قطع اینترنت توسط مقامات طالبان در اكثر ولايت هاي افغانستان در نهايت زمينه قيام ملي و سقوط امارت را فراهم ميكند
نویسنده: دكتور خالدين ضيائي رئيس انديشكده گفتمان تعلمي ملت افغانستان
اینترنت در دو دههی اخیر به عنوان بستر اصلی برای ارتباطات اجتماعی، گردش اطلاعات، آموزش، اقتصاد دیجیتال و حتی مقاومت سیاسی عمل کرده است. تجربه سقوط دولت نیپال با نقشآفرینی جوانان آگاه و فعال در فضای مجازی نشان داد که فناوریهای نوین میتوانند زمینهساز تغییرات سیاسی بنیادین شوند. از همین منظر، رهبران امارت اسلامی طالبان که از تجربههای مشابه در منطقه نگراناند، تلاشهایی برای محدودسازی و حتی قطع کامل اینترنت در ولایات کلیدی افغانستان انجام دادهاند. این اقدام نهتنها در پیوند با مدیریت قدرت و کنترل اجتماعی طالبان اهمیت دارد، بلکه پیامدهای عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی نیز به دنبال خواهد داشت كه زمينه ساز قيام ملي عليه نظام امارت طالب و سقوط آنها خواهد گرديد.
چارچوب نظری:
تحلیل موضوع در پرتو نظریههای کنترل اجتماعی دیجیتال (Digital Authoritarianism) و قدرت نرم و سخت در بستر فناوری اطلاعات صورت میگیرد. این رویکرد نشان میدهد که اینترنت نه فقط ابزار ارتباطی، بلکه عرصهای برای رقابت قدرت، مشروعیت سیاسی و شکلگیری کنشگری مدنی است.
ابعاد و پیامدها:
۱. بُعد سیاسی
• کنترل مشروعیت: طالبان با قطع یا تضعیف اینترنت میکوشند از بازتاب اعتراضات و فعالیتهای مخالفان داخلی و خارجی جلوگیری کنند. این اقدام، مشروعیت شکنندهی امارت اسلامی را بیشازپیش در سطح داخلی و بینالمللی تضعیف خواهد کرد.
• مقایسه منطقهای: تجربه نیپال و کشورهای دیگر نشان میدهد که انکار دسترسی به اینترنت نمیتواند مانع از اعتراضات شود، بلکه بر شدت خشم عمومی میافزاید.
۲. بُعد اجتماعی:
• محدودسازی جوانان: جوانان افغانستان، بهویژه در شهرهای کلیدی مانند کابل، هرات و مزار شریف، وابستگی شدیدی به اینترنت در زمینه آموزش، کارآفرینی و ارتباطات اجتماعی دارند. قطع اینترنت باعث انزوای اجتماعی و سرخوردگی عمیق این نسل خواهد شد.
• انسداد فرهنگی و آموزشی: در کشوری که زنان و دختران با محدودیتهای گسترده مواجهاند، اینترنت تنها کانال دسترسی آنان به آموزش و فرهنگ است. محرومیت از آن، شکاف جنسیتی و اجتماعی را تشدید میکند.
۳. بُعد امنیتی
• پیشگیری از ردیابی: طالبان تلاش دارند با تضعیف اینترنت و جلوگیری از فعالسازی GPS و موقعیتیابی، خود را از هدف قرار گرفتن حملات پهپادی ناشناس، مشابه ترور ایمن الظواهری، مصون سازند.
• افزایش ناامنی سایبری: محدودیت اینترنت ممکن است مخالفان طالبان را به استفاده از فناوریهای جایگزین (مانند شبکههای ماهوارهای، استارلینک یا ابزارهای رمزنگاری) سوق دهد و تقابل امنیتی جدیدی میان طالبان و مخالفان پدید آورد.
۴. بُعد اقتصادی
• فلج شدن اقتصاد دیجیتال: در سالهای اخیر تجارت آنلاین، صرافیهای دیجیتال و فریلنسینگ برای بسیاری از افغانها منبع اصلی درآمد بوده است. قطع اینترنت، بخش قابل توجهی از درآمدهای فردی و خانوادگی را نابود خواهد کرد.
• انزوای اقتصادی: قطع اینترنت باعث کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی، توقف پروژههای فناورانه و افزایش مهاجرت نیروی کار متخصص میشود.
۵. بُعد ژئوپلیتیکی
• افزایش فشار بینالمللی: جامعه جهانی، بهویژه سازمانهای مدافع حقوق بشر و آزادی بیان، قطع اینترنت را به عنوان نقض آشکار حقوق اساسی شهروندان قلمداد خواهند کرد. این امر میتواند زمینهساز تحریمهای جدید علیه طالبان شود.
• بازی قدرتهای منطقهای: رقبای ژئوپلیتیکی طالبان ممکن است با ارائه فناوریهای ماهوارهای و راههای جایگزین دسترسی به اینترنت، جایگاه خود را در افغانستان تقویت کنند و طالبان را در معرض فشار بیشتر قرار دهند.
نتیجهگیری:
قطع یا تضعیف اینترنت توسط طالبان در افغانستان نه تنها ابزار کنترل سیاسی و امنیتی برای این گروه است، بلکه پیامدهای گسترده و چندبعدی برای جامعه افغانستان خواهد داشت. این اقدام مشروعیت طالبان را تضعیف، شکافهای اجتماعی را عمیقتر، اقتصاد دیجیتال را فلج و افغانستان را در سطح بینالمللی بیشتر منزوی خواهد ساخت. در نهایت، هرچند طالبان میکوشند با این سیاست از تکرار تجربههایی مانند سقوط دولت نیپال جلوگیری کنند، اما این اقدام میتواند برعکس زمینهساز اعتراضات گستردهتر و بیثباتی بیشتر در کشور شود. در نهايت زمينه قيام ملي را عليه نظام مستبد و ظالم امارت طالب فراهم، و فروپاشي و سقوط شان را رقم خواهد زد .
باكمال احترام و حرمت.

