چرا امان الله قهرمان استقلال نیست؟ او خیانت جدش عبدالرحمن و پدرش حبیب الله را مشروعیت بخشید.
نویسنده: دکتر فضلالله ممتاز، سخنگوی پیشین حزب اسلامی افغانستان
در مورد استقلال افغانستان و امان الله ده ها کتاب نوشته شده است. با دیدگاه های افراطی و تمجید او. اما تا کنون یک تاریخ نگار نتوانسته است آن قضاوت مستقلانه، علمی، عادلانه، بیطرفانه و عاری از تمایلات قومی و سیاسی را در مورد حوادثی که تاریخ ایجاب می کند، به نسل های آینده برساند.
با آنکه در این مقاله مختصر امکان بحث بر همه جنبه ها ممکن نیست، اما می خواهم توجه علاقه مندان به این حوادث تاریخی را به چند نکته محدود جلب کنم.
اولا، پرسش این است که کی افغانستان را فروخت و چه کسی معاهدات تسلیمی را به انگلیس ها امضا کرد؟ جغرافیای واقعی کشور چقدر محدود شد؟
مردمی را که این معاهدات شرم آور را امضا کردند چه بنامیم؟ خائن، مزدور، برده، یا...؟ این باید واضح گردد.
پرسش دیگر این است که نیروهای افغان در جنگ استقلال چه جایگاهی داشتند؟ چرا از مواضع فتح شده عقب نشینی کردند؟ اگر دیره اسماعیل خان و اتل قلمرو افغانستان بودند چرا امان الله دستور بازگشت به طرف افغانی خط دیورند را داد؟
بدین معنی که امان الله با امضای رسمی نقشه بریتانیا، از این طریق سرزمین های افغانی را که توسط جدش فروخته شده بود، رسما مشروعیت بخشید. یعنی خیانت پدربزرگش را از نگاه قانونی تایید کرد و با درخواست به رسمیت شناختن افغانستان به جامعه جهانی مراجعه کرد که انجام شد.
در این صورت منطق ایجاب می کند که افرادی که معاهده ننگین و خیانت آمیز را امضا کردند، خائن، مزدور و برده نامیده شوند و افرادی که متعاقباً از نقشه و جغرافیای بعدی که بدون قید و شرط مورد تأیید جامعه بین المللی استفاده می کردند، خائن، مزدور و غلام نام برده شوند. در این صورت باید امان الله را وارث، نواسه، و پسر خائنین خطاب کرد.
در غیر این صورت، دو منطق متضاد بردگی و قهرمانی را نمیتوان تاریخ به یک شکل تعبیر کرد.