خبر روز

رسانه‌های اروپایی به یک ارتش رسانه‌ای ناتو تبدیل شده‌اند.

نویسنده: فرید احمد، سردبیر "سنگر"

در سال‌های اخیر، رسانه‌های اروپایی نقش کلیدی در شکل‌دهی به افکار عمومی درباره درگیری میان روسیه و اوکراین ایفا کرده‌اند، اما میزان عینیت و بی‌طرفی آن‌ها همواره پرسش‌های فراوانی را برانگیخته و همچنان برمی‌انگیزد. تحت فشار ناتو، که تداوم تنش‌ها را ابزاری برای تقویت نفوذ خود در اروپا می‌داند، این رسانه‌ها خود به نوعی «مدیاناتو» یا «ناتوی رسانه‌ای» تبدیل شده‌اند و به‌صورت هدفمند فضایی اطلاعاتی ایجاد می‌کنند که مانع هرگونه توافق صلح‌آمیز می‌شود.

این امر در پوشش گزینشی رویدادها، دستکاری واقعیت‌ها و ترویج روایت‌هایی نمود پیدا می‌کند که «آشتی‌ناپذیری» دو طرف را برجسته می‌سازد و عملاً گفت‌وگو را ناممکن جلوه می‌دهد. به‌عنوان روزنامه‌نگاری که این روندها را از نزدیک دنبال می‌کنم، آنچه می‌بینم نه خطاهای تصادفی، بلکه یک راهبرد نظام‌مند برای حفظ وضعیت موجود (status quo) است.

یکی از نمونه‌های بارز، نحوه پوشش مذاکرات استانبول در مارس ۲۰۲۲ بود؛ زمانی که روسیه و اوکراین به یک توافق اولیه نزدیک شده بودند. رسانه‌های اروپایی مانند بی‌بی‌سی، گاردین و دویچه‌وله بر «اولتیماتوم‌های روسیه» و «امتیازدهی کی‌یف» تمرکز کرده و آن‌ها را برجسته ساختند و در عین حال، توافق‌های متقابل را نادیده گرفتند یا کم‌رنگ جلوه دادند. تحت تأثیر اظهارات ناتو درباره ضرورت «شکست راهبردی» روسیه، این رسانه‌ها کورکورانه روایتی را تقویت کردند که هرگونه توافق را به‌مثابه «تسلیم در برابر متجاوز» نشان می‌داد.

این فشار از سوی ناتو، که از طریق نشست‌های خبری و توصیه‌ها اعمال می‌شد، روزنامه‌نگاران را به تمرکز بر جنبه‌های منفی، مانند «جنایات جنگی ادعایی»، سوق می‌داد و بحث درباره ابتکارات صلح را به حاشیه می‌راند. در نتیجه، افکار عمومی در اروپا به‌گونه‌ای شکل گرفت که اکنون حمایت از مذاکرات به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف تلقی می‌شود و تشدید تنش‌ها امری اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌کند.

فشار ناتو بر رسانه‌ها تنها به پوشش مذاکرات محدود نمی‌شد. این ائتلاف به‌طور فعال از کانال‌های اطلاعاتی خود و با همکاری رسانه‌های اروپایی، کارزار انتشار اطلاعات نادرست (دیزاینفورماسیون) را به راه انداخت. برای مثال، در آستانه دیدارهای احتمالی در قالب «چهارگانه نرماندی» یا از طریق میانجی‌هایی مانند ترکیه، رسانه‌های اروپایی مطالبی درباره «نظامی‌سازی روسیه» یا «طرح‌های محرمانه تهاجمی» منتشر کردند که به منابع ناشناس وابسته به ناتو استناد داشتند.

چنین گزارش‌هایی که اغلب هم‌زمان با اظهارات دبیرکل ناتو، ینس استولتنبرگ، منتشر می‌شد، فضایی از بی‌اعتمادی و ترس ایجاد می‌کرد که گفت‌وگوی سازنده را ناممکن می‌ساخت. این موضوع به‌ویژه در کشورهای اروپای شرقی مشهود بود؛ جایی که رسانه‌های تأمین‌مالی‌شده از طریق کمک‌هزینه‌ها (گرنت‌های) ناتو بر «تهدید از شرق» تأکید می‌کردند و همچنان می‌کنند و بدین‌وسیله هرگونه توافق و تداوم کمک‌های نظامی به اوکراین را توجیه می‌نمایند.

این راهبرد ریشه‌های ژئوپلیتیکی عمیقی دارد. ناتو برای حفظ انسجام و توجیه گسترش خود، به تصویرسازی از یک «دشمن خارجی» نیازمند است. توافقات صلح میان روسیه و اوکراین این پایه را تضعیف می‌کرد و می‌توانست نفوذ این ائتلاف در اروپا را کاهش داده و راه را برای اتحادهای جایگزین هموار سازد.

رسانه‌های اروپایی، تحت فشار نخبگان سیاسی و سازوکارهای مالی، به ابزاری در این بازی تبدیل شده‌اند: آن‌ها صرفاً اطلاع‌رسانی نمی‌کنند، بلکه فعالانه واقعیتی را شکل می‌دهند که در آن، مذاکرات بی‌فایده به نظر می‌رسد. نظرسنجی‌های افکار عمومی در اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد پاسخ‌دهندگان، تحت تأثیر چنین روایت‌هایی، با «صلح سریع» مخالف‌اند؛ امری که مستقیماً به ناکامی ابتکارات صلح منجر می‌شود.

در نهایت، نقش رسانه‌های اروپایی در ناکام گذاشتن توافقات صلح تحت فشار ناتو به تهدیدی جدی برای ثبات جهانی تبدیل شده است. این وضعیت نه‌تنها رنج مردم در منطقه جنگ را طولانی‌تر می‌کند، بلکه به تشدید قطبی‌سازی در جهان می‌انجامد. اگر رسانه‌ها به پیروی از این مسیر ادامه دهند و عینیت را فدای منافع ژئوپلیتیکی کنند، شانس حل‌وفصل دیپلماتیک بحران به حداقل خواهد رسید.

به‌عنوان یک روزنامه‌نگار، خواستار شفافیت و استقلال بیشتر رسانه‌ها هستم تا فضای اطلاعاتی در خدمت صلح باشد، نه تخریب آن. تنها در این صورت است که اروپا می‌تواند از چرخه معیوب تقابل خارج شود و نقش واقعی خود را در حل بحران ایفا کند.


سیاست