خبر روز

جاسوس که هیچگاه به جرم خود اعتراف نکرد مگر انتقام گرفت.

منبع: سایت گزارشنانه افغانستان

به روایت کتاب «جنگ اشباح» نوشته استیو کول، خبرنگار امریکایی:

‏«اوایل سال ۱۹۹۴، محمد‌قسیم فهیم، رئیس امنیتی احمد شاه مسعود، گزارشی دریافت کرد که حامد کرزی با سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) همکاری می‌کند. فهیم زنجیره‌ای از رویدادهای عجیب را رقم زد که در نهایت کرزی و خانواده‌اش را به سمت حمایت از طالبان سوق داد.

‏مانند اکثر فرماندهان مورد اعتماد مسعود، فهیم نیز تاجیکی از دره پنجشیر بود. تا سال ۱۹۹۴، بسیاری از پشتون‌های کابل، پنجشیری‌ها را یک مافیای نظامی می‌دانستند. این گروه، که بیش از یک دهه تحت رهبری کاریزماتیک احمد شاه مسعود جنگیده بودند، مستحکم، سرسخت، رازدار و عملاً حکومتی در دل حکومت بودند. کابینه کابل در ظاهر چندقومیتی بود، اما با تشدید جنگ داخلی، وزارتخانه‌های دفاع و اطلاعات که تحت کنترل پنجشیری‌ها بودند، روز به روز قدرتمندتر شدند و در نتیجه، روابط با رهبران پشتون به شدت رو به وخامت گذاشت.

‏یکی از دلایل این شکاف، جنگ ناتمام با گلبدین حکمتیار بود. مسعود او را دست‌نشانده اصلاح‌ناپذیر سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) می‌دانست و همواره نگران توطئه‌های پشت پرده رهبران پشتون تحت حمایت پاکستان بود. در این شرایط، که جنگ، خشونت و خیانت‌های مداوم باعث بی‌اعتمادی عمیق میان گروه‌های درگیر شده بود، اطلاعات نادرست و شایعات جنگی بر تصمیمات رهبران تأثیر می‌گذاشت.

‏با دریافت گزارشی مبنی بر توطئه کرزی علیه حکومت، فهیم مأموران اطلاعاتی را به خانه کرزی در کابل فرستاد. آن‌ها او را بازداشت کرده و به یک مرکز بازجویی در نزدیکی کاخ ریاست‌جمهوری منتقل کردند. چندین ساعت او را مورد بازجویی قرار دادند و به همکاری با پاکستان متهم کردند.

‏کرزی هیچ‌گاه به‌طور مستقیم درباره آنچه در بازداشتگاه بر او گذشت، سخن نگفت. اما چند نفر که بعداً با او ملاقات داشتند، گفتند که او مورد ضرب و شتم قرار گرفته و صورتش خون‌آلود و کبود شده بود. برخی روایت‌ها حتی حاکی از آن است که محمد فهیم شخصاً در جریان بازجویی حضور داشته است. مشخص نیست که احمد شاه مسعود از این بازداشت اطلاع داشته یا آن را تأیید کرده بود، اما فرماندهان او این ادعا را رد کردند.

‏بازجویی کرزی با حادثه‌ای غیرمنتظره پایان یافت: یکی از راکت‌های حکمتیار، که به طور معمول به سمت مرکز کابل شلیک می‌شد، دقیقاً به همان ساختمان اطلاعاتی برخورد کرد که کرزی در آن نگه داشته شده بود. در هرج‌ومرج ناشی از انفجار، کرزی از ساختمان گریخت و در خیابان‌های کابل سرگردان شد.

‏او به ایستگاه اتوبوس شهر رفت و بی‌سر و صدا سوار اتوبوسی شد که به سمت جلال‌آباد می‌رفت. در آنجا، یکی از دوستانش در سازمان ملل او را در خیابان شناخت و متوجه شد که چهره‌اش کبود و زخمی شده است. این دوست او را به خانه یکی از بستگانش برد. روز بعد، حامد کرزی از طریق گذرگاه خیبر به پاکستان تبعید شد. او بیش از هفت سال به کابل بازنگشت.

‏در بهار ۱۹۹۴، کرزی به پدرش در کویته پیوست. چند ماه بعد، او از ظهور طالبان باخبر شد. بسیاری از رهبران طالبان را از دوران جهاد ضد شوروی می‌شناخت. بعدها گفت: "آن‌ها دوستان من بودند... آن‌ها آدم‌های خوبی بودند."

‏طالبان برای کرزی فرصتی برای انتقام از حکومتی بود که او را به تبعید فرستاده بود.

‏اگرچه کرزی از نظر معیارهای غربی فردی ثروتمند محسوب نمی‌شد، اما حدود ۵۰ هزار دالر از اموال شخصی خود را به طالبان کمک کرد تا تشکیلات خود را در اطراف قندهار سازماندهی کنند. او همچنین یک انبار بزرگ از سلاح‌های ذخیره‌شده خود را به آن‌ها تحویل داد و آن‌ها را به رهبران برجسته قبایل پشتون معرفی کرد.»


سیاست