خبر روز

اسرائیل و امریکا چگونه شام را تسخیر می‌کنند؟

نویسنده: ابراهیم ماجد

جنگ سوریه نخستین و مهم‌ترین گام در طرح بزرگ تجزیهٔ شرق میانه توسط غرب بود. با وجودی که رسانه‌های غربی این جنگ را به عنوان منازعه داخلی برای دموکراسی و آزادی معرفی کردند، واقعیت چیز دیگری بود. پس از جنگ ۲۰۰۶ میان اسرائیل و لبنان، انستیتوت امنیت ملی اسرائیل به نتیجه استراتژیک زیرین رسید: برای از بین بردن محور مقاومت، باید قلب آن یعنی سوریه را هدف قرار داد.

چنان‌که قلب خون را در بدن به گردش درمی‌آورد، سوریه نیز منابع مالی، اسلحه و پشتیبانی را به تمام شبکهٔ مقاومت منتقل می‌کرد. این کشور حلقهٔ اتصال میان حزب‌الله، ایران و گروه‌های فلسطینی بود. اسرائیلی‌ها نتیجه گرفتند که تنها راه شکستن این محور، تجزیهٔ سوریه و تقسیم آن به مناطقی با تنش‌های مذهبی است تا دیگر نتواند نقش یک نیروی متحدکنندهٔ مقاومت را ایفا کند.

هدف استراتژیک در قلب منطقه

سوریه با هویت ملی قوی، پیوند عمیق با محور مقاومت و موقعیت جغرافیایی مرکزی میان عراق، لبنان و فلسطین، مانعی بزرگ برای پروژهٔ "شرق میانه جدید" بود؛ پروژه‌ای که توسط محافظه‌کاران نوین آمریکایی و استراتژیست‌های اسرائیلی دنبال می‌شد. هدف صرفاً تغییر رژیم نبود، بلکه تجزیهٔ کامل کشور بود:

۱. تشکیل یک دولت علوی در سواحل غرب

۲. تشکیل دولت سنی‌نشین عربی در جغرافیایی مرکزی سوریه

۳. منطقه خودمختار کُردی در شمال

۴. مناطق خودمختار اما پراکندهٔ دروزی و مسیحی—همه جدا از یکدیگر در حالی که اسرائیل جنوب سوریه را در اشغال دارد.

این تجزیه، سوریه را نه تنها به یک بازیگر ضعیف منطقه‌ای بدل می‌کرد، بلکه مسیر زمینی میان ایران و لبنان را نیز قطع می‌ساخت، حزب‌الله را منزوی می‌کرد، و زمینهٔ تسلط کامل آمریکا و اسرائیل بر شام را فراهم می‌نمود.

هرج‌ومرج هدایت‌شده: نیروهای نیابتی، جنگجویان، و روایت‌سازی‌ها

برای عملی ساختن این راهبرد، اقدامات زیر انجام شد:

۱. دامن‌زدن به تنش‌های مذهبی و تحریک جوامع علیه یکدیگر از طریق تبلیغات و جنگ روانی

۲. فرستادن جنگجویان افراط‌گرا به سوریه؛ بسیاری از آن‌ها وابسته به القاعده و داعش که از طریق شبکه‌های پنهانی منطقه‌ای و بین‌المللی مسلح و تمویل می‌شدند

۳. بازسازی چهرهٔ این گروه‌های تروریستی به عنوان "انقلابیون" از طریق رسانه‌ها، تا حکومت سوریه را شیطانی و خودشان را مشروع جلوه دهند

در حالی که دولت سوریه به عنوان عامل اصلی خشونت معرفی می‌شد، حقیقت عمیق‌تر پنهان ماند: این یک جنگ برنامه‌ریزی‌شده و هدایت‌شده از بیرون بود که نارضایتی‌های داخلی را بهانه ساخت برای بازسازی و تغییر ژئوپولیتیک منطقه.

سوریه آغاز بود، اما هدف نهایی نبود

هدف نهایی، فروپاشی گستردهٔ منطقه بود:

۱. کشاندن لبنان به جنگ مذهبی برای تضعیف حزب‌الله

۲. تکه‌تکه‌کردن بیشتر عراق به مناطق شیعه، سنی و کردی

۳. در نهایت، انزوای کامل ایران یک رژیم محاصره‌شده، بدون متحد، و قطع‌شده از مسیرهای پشتیبانی

این دومینوی تجزیه، اسرائیل را بدون رقیب می‌ساخت و سلطهٔ کامل آمریکا را در منطقه تضمین می‌کرد.

اهداف باقی ماند، حتی پس از ناکامی‌ها

با آنکه سوریه در سال ۲۰۱۷ با حمایت ایران، حزب‌الله و روسیه از فروپاشی کامل نجات یافت، اما راهبرد اصلی تغییر نکرد. امروز نیز:
پایگاه‌های آمریکا در شرق سوریه

اشغال اسرائیل در جنوب

حضور نیروهای ترکیه در شمال

و در اختیار داشتن حکومت توسط جریان‌های افراط‌گرا

همگی نشان می‌دهد که نقشه هنوز در حال اجراست، فقط با شکل جدید.

جنگ سوریه یک خیزش خودجوش نبود؛ بلکه نخستین فصل از یک نقشهٔ بزرگ برای تجزیهٔ شرق میانه، ترسیم مرزهای جدید و تحکیم سلطهٔ اسرائیل و متحدانش بود.


سیاست

مقاومت دوم

15-خرداد-1405 By admin

مخالفین بی‌خریدار

چرا هیچ‌کس از مخالفین طالبان حمایت

ژئوپلیتیک

30-خرداد-1405 Hits:1 ژئوپلیتیک By admin

تسلیم کامل و خفت‌بار

چگونه آمریکا در دوران ترامپ به یک بازیگر

دین

26-خرداد-1405 By admin

«من کابلیِ شهری هستم،…

چرا شیعه و سنی برداشت نادرستی از آیهٔ «إ