاک آرامگاه دو قهرمان تاجیکستان ــ شیرینشاه شاتمور و نصرتالله مخدوم ــ و همچنین نثار محمد، وزیر معارف تاجیکستان، را از گورستان دونسکوی مسکو به کشور منتقل کرد.
صندوقهای حاوی خاک این شخصیتها را شخصاً امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، در دوشنبه استقبال کرد. پس از آن مراسم نمادین وداع در پایتخت برگزار شد و سپس مراسم بازدفن در گورستان نخبگان ملت در محلهٔ لوچاب دوشنبه انجام گرفت.
تاجیک، افغان یا پشتون؟
خود نثار محمد آشکارا اذعان کرده است که افغان یا پشتون است و دیگران نیز او را با همین هویت میشناسند، اما در واقع نمیتوان با اطمینان دربارهٔ ریشههای قومی واقعی او سخن گفت. این مطلب را عارف حسن آخوندزاده، پژوهشگر پاکستانیِ تاجیکتبار، در گفتوگو با اسپوتنیک تاجیکستان بیان کرده است.
او گفت:
«وی اهل قریهٔ زیده در ولسوالی صوابیِ ولایت خیبر پختونخوا (که در آن زمان ولایت سرحد شمال غربی یا NWFP نامیده میشد) است؛ منطقهای که امروزه خود را پشتون میداند. اما بحث بر سر این است که این سرزمین در گذشته کاملاً متعلق به تاجیکان بوده و ساکنان امروزی آن همگی تاجیکان پشتونشدهاند.»
وی افزود که سخن از سلطنت سوات است؛ منطقهای تاریخی که با نام «سواد گبر» یا «پهلی سرکار» نیز شناخته میشد و پادشاهیای کاملاً تاجیکی در درهٔ رود سوات، در شمال ولایت کنونی خیبر پختونخوا بود. این دولت متعلق به قبایل گبری و دارای جمعیتی از تاجیکان، دهقانان و فارسیزبانان بومی بود و از سال ۱۱۹۰ تا ۱۵۱۹ میلادی وجود داشت.
پایان این سلطنت را ظهیرالدین بابر، فرمانده نظامی و بنیانگذار امپراتوری مغول هند، رقم زد؛ شخصیتی که خود از نسل امیر تیمور و چنگیزخان بود.
به گفتهٔ این پژوهشگر:
«ظهیرالدین بابر برای دستیابی به تخت هند از پشتونهای یوسفزی نیز کمک خواست و آنان در مقابل، تخت سوات را مطالبه کردند. بابر این شرط را پذیرفت، سلطنت سوات را تصرف کرد و در نتیجهٔ این توافق، پادشاهی ۳۳۰ سالهٔ تاجیکان سوات سرنگون شد.»
به گفتهٔ او، سوات با عنوان «دولت شاهزادهنشین سوات» یا «دولت یوسفزی سوات» ــ یکی از ۵۶۵ دولت خودگردان و شاهزادهنشین تحت تاج بریتانیا ــ در سال ۱۹۱۵ احیا شد و تا سال ۱۹۶۹ به حیات خود ادامه داد.
«این شاهزادهنشینها تابع مستقیم تاج بریتانیا نبودند، بلکه پادشاهیهای نیمهخودمختاری بودند که تحت قیمومت تاج بریتانیا قرار داشتند. پس از تقسیم هند بریتانیایی، والی سوات سند الحاق به پاکستان را امضا کرد»، عارف حسن آخوندزاده گفت.
به گفتهٔ او، در سال ۱۸۹۷، زمانی که نثار محمد به دنیا آمد، درهٔ سوات همراه با چترال و دیر در قلمرو ادارهٔ مالاکند قرار داشت؛ واحد اداری دیگری در هند بریتانیایی که از سال ۱۸۹۵ تا ۱۹۱۵ وجود داشت.
این پژوهشگر افزود:
«نثار محمد خود را یک افغانِ مَندنَر از قبیلهٔ یوسفزی معرفی میکند. قریهٔ زیده در ولسوالی صوابیِ درهٔ پیشاور واقع شده است؛ منطقهای سرسبز که امروزه مرکز قبیلهٔ مَندنَر از میان افغانهای یوسفزی به شمار میرود.»
به گفتهٔ آخوندزاده، هویت رسمی نثار محمد یک پشتون از طایفهٔ ایوبخیل، شاخهٔ اباخیلِ مَندنَر است. با این حال، ساکنان بومی آن منطقه ــ تاجیکان پشتونشدهای که با نام «غالیخیل» شناخته میشوند ــ همچنان در آنجا سکونت دارند.
«غالیخیلها در بخشهای صوابی، همچنین در کنر، باجور و مانسهره زندگی میکنند. آنان تاجیکان شاخهٔ میتراویِ سواتی هستند که در پادشاهی سوات میزیستند و در میان یوسفزیها و دیگر قبایل پشتون ــ مانند مهمندها، سالارزیها، عثمانخیلها و دیگران ــ که بر سرزمینهای آنان مسلط شدند، جذب و مستحیل گشتند و اکنون خود را پشتون ـ افغان معرفی میکنند»، افزود او.
آخوندزاده میگوید که خود او نیز یک آخوندزادهٔ میتراوی است که از نظر هویتی و ظاهری به عنوان «مهمند» شناخته میشود.
این پژوهشگر پاکستانی میگوید:
«ببینید، مادر من انگلیسی است. اگر قرار باشد تبار را از مادر بگیریم، زبان مادری من باید انگلیسی باشد. اما من با زبان پشتو بزرگ شدهام و بهتر از هر زبان دیگری به پشتو صحبت میکنم. با این حال، هرچه باشد من پشتون نیستم؛ از نظر شجرهنامه، خون و هفت پشت، تاجیک هستم. نوع متفاوتی از پشتون و در عین حال نوع متفاوتی از تاجیک.»
اینکه نثار محمد نیز از همین دسته از پشتونها و تاجیکها بوده یا شاید تاجیکی اصیل بوده که نه به مناطق ترکنشین، روسنشین یا قفقاز، بلکه به تاجیکستان رفته یا فرستاده شده است، هنوز روشن نیست. او میتوانست به مناطق ترکنشین، روسنشین یا قفقاز برود، اما ترجیح داد در میان تاجیکان بماند.
او خود را افغان و از قوم یوسفزی معرفی میکند، اما همانگونه که آخوندزاده میگوید، این احتمال نیز وجود دارد که تاجیک بوده باشد؛ زیرا در سرزمینی زاده شده که پیشینهٔ تاجیکی داشته است. با این حال، همهٔ این گمانهزنیها بدون انجام پژوهشهای ژنتیکی قطعی، صرفاً در حد فرضیه باقی میمانند.
همچنین این ادعا که وی نخستین وزیر معارف تاجیکستان بوده، پایهٔ تاریخی محکمی ندارد؛ زیرا پیش از او عباس علیاف، زادهٔ بخارا، این سمت را بر عهده داشت.
نثار محمد دو دوره وزیر معارف تاجیکستان بود: نخست در سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۲۹ در جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی تاجیکستان و سپس در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲ در جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان.






