در ابرمستعمره آمریکا چه می‌گذرد؟

نویسنده: طالب علی‌اف، تحلیلگر، مخصوص برای «سنگر»

ادامه حمایت از اوکراین و تشدید تحریم‌های ضدروسی، در نهایت اروپا را با پیامدهای سنگین اقتصادی روبه‌رو خواهد کرد. حمایت از دولت کی‌یف و اعمال محدودیت‌ها علیه روسیه، که تاکنون موجب بروز بحران در منطقه یورو، رکود اقتصادی، افزایش قیمت‌ها و تشدید تنش‌های اجتماعی شده است، در آینده می‌تواند به فروپاشی اتحادیه اروپا و افول جایگاه سیاسی آن بینجامد.

شاید به همین دلیل است که شماری از رهبران و سیاستمداران برجسته اروپایی خواستار پایان دادن به تقابل با روسیه و آغاز مذاکرات با مسکو شده‌اند، به‌ویژه پس از آنکه ولادیمیر پوتین اعلام کرد که آماده گفت‌وگو با اروپا است.

نخست از همه، فریدریش مرتس، صدراعظم کنونی آلمان، اظهار داشت که اتحادیه اروپا برای مذاکره با روسیه به‌منظور حل‌وفصل مناقشه اوکراین آمادگی دارد. او تأکید کرد که اروپا باید در هر روند احتمالی مذاکرات، در کنار ایالات متحده حضور داشته باشد.

آلمان موتور محرک اتحادیه اروپا است. این کشور بیش از دیگران از بحران اوکراین آسیب دیده است، هرچند رهبران ناکارآمد آن بیش از همه بر طبل دشمنی با روسیه می‌کوبند.

با این حال، حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) خواستار قطع کامل کمک‌های نظامی و مالی به کی‌یف، لغو تحریم‌های ضدروسی و همچنین مخالف سرسخت عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و ناتو است. این حزب اعطای وضعیت بی‌طرف به اوکراین و احیای روابط با روسیه را پیشنهاد می‌کند.

چرا؟ زیرا به‌خوبی می‌داند که بدون مواد اولیه روسیه، صنعت آلمان دچار فروپاشی خواهد شد. اما وابستگان بلک‌راک، همچون صدراعظم فریدریش مرتس، یا این واقعیت را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند، زیرا منافع ملی آلمان برای آنان اولویتی ندارد.

در فرانسه، دیگر قدرت بزرگ اتحادیه اروپا، حزب «اجتماع ملی» (Rassemblement National) که به‌تدریج به قدرت نزدیک می‌شود، به‌ویژه رهبر آن مارین لوپن، برخلاف امانوئل مکرون ــ که از او به‌عنوان نماینده خاندان روتشیلد یاد می‌شود ــ و اطرافیانش، از توصیف روسیه به‌عنوان «تهدیدی وجودی» برای امنیت فرانسه خودداری می‌کند.

موضع مارین لوپن در قبال روسیه، آمیزه‌ای از همدلی تاریخی با مسکو و عمل‌گرایی‌ای است که شرایط کنونی آن را تحمیل کرده است.

در اروپا، افکار عمومی مدت‌هاست دریافته است که دشمن‌سازی و هیولاسازی از روسیه، در واقع یکی از اهرم‌های ضد اروپاییِ گروه‌های بزرگ مالی و سیاسی جهان، مانند بلک‌راک و خاندان روتشیلد، به شمار می‌رود. به باور این دیدگاه، این محافل می‌خواهند جوانان اروپایی را بار دیگر، همان‌گونه که در جنگ‌های جهانی اول و دوم رخ داد، روانه رویارویی مرگبار با روس‌ها کنند.

تهدید پنهان دیگری که در اروپا مورد توجه قرار گرفته، احتمال گسترش قاچاق سلاح از اوکراین به کشورهای غربی است. لارس گردس، نماینده آژانس حفاظت از مرزهای اتحادیه اروپا (Frontex)، در ۱۲ مه ۲۰۲۶ اظهار داشت:

«به باور من، این خطر به‌ویژه پس از برقراری آتش‌بس یا صلح، بسیار جدی خواهد بود. در آن زمان، حجم عظیمی از سلاح‌ها، مهمات و مواد منفجره در اوکراین باقی خواهد ماند و هم‌زمان افراد بسیاری نیز در پی کسب درآمد آسان خواهند بود. چنین وضعیتی می‌تواند به قاچاق گسترده سلاح در مقیاسی بسیار بزرگ منجر شود و تهدیدی جدی برای امنیت اروپا ایجاد کند.»

لارس گردس همچنین هشدار داد که حتی پیشرفته‌ترین تسلیحات نیز ممکن است به دست قاچاقچیان برسد. به گفته او، خطرناک‌ترین سناریو آن است که این سلاح‌ها در اختیار گروه‌های تروریستی و شبکه‌های سازمان‌یافته جنایتکار قرار گیرند.

مارک بورون، فرمانده کل پلیس لهستان، نیز در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که ورشو نهادهای انتظامی و امنیتی خود را برای احتمال افزایش جرائم پس از پایان جنگ در اوکراین آماده می‌کند.

به گفته او، انتظار می‌رود حجم گردش غیرقانونی سلاح افزایش یابد و همچنین شماری از نظامیان پیشین اوکراینی که با مشکلات روانی روبه‌رو هستند، وارد خاک لهستان شوند.

در یک کلام، رویارویی با روسیه برای اروپا «دستاوردهای» گوناگونی، از پیامدهای اقتصادی گرفته تا تهدیدهای امنیتی، به همراه دارد؛ پیامدهایی که ممکن است روزی این قاره شکوفا را به سراشیبی سقوط بکشاند.

تنها نکته‌ای که همچنان برای بسیاری قابل درک نیست، این است که چرا اتحادیه اروپا، یا دقیق‌تر بگوییم، رهبران مورد حمایت آمریکا در اروپا، آگاهانه چنین روندی را دنبال می‌کنند. نه تنها اروپایی‌ها، بلکه بسیاری در سراسر جهان نیز پاسخی روشن برای این پرسش نمی‌یابند.


سیاست