غیرافغانها بزرگترین قربانیان سیاستهای تقسیم قدرت آمریکا در دو دهه گذشته بودهاند.
نویسنده: فیاض بهرمان نجیمی، تحلیلگر مسائل منطقه ای و بین المللی، عضو شورای مشورتی سنگر.
چنین معلوم می شود، که روسیه دیپلوماسی نیابتی را در رابطه به افغانستان به حیث یک آزمایش آغاز کرده است، چیزی شبیه دیپلماسی «پینگ پنگ» آمریکا.
ایالات متحده آمریکا در هیچ کجای دنیا در رابطه به هیچ کشوری که متحد آن نیست، تابع تشریفات دیپلماتیک نمی باشد. همیشه روابط با دولت ها و مخالفان آن برقرار می کند و هر دو طرف را برای منافع خویش استفاده می نماید. اما در برابر کشور های متحد از جمله طالبان برخورد یک سویه با حاکمان دارد.
به احتمال زیاد روسیه روش جدید را حداقل در حال حاضر در جغرافیای به نام افغانستان تجربه می کند. سیاست رسمی آن تعامل با طالبان است و سیاست غیر رسمی آن از جانب «حزب روسیه عادل» با مخالفان طالبان.
احزاب اپوزیسیون «داخل سیستم» در روسیه معادل با اپوزیسیون های غربی نیستند و در مسایل بزرگ به مثل دو حزب سیاسی آمریکا همسو با سیاست دولت مرکزی اند.
نشست حزب «روسیه عادل» با مخالفان بیشتر غیر افغان تبار در هوتل کمیته مرکزی سابق حزب کمونیست شوروی و اکنون هوتل دولتی ریاست جمهوری بدون حمایت ساختار های امنیتی روسیه به ویژه شورای امنیت ملی آن کشور ممکن نبود.
شورای امنیت روسیه و بخش از نظامیان و کارشناسان با گرایش پارسی نگاه دیگر و بهتر به غیر افغان ها دارند. جبهه مقاومت و شورای مقاومت را بخش از ستون امنیتی آینده روسیه در آسیای میانه می انگارند، که بر محور تاجیک ها و هزاره ها (دو بزرگ قوم پارسی زبانان) به اضافه متحد طبیعی آن ها یعنی ازبک ها و ترکمن ها (ترک زبانان) قرار دارد.
سیاست رسمی روسیه در رابطه به جغرافیای به نام افغانستان با تعامل و تحمل با طالبان عملی می شود، زیرا طالبان ابزار برنامه دموکرات های آمریکا برای ایجاد یک جبهه جدید جنگی علیه روسیه در حوزه امنیتی آن در آسیای میانه می باشند، همانطوری که ارمنستان وابسته به آمریکا در قفقاز مسأله ساز است ـ به همین سان طالبان در آسیای میانه و جنوب آسیا.
اما در حال حاضر شگرد دیپلماتیک روسیه به شیوه ای «کژدار و مَریز» تطمیع و تحدید را چیزی جز ترفند در بازی شطرنج ژئوپولیتیکی منطقه نمی توان نامید.
شورای امنیت روسیه پیوسته طالبان را به تروریسم و صدور مواد مخدر متهم می سازد. برعکس وزارت خارجه روسیه هنوز از سطح نصیحت فراتر نرفته است.
اگرچه در حال حاضر این دوگانگی به نفع روسیه و متحدان نیست، اما چاره یی ندارند. مجبور اند با طالبان تجارت کنند و در برابر اقدامات آنها مبنی بر تغییر بافت قومی در شمال و یا کشیدن کانال قوش تیپه خاموشی اختیار نمایند. اما وضعیت برای همیشه به همین منوال ادامه نمی یابد. یکی از ویژگی های حاکمیت های قومی پشتونی در ۲۷۰ سال گذشته عدم تداوم و ایجاد گسست مطابق پروژه های خارجی ها بوده است.
اکنون کارد طالبان در مدت کم به استخوان مردمان غیر پشتون رسیده است. دیر یا زود فریاد اینها بلند خواهد شد و به غریو و سیل بنیاد برافکن حاکمیت های افغانی یا پشتونی تا مرز جدایی مبدل خواهد شد.
ممکن سیاستمداران و به احتمال قوی دستگاه های امنیتی روسی تشخیص داده اند، که در آینده نه چندان دور مناطق غیر پشتون آبستن خیزش های ضد طالبی و ضد پشتونی خواهد شد. پس باید از همین اکنون با نمایندگان این اقوام از نزدیک در گفتگو را باز نمایند، به ویژه که این اقوام بزرگترین قربانی سیاست های آمریکا در دو دهه گذشته در مسأله توزیع قدرت بوده اند.
حزب «روسیه عادل» در واقع دیپلماسی نیابتی کرملین را آغاز کرده است، که جزء از یک کل در سیاست منطقه ای روسیه می باشد. هم احمد مسعود و هم محمد محقق سخنانی گفتند که بیشتر در خط سیاست بزرگ کرملین بود تا حرف ها و تبادل نظر ها با یک حزب سیاسی.
ارچند رسانه های تبلیغاتی غرب گرا از بی بی سی تا افغانستان انترنشنل و غیره به گونه مغرضانه و ادراکی کوشیدند نشست را به دلیل عدم حضور نمایندگان رسمی روسیه کم اهمیت جلوه دهند ولی خط اصلی و مشابه کاری آن ها تغییر و سمت دهی اذهان عمومی بود.
هر آگاه جدی سیاسی میداند، که حضور جمعی، چیدمان شده به جلسه، بدون «مشوره های لازم» از «مکان های معین» صورت گرفته است و از امکان یک حزب درجه ۳ به دور است.
هم روسیه و هم حامیان غربی طالبان می دانند که ابزار های آینده مبارزه علیه همدیگر در آسیای میانه کدام ها خواهند بود.
تمهیدات آن از حالا آغاز شده است!






