ترامپ جنگ را آغاز کرد و به توافقی رسید که از توافق هستهای اوباما (JCPOA) بسیار بدتر است
نویسنده: لیم تین، حقوقدان و سیاستمدار سنگاپوری
دو روز پیش مقالهای نوشتم و آن را در فیسبوک منتشر کردم. در آن، توافق آتشبس میان آمریکا و ایران را «سند تسلیم» نامیدم. از آن زمان تاکنون، این مقاله بیش از ۴٫۵ میلیون بار دیده شده، ۵۶ هزار پسند دریافت کرده و بیش از ۱۱ هزار بار به اشتراک گذاشته شده است. واکنشها چیزی را تأیید کردند که بسیاری از مردم از پیش احساس میکردند، اما هنوز قادر به اثبات آن نبودند: در شرایطی که ایالات متحده پذیرفته بود، چیزی عمیقاً نادرست وجود داشت.
اکنون که نسخه انگلیسیزبان العربیه (Al Arabiya) متن کامل «یادداشت تفاهم» ۱۴ مادهای (MOU) را به دست آورده است، دیگر نیازی به حدس و گمان نیست. این سند خود گویای همه چیز است و تمام آنچه را که پیشتر نوشته بودم، تأیید میکند.
من به عنوان حقوقدانی با ۳۵ سال سابقه، فعالیت حرفهای خود را صرف تحلیل دقیق متون و عبارات حقوقی کردهام. پس از مطالعه این یادداشت تفاهم، به نتیجهای روشن و بیابهام رسیدم: این یک توافق صلح میان دو طرف برابر نیست؛ بلکه یک سند تسلیم است. آمریکاییها نمیخواستند جهان این متن را ببیند و پس از خواندن آن بهراحتی میتوان فهمید چرا. اکنون دلایل این نتیجهگیری را بهطور مفصل توضیح خواهم داد.
ابتدا تمامی ۱۴ بند این توافق را نقل میکنم و سپس معنای آنها را شرح خواهم داد.
۱۴ بند یادداشت تفاهم
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به همراه متحدان خود که در جنگ کنونی مشارکت دارند، اعلام میکنند که از زمان امضای این یادداشت تفاهم، آتشبسی فوری و دائمی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، برقرار خواهد شد. طرفین متعهد میشوند از هرگونه اقدام خصمانه علیه یکدیگر و نیز از تهدید به استفاده از زور یا بهکارگیری آن خودداری کنند. توافق نهایی مفاد این ماده و تمامی مواد دیگر را تأیید خواهد کرد.
۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی طرف مقابل خودداری کنند.
۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند مذاکرات را انجام داده و حداکثر ظرف مدت ۶۰ روز به توافق نهایی دست یابند؛ این مهلت با توافق متقابل طرفین قابل تمدید خواهد بود.
۴. بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده محاصره دریایی را لغو خواهد کرد و از هرگونه اقدامی که با هدف جلوگیری یا محدود کردن فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران انجام شود، ممانعت به عمل خواهد آورد. افزون بر این، متعهد میشود که حداکثر ظرف مدت ۳۰ روز، ارتباطات و حملونقل دریایی را بهطور کامل احیا کند. حجم کشتیرانی ایران باید به سطح پیش از جنگ بازگردد. ایالات متحده همچنین متعهد میشود که ظرف ۳۰ روز پس از امضای توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق مجاور خارج کند.
۵. پس از امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران بلافاصله اقدامات لازم را برای احیای رفتوآمد کشتیهای تجاری میان خلیج فارس و دریای عمان آغاز خواهد کرد و حجم حملونقل را ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ خواهد رساند. این امر با در نظر گرفتن ضرورت رفع موانع فنی و اجرای عملیات مینروبی انجام خواهد شد.
۶. ایالات متحده متعهد میشود که همراه با شرکای منطقهای خود، طرحی جامع برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند که مورد توافق هر دو طرف بوده و برای آن حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی تضمینشده در نظر گرفته شود. سازوکار اجرای این طرح به عنوان بخشی از توافق نهایی باید ظرف مدت ۶۰ روز تدوین گردد.
۷. ایالات متحده متعهد میشود که مطابق با جدول زمانی مورد توافق در چارچوب توافق نهایی، تمامی تحریمهای جاری علیه جمهوری اسلامی ایران را لغو کند؛ از جمله تحریمهایی که بر اساس قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و تصمیمات شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) اعمال شدهاند، و همچنین تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از تحریمهای اولیه و ثانویه.
۸. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تأکید میکند که هرگز به تولید سلاح هستهای اقدام نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق کردهاند که سرنوشت مواد هستهای غنیشده و تمامی مسائل دیگری که بهصورت متقابل مورد توافق قرار گرفته و به برنامه هستهای مربوط میشوند، از جمله نیازهای هستهای ایران، بهطور مناسب در توافق نهایی تعیین و حلوفصل شوند. توافق نهایی مفاد این ماده را نیز تأیید خواهد کرد.
۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که تا زمان دستیابی به توافق نهایی، وضعیت موجود حفظ شود؛ بدین معنا که ایران وضعیت کنونی برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده نیز هیچ تحریم جدیدی علیه ایران اعمال نخواهد کرد و حضور نظامی خود را در منطقه افزایش نخواهد داد.
۱۰. ایالات متحده متعهد میشود که بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان لغو کامل تحریمها، وزارت خزانهداری آمریکا مجوزهایی (waivers) صادر کند که امکان صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها، و همچنین ارائه تمامی خدمات مرتبط، از جمله خدمات بانکی، بیمه، حملونقل و سایر عملیات وابسته را فراهم سازد.
۱۱. ایالات متحده متعهد میشود که همزمان با پیشرفت مذاکرات به سوی توافق نهایی، وجوه و داراییهای مسدودشده یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران آزاد شده و بهطور کامل در دسترس قرار گیرند. این وجوه، صرفنظر از اینکه در حسابهای اولیه نگهداری شوند یا به حسابهای دیگر منتقل شده باشند، میتوانند برای هرگونه پرداخت نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود مورد استفاده قرار گیرند و بهطور کامل در اختیار ایران خواهند بود. ایالات متحده متعهد میشود تمامی مجوزها، پروانهها و معافیتهای لازم از رژیم تحریمها را برای اجرای این بند صادر کند.
۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که سازوکاری برای اجرای توافق ایجاد کنند که بر اجرای موفقیتآمیز آن و پایبندی مستمر به مفاد توافق نهایی نظارت داشته باشد.
۱۳. پس از امضای این یادداشت تفاهم و دریافت تضمینهای لازم مبنی بر آغاز اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این یادداشت، و همچنین اطمینان از ادامه اجرای این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده مذاکرات درباره توافق نهایی را منحصراً در خصوص سایر مواد آغاز خواهند کرد.
۱۴. توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب خواهد رسید.
چرا این یک سند تسلیم است — و حتی بدتر از JCPOA
از دیدگاه حقوقی، نتیجهای که پس از مطالعه این یادداشت تفاهم به دست میآید، هیچ جایی برای تردید باقی نمیگذارد. اجازه دهید این موضوع را بند به بند توضیح دهم.
نخست: ۳۰۰ میلیارد دلار
ماده ۶ ایالات متحده و شرکای منطقهای آن را متعهد میکند که بازسازی و توسعه اقتصادی ایران را با مبلغی دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار آمریکا تأمین مالی کنند.
بیایید نام واقعی آن را به کار ببریم: غرامت جنگی.
طرف پیروز به طرف شکستخورده ۳۰۰ میلیارد دلار پرداخت نمیکند. این طرفی است که جنگ را آغاز کرده، آن را ادامه داده و در نهایت شکست خورده است که باید بپردازد.
توافق هستهای دولت اوباما (JCPOA) آزادسازی حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران را پیشبینی میکرد؛ داراییهایی که اساساً متعلق به خود ایران بودند.
اما این یادداشت تفاهم، برعکس، ایالات متحده را موظف میکند که ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری و تأمین مالی جدید برای توسعه ایران فراهم کند.
ترامپ جنگ را آغاز کرد و با تعهدی بازگشت که بر اساس آن باید بیش از دو برابر مبلغی را که دولت اوباما هرگز پذیرفته بود، در اختیار ایران قرار دهد.
دوم: تنگه هرمز همچنان تحت کنترل ایران باقی میماند
ماده ۵ ایران را موظف میکند که خود عملیات مینروبی و بازگرداندن کشتیرانی را انجام دهد؛ امتیازی فنی که در واقع حقیقتی بسیار مهمتر را تأیید میکند: ایران همچنان کنترل این آبراه را در اختیار دارد.
در متن یادداشت تفاهم هیچ بندی وجود ندارد که ایران را از وضع عوارض ترانزیتی، «هزینههای زیستمحیطی» یا هزینه «خدمات ناوبری» برای کشتیهای عبوری از تنگه در آینده منع کند.
در عمل، این همان تعرفهها و عوارض با نامی دیگر است. تنگه هرمز ــ شریان حیاتی انتقال انرژی در جهان ــ همچنان تحت کنترل مؤثر و انحصاری ایران باقی میماند. ایالات متحده جنگ را آغاز کرد و در نهایت نفوذ خود را بر گذرگاهی از دست داد که پیشتر برای کشتیرانی بینالمللی باز بود.
سوم: مسئله هستهای کاملاً باز باقی میماند — و اظهارات ترامپ درباره اورانیوم غنیشده ایران با متن سند در تضاد است
از منظر حقوقی، این شاید مهمترین بخش سند باشد.
ماده ۸ تصریح میکند که ایران «بار دیگر تأکید میکند» که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد.
استفاده از عبارت «بار دیگر تأکید میکند» (reiterates) کاملاً آگاهانه است. در ادبیات حقوقی و دیپلماتیک، این اصطلاح به این معناست که یک طرف صرفاً موضعی را که پیشتر اعلام کرده تکرار میکند، نه اینکه تعهدی جدید، الزامآور و قابل راستیآزمایی بپذیرد.
در این سند هیچ اشارهای به موارد زیر نشده است:
برچیدن سانتریفیوژها؛
کاهش سطح غنیسازی اورانیوم؛
محدودیت زمانی برای دستیابی احتمالی به سلاح هستهای (breakout timeline)؛
سازوکار بازرسیهای ناگهانی.
سرنوشت مواد هستهای غنیشده ایران صرفاً تا زمان انعقاد توافق نهایی به تعویق افتاده است.
برای مقایسه، توافق هستهای JCPOA دستکم:
محدودیتهای مشخصی بر سطح غنیسازی اورانیوم اعمال میکرد؛
کاهش ۹۸ درصدی ذخایر مواد غنیشده ایران را پیشبینی میکرد؛
تعداد سانتریفیوژها را محدود میساخت؛
یک رژیم ۱۵ ساله نظارت و راستیآزمایی از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (International Atomic Energy Agency) برقرار میکرد.
این یادداشت تفاهم هیچگونه امتیاز یا سازوکار قابل مقایسهای از نظر دامنه و سطح نظارت برای ایالات متحده فراهم نمیکند.
ترامپ بهصورت علنی اعلام کرده بود که در چارچوب این توافق، ایالات متحده قادر خواهد بود ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را مصادره و نابود کند.
اما تمامی این ادعاها چیزی بیش از یک خیالپردازی نیست.
بار دیگر ماده ۸ را بخوانید: در آن تنها گفته شده است که سرنوشت مواد غنیشده «بهطور مناسب در توافق نهایی تعیین و حلوفصل خواهد شد». همین و بس.
در این سند موارد زیر وجود ندارد:
هیچ سازوکاری برای مصادره یا خارج کردن اورانیوم غنیشده؛
هیچ جدول زمانی برای انتقال یا خروج آن؛
هیچ روشی برای راستیآزمایی و نظارت؛
هیچ مقرراتی برای اجرای اجباری تعهدات.
اورانیوم غنیشده همچنان در اختیار ایران، در خاک ایران و تحت کنترل ایران باقی میماند؛ امروز، فردا و تا زمانی که توافق نهایی حاصل شود، اگر اساساً چنین توافقی روزی به دست آید.
علاوه بر این، ماده ۸ بهصراحت «نیازهای هستهای ایران» را به رسمیت میشناسد؛ عبارتی که بهطور ضمنی حق ایران برای ادامه توسعه برنامه هستهای خود به هر شکلی که ضروری بداند را تأیید میکند.
این یادداشت تفاهم بهجای محدود کردن جاهطلبیهای هستهای ایران، آزادی عمل قابلتوجهی به تهران میدهد تا مسیر و سرعت توسعه برنامه هستهای خود را تعیین کند.
این توافق، ایران را از اهرم نفوذ هستهای خود محروم نمیکند؛ بلکه برعکس، این اهرم را بهطور کامل حفظ میکند، در حالی که هزینههای آن را ایالات متحده خواهد پرداخت.
من در اینجا درباره اینکه ایران باید یا نباید دارای سلاح هستهای باشد، داوری نمیکنم. موضع ثابت من همواره این بوده است: اگر ایران نباید چنین سلاحی داشته باشد، پس اسرائیل (Israel) نیز که دارای زرادخانه هستهایِ بهطور غیررسمی شناختهشده است، نباید آن را در اختیار داشته باشد.
اما نکته اصلی چیز دیگری است: اظهارات دونالد ترامپ (Donald Trump) مبنی بر اینکه این توافق ایران را از دستیابی به سلاح هستهای محروم میکند، آشکارا اغراقآمیز است.
این یادداشت تفاهم چنین چیزی را تضمین نمیکند.
و اگر گزارشها درباره این موضوع را در نظر بگیریم که مسعود پزشکیان (Masoud Pezeshkian)، رئیسجمهور ایران، در جریان یک گفتوگوی تلفنی اخیر با نخستوزیر پاکستان ظاهراً تهدید کرده است که در صورت ادامه سرسختی ایالات متحده، دست به انفجار هستهای خواهد زد، و همچنین گزارشهایی مبنی بر اینکه پاکستان به ترکیه تضمین «چتر هستهای» در برابر تهدید احتمالی اسرائیل داده است، آنگاه چه کسی میتواند ادعا کند که تضمینهای مشابهی از سوی پاکستان، چین، روسیه یا کره شمالی در اختیار ایران قرار نخواهد گرفت؟
این یادداشت تفاهم به هیچیک از این پرسشها پاسخی نمیدهد.
چهارم: ترتیب اجرای تعهدات، ماهیت واقعی توافق را آشکار میکند
ماده ۱۳ شاید گویاترین بخش کل این سند باشد.
بر اساس این ماده، ایران و ایالات متحده تنها پس از آن مذاکرات درباره توافق نهایی را آغاز خواهند کرد که آمریکا اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ را شروع کرده باشد.
این بدان معناست که پیش از انعقاد توافق نهایی:
محاصره دریایی باید لغو شود؛
داراییهای مسدودشده ایران باید آزاد شوند؛
مجوزهای صادرات نفت ایران باید صادر شوند؛
کشتیرانی باید احیا شود.
به بیان دیگر، ابتدا آمریکا امتیاز میدهد و تنها پس از آن ایران درباره توافق نهایی مذاکره میکند.
این منطق یک پیروز نیست که از طرف شکستخورده امتیاز میگیرد؛ بلکه منطق یک متقاضی است که برای نشستن بر سر میز مذاکره هزینه پرداخت میکند.
نتیجهگیری
دونالد ترامپ علیه ایران حملات نظامی انجام داد، گروههای تهاجمی ناوهای هواپیمابر را به منطقه اعزام کرد، محاصره دریایی برقرار ساخت و زیرساختهای ایران را هدف بمبارانهای طولانیمدت قرار داد.
تمامی این اقدامات با ادبیاتی حداکثری همراه بود که بر ضرورت محروم ساختن دائمی ایران از دستیابی به سلاح هستهای و وادار کردن آن به تسلیم بیقید و شرط تأکید داشت.
با این حال، یادداشت تفاهمی که او امضا کرده است، شامل موارد زیر است:
تعهد به تأمین مالی توسعه ایران به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار؛
عدم وجود هرگونه برچیدن ساختاری برنامه هستهای ایران؛
حفظ کنترل عملی ایران بر تنگه هرمز؛
اعطای امتیازات فوری از سوی آمریکا حتی پیش از آغاز مذاکرات درباره توافق نهایی؛
و چنان فرمولبندی ضعیفی درباره مسئله هستهای که تمام بار حقوقی آن بر یک واژه استوار است: «بار دیگر تأکید میکند» (reiterates)؛ در جایی که انتظار میرفت ممنوعیتی صریح، قاطع و بدون ابهام وجود داشته باشد.
توافق هستهای دولت اوباما ــ JCPOA ــ با وجود تمامی کاستیهایش، دستکم شامل محدودیتهای مشخص و قابل اندازهگیری بر برنامه هستهای، سازوکارهای مستقل راستیآزمایی و نظارت، و همچنین لغو تدریجی تحریمها بود که مستقیماً به اجرای تأییدشده تعهدات ایران وابسته بود.
در این یادداشت تفاهم، چنین ساختار نهادی و حقوقیای وجود ندارد.
دونالد ترامپ JCPOA را پاره کرد و آن را «بدترین توافق تاریخ» نامید. سپس جنگ را آغاز کرد و در نهایت با توافقی به خانه بازگشت که از نگاه نویسنده، حتی از آن نیز بدتر است.
و در پایان، اجازه دهید یک پیشنهاد فروتنانه در ارتباط با این رویداد مطرح کنم.
در سال ۱۹۱۹، در تالار آینههای کاخ ورسای (Palace of Versailles)، پیمان ورسای (Treaty of Versailles) به امضا رسید؛ سندی که چنان غرامتهای سنگین و شرایط تحقیرآمیزی را بر آلمان تحمیل کرد که به باور بسیاری از تاریخنگاران، زمینه را برای به قدرت رسیدن آدولف هیتلر (Adolf Hitler) فراهم ساخت و در نهایت جهان را به سوی فاجعه جنگ جهانی دوم (World War II) سوق داد.
اکنون امانوئل مکرون (Emmanuel Macron) قصد دارد از دونالد ترامپ در همان تالار آینهها و در جریان نشست گروه هفت (G7) پذیرایی کند.
و چه اندازه نمادین خواهد بود ــ چه اندازه بهطرزی کامل و شاعرانه نمادین ــ اگر ترامپ در همان تالار بماند و در ۱۹ ژوئن، یادداشت تفاهم نهایی با ایران را همانجا امضا کند.
به هر حال، تالاری که روزگاری شاهد تحمیل غرامتهای تحقیرآمیز از سوی یک قدرت بزرگ به قدرتی دیگر بود، مناسبترین مکان برای امضای سندی به نظر میرسد که در آن، مردی که خود را بزرگترین معاملهگر جهان مینامد، به شکلی عجیب در جایگاه طرفی قرار گرفته است که همان غرامتها را میپردازد.
و آینهها ــ تمام ۳۵۷ آینه مشهور آن تالار ــ این لحظه را با شفافیتی بینقص بازتاب خواهند داد.