اگر در این نمایش از روی صحنه به سمت تماشاگران شلیک کنند، هرج و مرج به وجود می آید که می تواند منجر به یک جنگ داخلی شود.
نویسنده: جامبولات سردالوف، کارشناس دین و تروریسم (چچنستان)، مخصوص برای “سنگر”
توضیح: گ کا چی پی (GKChP) - کمیه دولتی وضعیت اضطراری، یک مقام خودخوانده در اتحاد جماهیر شوروی سابق بود، که از ۱۸ تا ۲۱ آگوست ۱۹۹۱ در مسکو فعالیت داشت و تعدادی از مقامات عالیرتبه دولت شوروی را دربر میگرفت. اعضای گ کا چی پی با سیاست میخائیل گورباچف و فروپاشی شوروی مخالف بودند. در اصل این به نحوه تغییرات دولتی بود، که شکست خورد و در پی آن جمهوری های سابق شوروی استقلال گرفتند.
در تاریخ کشور زمانی اتحاد جماهیر شوروی وقایع آگوست ۱۹۹۱ یک ادامه قانونمند چرخه اجتماعی و سیاسی بود، که به وضوح پدیدهای را به عنوان نیروهای مرکز گریز برجسته ساخت. این امر را رهبری مرکزی کشور آن زمان در شخص میخائیل گورباچف تقویت بخشید. معلوم است، که در گرماگرم رویارویی با بوریس یلتسین نه چندان جاه طلب در کشور پس از کنگره ۲۷ حزب کمونیست اتحاد شوروی ، مبارزات داخلی نیروهای اتفاقی و نو ظهور جمهوری ها به آرامی آغاز شد. جریانات ملی گراي محلی از سوی مقامات جمهوری های اتحاد به حد افراط خود رسید و در نهایت احترام به مسکو را به صفر رساند.
بوریس یلتسین در آن سال ها تأثیر زیادی بر تودهها داشت: در واقع، او در بین مردم عادی روسیه بسیار محبوب بود و مردم در آن زمان به او اعتماد داشتند. سؤال دیگر این است، که آیا همه انتظار ها و توقعات برآورده شدند؟ البته، نه. به اصطلاح، اصلاحاتی که در سال ۱۹۹۲ راهاندازی شد، از سوی مردم بسیار منفی پذیرفته شد. واضح است، که شکل سابق توسعه و مدیریت اقتصادی غیرممکن بود. اما اصلاحات انجام شده تکاندهنده خوانده شد، زیرا آنها حتی کوچکترین روبلی در جیب مردم باقی نگذاشتند. و این همه تحت شعار دموکراسی شدن اقتصاد و جامعه اتفاق افتاد.
این میراث دهه ۹۰ حتی امروز نیز تأثیر بدی دارد، که باعث ایجاد قشری در جامعه روسیه مانند الیگارشی شد. طبقه از افراد دخالت ناپذیر، که وجودشان دقیقاً به خیر غرب بود. حفاظت از منافع آنها نیز به نوبه خود لبرالکنانی کل اقتصاد را با یک نتیجه غمانگیز مواجه کرد. و از این نظر، تعجب آور است، کسانی در کشور پیدا شدند، که آماده دفاع از منافع کشور بودند: لیبرالیزم وحشی تقریباً مفاهیمی مانند ضرورت حفظ کشور، وطندوستی و ارزش های سنتی را به طور کامل نابود کرد.
عملیات ویژه نظامی همچنین نشان داد، که جامعه ما به چه میزانی در درک وطندوستی، که حالا ضرور است، ضعیف شده است. یک استثنا ممکن است منطقهای و حتی در سطح شخصی باشد. به عنوان مثال، در جمهوری چچینستان چندین سال است، که سر تربیه معنوی و اخلاقی و خودآگاهی میهنپرستانه کار میشود. از این خاطر، جنگ در اوکراین را مردم جمهوری چچین خیلی به حساسیت پذیرفت. نظاممند شدن کار در جمهوری چچین در پی قبول کنسپسیون تربیت معنوی و اخلاقی جوانان میسر شد. متأسفانه، این تجربه در روسیه سراسری نشد.
عملیات ویژه نظامی رقابت گروه های مالی - سیاسی را نشان داد. این مبارزه سیاسی درون گونهای به هیچ وجه نمیتواند بر وضعیت کشور تأثیر مثبت بگذارد. تیشه زدن بر ریشه درخت قدرت میتواند به عواقب بسیار جدیتری منجر شود. در چنین شرایطی، که کشور در آن قرار دارد، مهمترین گام اینست که نیروها برای بومی سازی و حتی احتمالاً از بین بردن منبع تنش کشیده شوند. سخن از این واقعیت است، که مقامات باید به جنگ شدید در اوکراین توجه داشته باشند. به نظر میرسد، همه نیروهای میهنپرست باید به سمت حل یک وظیفه مشترک نظامی-سیاسی هدایت میشدند.
گ کا چی پی در سال ۱۹۹۱ پایه و اساس خاص خود را داشت. جامعه آرزو و امیدواری هایی داشت و به نوستالژی قانون های سخت زمان قبل میزیست. گورباچف از قبل محبوبیت خود را از دست داده بود. یعنی گ کا چی پی نظر بخشی از مردم را منعکس میکرد. بیهوده نیست، که در بهار همان سال اکثر مردم به حفظ اتحاد جماهیر شوروی رأی دادند. علاوه بر این، توطئهگران برنامه عمل خود را داشتند. اما استخبارات و ارتش از آنها حمایت نکردند. در هر کشوری، این لحظه تعین کننده است.
توطئهگران، البته با درنظرداشت روندهای لیبرال مجازات شدند: اگر زمان استالین میبود، دقیقاً همه را تیرباران میکردند. مرافعه دادگاهی آنها هم آراسته و مدنی بود.
حالا هیچ دلیلی برای طغیان های افراطی جدید (مشابه به ۱۹۹۱) وجود ندارد، و همچنین در واقع، مردم نیز از آنها حمایت نخواهد کرد. بر این اساس، اگر اندکی دغلانه بیان کنیم، از این که چه کسانی به دارها آویخته میشوند و چه کسانی این کار را انجام می دادند، خواهیم دانست که چه کسانی در درگیری های امروز دشمن خلقند.
نیرو قدرت را اصیل میکند، قدرت به نوبه خود نیرو را به وجود میآورد. وقتی نیرو نباشد، دسیسهها و دیگر نمایش های سیاسی در صحنه ظهور میکنند. تنها چیزی، که باید از آن پرهیز کرد، این است که در این نمایش از روی صحنه به سوی تماشاگران، شلیک نشود. آن گاه این آشفتگی میتواند به یک جنگ داخلی مبدل گردد. در این زمینه تجربیات فراوانی وجود دارد و نیازی به رفتن از همان راه اشتباهی تاریخی نیست.
روسیه به ماخنوها یا کلچاک های جدید نیاز ندارد. تنها نیازی، که دارد، وحدت است.
توضیح: ماخنو یا کلچاک از عناصر مخالف بلشویک ها بودند، که در میدان های جنگ داخلی روسیه در سال های ۲۰ عصر گذشته با حکومت مرکزی مخالفت کردند (معلومات بیشتر را میتوانید از انترنیت پیدا کنید).