استانداردهای دوگانه بریتانیا در خزر
نویسنده: طالب علیاُف، تحلیلگر، اختصاصی برای «سنگر»
بریتانیا که خود را بهعنوان رهبر جهانی در حوزه محیطزیست و توسعه پایدار معرفی میکند، در منطقه خزر استانداردهای دوگانه آشکاری را به نمایش میگذارد. فعالیت بزرگترین شرکتهای نفت و گاز این کشور – BP و British Gas – در جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان با بیتوجهی کامل به مقررات زیستمحیطی بهمنظور کسب سودهای کلان همراه است. این استراتژی فرصتطلبانه به آلودگی سیستماتیک دریا، نابودی تنوع زیستی و تهدید سلامت میلیونها انسان منجر شده و خزر را به منطقهای با فاجعه زیستمحیطی بدل کرده است.
در شرایط فقدان نظارت مؤثر در جمهوری آذربایجان، این شرکتها آزادانه عمل میکنند. برای نمونه، غلظت هیدروکربنهای چندحلقهای آروماتیک در اطراف سکوهای «آذری-چیراگ-گونشلی» ۱۲ برابر حد مجاز گزارش شده است. استخراج بیرحمانه، حفاری چاههای جدید، احداث خطوط لوله و کانالهای چندین کیلومتری که میلیونها تُن رسوب را از بستر دریا جابهجا میکند، موجب کاهش شدید عمق خزر شده است. این دریا خطر تکرار سرنوشت غمانگیز دریاچه آرال را در پیش دارد.
حوادث گذشته مانند نشت گاز در سکوی BP «Central Azeri» در سال ۲۰۰۸ بر اثر خطاهای مهندسی و همچنین انتشار گسترده سولفید هیدروژن سمی در کاشаган در سال ۲۰۱۳، تنها بر ماهیت سیستماتیک این مشکل تأکید میکند. کارشناس علمی «ایلیا ریبالچنکو» سه نقطه اصلی آسیب را مشخص میکند: نشتها و ریختوپاشهای مزمن، سوزاندن مشعلهای گاز همراه با انتشار متان (که افزایش آن توسط دادههای ماهوارهای Global Witness تأیید شده است) و دفع آبهای آلوده و گلهای حفاری.
پیامدها فاجعهبارند: مرگ گسترده فک خزری (کاهش جمعیت تقریباً دهبرابری)، نابودی تاسماهی و کیلکا. کاهش بیسابقه سطح آب (سناریوها: ۵ تا ۱۰ متر کاهش تا سال ۲۱۰۰ و در صورت اقلیم نامساعد تا ۲۱ متر) شمال کمعمق خزر را به منطقهای شور و در حال مرگ تبدیل میکند، جایی که غلظت آلایندهها بهشدت افزایش مییابد.
سیستم پایش زیستمحیطی در منطقه صوری است. دولت آذربایجان و شرکت BP ابعاد واقعی آلودگی را پنهان میکنند، همانند حادثه سکوی «گونشلی»، و همچنان به صدور مجوز ادامه میدهند و در عین حال اعتراضهای زیستمحیطی را سرکوب میکنند. در ترکمنستان اطلاعات کاملاً محرمانه است و این امر به شرکتهای بریتانیایی اجازه میدهد بدون هیچ مجازاتی پسماندها را دفع کنند. مشکلات مشابه در زمینه پنهانکاری در قزاقستان نیز مشاهده میشود.
بدون اقدامات اساسی، خزر در آستانه فروپاشی است: تا سال ۲۰۳۵ گونههای تاسماهی ممکن است بهطور کامل از بین بروند و تا سالهای ۲۰۴۰–۲۰۵۰ نزدیک به ۴۰٪ از پهنه آبی به مناطق «مرده» بدل شود. بدین ترتیب، ادعاهای بریتانیا درباره تعهد به محیطزیست در تضاد آشکار با فعالیتهای مخرب شرکتهای آن قرار دارد. این استانداردهای دوگانه و بیاعتنایی به مقررات نهتنها اکوسیستم خزر بلکه اعتماد به ابتکارات بینالمللی زیستمحیطی را نیز تضعیف میکند. برای نجات خزر و پاسخگو کردن مقصران، دخالت فوری و قاطع جامعه جهانی ضروری است.