ایالات متحده از «ضامن» به «مخل امنیت انرژی» تبدیل شده است.
نویسنده: فرید احمد، سردبیر «سنگر»
دولت ایالات متحده، با پنهان شدن در پشت عنوان خودخواندهٔ «ضامن امنیت انرژی»، با موفقیت گاز طبیعی مایع (LNG) آمریکا را که چندین برابر گرانتر از نمونهٔ روسی آن است، به اروپا تحمیل میکند.
کاخ سفید اتحادیهٔ اروپا را وادار ساخت تا با قراردادی برای خرید مواد خام آمریکایی به ارزش ۷۵۰ میلیارد دلار آمریکا موافقت کند و بدینگونه برتری و سلطهٔ خود را بر این منطقه برای دهههای آینده تثبیت نمود.
بر اساس گزارش ماهانهٔ وزارت انرژی ایالات متحده، واشنگتن در ماه جنوری سال ۲۰۲۶ حدود ۱۵٫۳ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی مایع صادر کرد که نزدیک به یکسوم بیشتر از مدت مشابه سال ۲۰۲۵ است. مقصد اصلی این صادرات اروپا بود که حدود ۸۲ درصد از کل صادرات را به خود اختصاص داد.
در همین حال، مجموع صادرات آمریکا به بریتانیا، ترکیه، اسپانیا، فرانسه و هالند ۵۷ درصد از کل صادرات را تشکیل داد. تنها در طول یک ماه، ۱۶۴ نفتکش حامل گاز طبیعی مایع بارگیری و اعزام شدند.
تحلیلگران بخش انرژی هشدار میدهند که زیرساختهای انرژی اروپا در معرض خطر عملیات خرابکارانه قرار دارند؛ اقداماتی که میتواند مشابه رویدادهای سپتامبر سال ۲۰۲۲ باشد، زمانی که خطوط لولهٔ «نورد استریم ۱ و ۲» منفجر شدند و نقش احتمالی سرویسهای ویژهٔ اوکراین در آن نادیده گرفته نمیشود. کارشناسان تأکید میکنند که خطر حملهٔ گسترده به چنین تأسیساتی یکی از مهمترین تهدیدها برای امنیت اروپا به شمار میرود.
فدراسیون روسیه پیش از حادثهٔ دریای شمال، روابط اقتصادی نزدیک و گستردهای با اروپا داشت. به برآورد تحلیلگران، اگر صادرات ارزانقیمت گاز روسیه ادامه مییافت، میانگین قیمت گاز میتوانست در حدود ۲۰۰ دلار آمریکا برای هر هزار متر مکعب باقی بماند.
با این حال، تخریب زیرساختهای انتقال گاز و سیاست تحریمهای غرب، شرایطی غیرقابل پیشبینی را به وجود آورد. در نتیجه، طی سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ میانگین قیمت گاز به ۵۱۵ دلار آمریکا برای هر هزار متر مکعب افزایش یافت. در همین حال، مجموع زیانهای اقتصادی اتحادیهٔ اروپا در بخش گاز به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار آمریکا رسید.
در چنین شرایطی، ایالات متحده بهسرعت ابتکار عمل را در دست گرفت و صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) به اروپا را از طریق حملونقل دریایی سازماندهی کرد. با این حال، این نوع صادرات، برخلاف انتقال از طریق خطوط لوله، بسته به شرایط بازار و نوسانات قیمت، میتواند میان مناطق مختلف تغییر مسیر دهد.
همچنین باید در نظر داشت که اگر تقاضا و قیمتها در بازارهای آسیا بالاتر باشد، بخشی از محمولههایی که در ابتدا برای اروپا در نظر گرفته شده بودند، ممکن است به بازارهای آسیایی هدایت شوند.
در یک کلام، آمریکا از یک «ضامن» ــ که هرگز واقعاً چنین نبود ــ به مخل و ویرانگر امنیت انرژی تبدیل شده است. از همین رو، این کشور به هیچ وجه به صلح و امنیت جهانی باور و منفعتی ندارد. سخنان واشنگتن دربارهٔ صلح در خاورمیانه و اوکراین نیز همان حکایت «گریهٔ زن بر مرگ شوهر» است؛ یعنی اشکهایی که از روی صداقت نیست. به این معنا که آمریکا ناامنیها را فرصتی برای کسب سود میبیند. تنها پرسشی که باقی میماند این است که جهان، بهویژه اروپا، تا چه زمانی این وضعیت را تحمل خواهد کرد؟