خبر روز

یک جزئیات جالب درباره نخستین وزیر معارف تاجیکستان

نویسنده: عارف حسن‌خان آخوندزاده، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل منطقه‌ای و پاکستان، عضو شورای مشورتی «سنگر»

نثار آوالویچ ماگومیدوف شکل کامل روسی‌شدهٔ نام «نثار محمد» از قریهٔ زیده، ولسوالی صوابی ـ ولایت خیبر پختونخوا (که در آن زمان ولایت سرحد شمال‌غربی یا NWFP بود) است.

نثار محمد، به گفتهٔ خودش، در سال ۱۸۹۷ تولد شده بود. او جوانی باهوش، ژرف‌اندیش و ماجراجو بود که از انقلاب اکتبر، لنینیسم و نفوذ رهبران نخستین کمونیست هند، مانند مانابندرا روی، تأثیر پذیرفته بود.

در دههٔ ۱۹۲۰ او خانهٔ خود را برای همیشه ترک کرد و به روسیهٔ شوروی رفت؛ جایی که به حزب بلشویک پیوست و سپس به جمهوری سوسیالیستی شوروی ترکستان فرستاده شد. با تأسیس جمهوری سوسیالیستی شوروی تاجیکستان در ۵ دسامبر ۱۹۲۹، او به حیث نخستین کمیسار خلق (وزیر) معارف آن انتخاب گردید.

او برای چندین سال این مقام را حفظ کرد تا زمانی که مورد غضب استالین قرار گرفت و در تصفیه‌های بزرگ شوروی در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ کشته شد. دو تن دیگر از رهبران نخستین شوروی تاجیکستان ـ نصرت‌الله مخدوم و شیرین‌شاه شاتمور ـ همچنان شمار زیادی از روس‌ها و دیگران، نیز شب ۲۰ اکتبر ۱۹۳۷ همراه او تیرباران شدند.

این حقیقت که مقام‌های شوروی صلاح دانسته بودند نثار محمد را مشخصاً به تاجیکستان بفرستند، در آن مرحلهٔ مهم تاریخی نکته‌ای بسیار قابل توجه هم در زندگی او و هم در پیشینه‌اش به نظر می‌رسد.

گرچه نثار محمد به دلایل ظاهری و روشن، خود را یک افغان «مندنر» معرفی می‌کرد، اما در حقیقت هیچ چیز را نمی‌توان با اطمینان دربارهٔ ریشه‌های قومی واقعی او گفت. او از قریهٔ زیده در ولسوالی صوابی درهٔ پیشاور بود. منطقهٔ سرسبز صوابی، که امروز مرکز قبیلهٔ مندنر از افغان‌های یوسفزی است، پیش از تسلط یوسفزی‌ها و تیموریان در ۵۰۰ سال پیش، سرزمین تاجیک‌ها بود و بخشی از ولایت بونیر در پادشاهی سواتیِ پهلی سرکار به شمار می‌رفت.

قریهٔ زیده نیز به نوبهٔ خود مرکز اصلی شاخهٔ ابوخیل از مندنرهای یوسفزی به شمار می‌رود. این قبیله و قبایل دیگر همگی شناخته شده‌اند که پس از یورش به این مناطق در ۵۰۰ سال پیش، جمعیت بزرگی از تاجیکان بومی را در خود هضم کرده‌اند.

گرچه هویت رسمی نثار محمد یک پشتون از طایفهٔ ایوب‌خیل شاخهٔ ابوخیل مندنر دانسته می‌شود، اما جالب توجه است که «کندی» (محله) ایوب‌خیل در زیده، همزمان به گونهٔ گسترده توسط باشندگان بومی آن سرزمین نیز مسکون است — از جمله گوجرها، تنولی‌ها، اعوان‌ها، دلازک‌ها/خټک‌ها و تاجیکان پشتون‌شدهٔ شاخهٔ میتراوی از سواتی‌ها که اکنون به نام غالی‌خیل شناخته می‌شوند.

غالی‌خیل‌ها نه تنها در دیگر بخش‌های صوابی یافت می‌شوند، بلکه در کنر-باجور و همچنان در مانسهره نیز حضور دارند. و برای تأکید دوباره، شمار زیادی از تاجیکان میتراوی در سراسر پادشاهی پیشین سوات مشخص شده‌اند که در میان یوسفزی‌ها و دیگر قبایل پشتون که بر مناطق آنان چیره شدند، هضم گردیده‌اند — مانند مهمندها، سالارزی‌ها و عثمان‌خیل‌ها و غیره. آنان اکنون، متأسفانه، گرایش دارند که خود را پشتون-افغان معرفی کنند (خود نویسندهٔ این سطرها نیز یک آخوندزادهٔ میتراوی است که اکنون با هویت ظاهری «مهمند» شناخته می‌شود).

نثار محمد فرزند اول‌خان بود و پدربزرگش محمدعلی نام داشت. دو نیای دیگر او در خط پدری به نام‌های کریم‌خان و کرم‌خان بودند. گفته می‌شود هنگامی که او از راه کابل به اتحاد شوروی رفت، همسر جوانش همراه با کودک یک‌ماهه‌اش در پاکستان باقی ماندند. از دیگر اعضای خانواده یادآوری نشده است.

همسرش اندکی بعد درگذشت و آن کودک را پدربزرگ مادری‌اش، صدیق احمد، بزرگ کرد. او تا سال ۱۹۹۶ زنده بود و در همان سال در سن پیری درگذشت. او پسری به نام مقبول احمد داشت که هنوز زنده است و اکنون در اواخر دههٔ شصت عمر خود قرار دارد. او در بازار صوابی یک دواخانه را اداره می‌کند.

نثار محمد پس از رسیدن به اتحاد شوروی، مطابق قانون، نام خود را روسی کرد و به «نثار آوالویچ ماگومیدوف/مخمدوف» تغییر داد. او همچنان با زنی روس ازدواج کرد که از او چند دختر داشت.

منبع بنده روایت می‌کند که حدود ۲۷ سال پیش (این مطلب در سال ۲۰۲۰ نوشته شده است – «سنگر»)، دو تن از این خواهران در قالب یک هیأت به پیشاور سفر کرده بودند. نواسهٔ او، مقبول احمد، بعداً از سفر عمه‌هایش آگاه شد و شتابان به پیشاور رفت تا آنان را ببیند، اما آنان پیش از رسیدن او آنجا را ترک کرده بودند. دختران نثار آوالویچ ماگومیدوف در آن زمان حدود هفتاد ساله بودند و در حال حاضر در قید حیات نیستند.

خدمات نثار محمد برای تاجیکستان در سال‌های آغازین تأسیس آن بسیار ستایش می‌شود و از سهم و خدمات او با احترام یاد می‌گردد.


سیاست