آمریکا به بزرگترین صادرکننده نفت جهان تبدیل شد
نویسنده: تیمور سیتمراتوف، تحلیلگر (نیویورک، آمریکا)
در آمریکا نزدیک به یک قرن است که مفهومی به نام «کانزاس سیتی شافل» (Kansas City Shuffle) وجود دارد. در اصل، این یک طرح فریبکارانه و پیچیده است و ظرافت اصلی آن در این نهفته است که قربانی را وادار کنند تا از یک توهم پیروی کند.
خود این اصطلاح پس از اجرای ترانه «Kansas City Shuffle» توسط پیانیست جاز، بنی موتن، در سال ۱۹۲۶ در آمریکا پدید آمد. خارج از آمریکا، این اصطلاح به لطف فیلم مشهور «عدد شانس اسلوین» شهرت فراوان یافت؛ جایی که شخصیت بروس ویلیس (گربه مهربان) بهطور فعال از آن استفاده میکرد.
اصل این مفهوم در یک فرمول خلاصه میشود: «وقتی همه به سمت راست نگاه میکنند، تو به سمت چپ برو.»
به این معنا که بهرهبرداران این طرح، تهدیدی آشکار یا وضعیتی میآفرینند که تمام توجه قربانی را به یک نقطه متمرکز کند. قربانی گمان میکند که اوضاع را کنترل میکند یا از آنچه در حال وقوع است آگاه است، اما در واقع در دام افتاده است. بهطور خلاصه، تا زمانی که هدف بر یک مقصود ساختگی متمرکز شده است، طرفهای مقابل او گام تعیینکننده خود را برمیدارند.
امروز هرچه ماجرای تنگه هرمز طولانیتر میشود، رویدادهای جاری بیشتر به نمونه کلاسیک «کانزاس سیتی شافل» شباهت پیدا میکند: در حالی که توجه تمام جهان به «تقابل» پرهیاهوی ایران و آمریکا جلب شده است، در جهان بدون سر و صدای چندانی تحولاتی در مقیاسی عظیم و دارای اهمیت ژئواقتصادی جهانی در حال وقوع است.
در واقع، همانگونه که در یادداشتهای پیشین خود بارها اشاره کردهام، اگر یک نظریهپرداز توطئه بودم، حتماً این پرسش را مطرح میکردم که رژیم حاکم بر تهران در حقیقت در خدمت منافع چه کسانی عمل میکند؟
واقعیت این است که در حالی که افکار عمومی جهان درباره هرمز، اختلال در صادرات هیدروکربنهای خاورمیانه، محدودیتهای تحریمی و مذاکرات فرسایشی میان واشنگتن و تهران بحث میکند، ایالات متحده بهآرامی به بزرگترین صادرکننده نفت جهان (شامل نفت خام و فرآوردههای نفتی) تبدیل شده است. بر اساس دادههای تحلیلی شرکت ورتکسا (Vortexa)، صادرات نفت و سوخت آمریکا در ماه مه به ۱۰٫۵ میلیون بشکه در روز رسیده است.
شرکتهای نفتی آمریکا امروز تولید خود را در سطوح بیسابقه حفظ کردهاند و بازار جهانی را با نفت آمریکا و ونزوئلای تحت نفوذ خود اشباع میکنند.
بر پایه دادههای تحلیلی این حوزه، بخش عمده صادرات آمریکا به کشورهای منطقه آسیا ـ اقیانوسیه (ژاپن، کره جنوبی، تایلند و چین) و همچنین کشورهای اروپایی (ایتالیا، اسپانیا، آلمان و بریتانیا) ارسال میشود و کمبود واقعی مواد خام را جبران میکند.
برای مقایسه، در سال ۲۰۲۵ عربستان سعودی حدود ۸٫۱ میلیون بشکه، آمریکا ۶٫۶ میلیون بشکه و روسیه حدود ۵٫۸ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکردند. این آمار نیز بر اساس دادههای ورتکسا است. تکرار میکنم: اکنون صادرات آمریکا به ۱۰٫۵ میلیون بشکه در روز رسیده است.
میشل بروخارد، رئیس بخش سیاستگذاری شرکت Kpler که در زمینه ردیابی کشتیها فعالیت میکند، در گفتوگو با CNBC اظهار داشت: «واشنگتن اکنون به ابزار تازهای دست یافته است؛ ابزاری که حتی پیش از آغاز رویارویی با ایران نیز از وجود آن آگاه نبود: صادرات جهانی حاملهای انرژی.»
در واقع، آمریکا با تبدیل شدن به بزرگترین صادرکننده نفت جهان، در کنار برتری نظامی و سلطه بر بازارهای مالی به واسطه جایگاه دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره جهانی، به اهرمی بسیار قدرتمند در مذاکرات بینالمللی با متحدان و رقبای خود دست یافته است.
میشل بروخارد، که پیشتر از او یاد شد، در همان مصاحبه خاطرنشان کرد: «اکنون میتوان مشاهده کرد که آمریکا چگونه بر کشورهایی تأثیر میگذارد که از نظر نفت یا گاز به آن وابستهاند.»
امروز ایالات متحده بزرگترین تأمینکننده نفت خام اروپا و دومین تأمینکننده بزرگ فرآوردههای نفتی در این قاره است و با اطمینان روسیه و عرضهکنندگان خاورمیانه را از این جایگاهها کنار زده است.
نکته قابل توجه این است که ایگور سچین، رئیس شرکت «روسنفت» و از نزدیکترین همکاران رئیسجمهور روسیه، در نشست انرژی مجمع اقتصادی بینالمللی سنپترزبورگ اعلام کرد که بسته شدن تنگه هرمز پیش از همه به سود شرکتهای انرژی آمریکایی خواهد بود.
سچین افزود: «بر اساس دادههای شرکت مشاورهای نروژی Rystad Energy، شرکتهای نفت و گاز آمریکا تنها در سال ۲۰۲۶ خواهند توانست بیش از ۶۰ میلیارد دلار سود اضافی به دست آورند. همچنین درآمدهای مالیاتی اضافی این بخش برای بودجه ایالات متحده، بنا بر ارزیابی کارشناسان، میتواند به حدود ۸۰ میلیارد دلار برسد.»
البته برای رعایت انصاف باید یادآور شد که حتی پیش از آغاز رویارویی ایران و آمریکا نیز عربستان سعودی و روسیه از نظر نرخ رشد تولید، بهطور محسوسی از ایالات متحده عقبتر بودند.
در سال ۲۰۱۶ آمریکا ممنوعیت چهلساله صادرات نفت را لغو کرد؛ اقدامی که آغازگر جهش بزرگ نفتی این کشور شد. تنها ده سال بعد، آمریکا به بزرگترین صادرکننده نفت جهان تبدیل شد و بدین ترتیب تردید کسانی را که این رشد را کوتاهمدت میپنداشتند، بیاساس ثابت کرد.
برخلاف عربستان سعودی و روسیه، که در آن دولتها اهداف مشخصی برای میزان تولید تعیین میکنند، رونق بخش انرژی در آمریکا به تصمیمهای شرکتهای خصوصی وابسته است.
کنت مدلاک از مؤسسه سیاست عمومی بیکر گفت: «وقتی قیمت نفت افزایش مییابد، شرکتهای آمریکایی تولید را بالا میبرند و این امر موجب کاهش قیمتها میشود. هنگامی که قیمتها پایین میآید، تولید کاهش مییابد و همین موضوع به افزایش قیمتها منجر میشود.»
او افزود: «این روند تا حدی شبیه عملکرد اوپک و عربستان سعودی است، اما در آمریکا با یک سازوکار بازار روبهرو هستیم، نه با یک ابزار بوروکراتیک.»
در عمل، امروز میتوان نکات زیر را مطرح کرد:
• به لطف اختلالها و محدودیتهای حملونقل در خاورمیانه، آمریکا به بزرگترین تأمینکننده نفت خام، فرآوردههای نفتی و سوخت هواپیما برای بازار اتحادیه اروپا تبدیل شده است. همچنین به دلیل حملات پهپادی ایران که بخشی از زیرساختهای صادراتی قطر را از کار انداخت، آمریکا در سال جاری به اصلیترین تأمینکننده گاز طبیعی مایع (LNG) برای کشورهای اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
• کشورهای آسیایی که پیشتر نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه خریداری میکردند، اکنون نیز هرچه بیشتر به آمریکا وابسته میشوند. در ماه مه، حدود ۴۶ درصد از صادرات نفت آمریکا راهی آسیا شد؛ در حالی که این رقم در سال گذشته ۳۷ درصد بود.
پینوشت:
در حالی که جامعه جهانی، تحت تأثیر هیاهوی رسانهها، ذهن خود را درگیر برنامههای آمریکا در قبال ایران کرده است، به احتمال زیاد کسی در واشنگتن درباره چشماندازهایی کاملاً متفاوت میاندیشد و زیر لب با خوشحالی ترانهای از سال ۱۹۲۶ را زمزمه میکند:
«وقتی همه به سمت راست نگاه میکنند، تو به سمت چپ برو.»