خبر روز

امریکا، انگلیس و دولت فاسد غربگرای پاکستان به آنچه که لیاقتش را داشتند، رسیدند!

نویسنده: عارف حسن آخوندزاده، تحلیلگر مسائل منطقه، عضو شورای مشورتی سنگر

کاملاً مشهود است که نظم نخبه گرای نواستعماری طرفدار غرب پاکستان به زودی فرو می پاشد. از هر سو مورد حمله قرار گرفته و با ویرانی روبروست. پس از اینکه دولت دیروز قیمت فرآورده های نفتی را به دستور صندوق بین المللی پول تا حدود ۲۰ درصد افزایش داد، این روزها کمبود سوخت در پمپ بنزین های پیشاور وجود داشت. مقامات در تلاش برای عادی سازی وضعیت هستند. در مورد برق هم همینطور. با این حال، گزارش های خبری موثق به ما می گویند که علیرغم کمبود دلار، پاکستان همچنان به واردات خودروهای لوکس ادامه می دهد... بدیهی است که عادات قدیمی به سختی ترک می شود.

بعدازظهر سه شنبه گذشته در پیشاور، جنگجویان تحریک طالبان پاکستان با منفجر کردن یک مسجد مملو از جمعیت در این منطقه با شدیدترین تدابیر امنیتی، وحشت را به قلب رژیم انداخت. می توان فرض کرد که هدف آنها از انجام این کار ارسال پیامی به رژیم بود که افراد خودی و عاملی را در تمام سطوح مجوزهای امنیتی مستقر کرده‌اند - و بنابراین می‌توانند بدون مجازات و در زمان و مکانی که بخواهند عمل کنند.

نباید فراموش کرد که این طالبان مخلوق دستگاه امنیتی دولتی پاکستان بودند که از آنها برای اجرای "پارادایم امنیت ملی" معیوب و بد تصور خود استفاده کردند، قبل از اینکه علیه اربابان فاسد خود دست به اقدام زنند. همین چند ماه پیش بود که فعالان تبلیغاتی و "تحلیلگران"» خودسر پاکستانی در رسانه های اجتماعی سقوط کابل و رژیم دست نشانده امریکایی اشرف غنی را به دست طالبان جشن می گرفتند. پس از تمام کارهایی که در طول چهل سال گذشته با خود، کشورشان و دیگران انجام داده‌اند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند که به راحتی و صاف و ساده و بدون مجازات فرار کنند. بگذار الان با آن روبرو شوند. بالاخره زمان فرا رسیده است و انکار و بلوف زدن دیگر سودی برای آنها نخواهد داشت.

بسیاری از مردم وضعیت مخمصه پاکستان را از زوایای مختلف بر اساس سطح درک خود یا روزنه منافع خود در این موضوع تفسیر می کنند. اما روشن است که بالاخره زمان آن فرا رسیده است که پدیده ای به نام پاکستان مورد قضاوت قرار گیرد و حقایق آن آشکار شود.

پاکستان از همان ابتدا یک مبادرت مشکوک بود. با آنچه از الگوی استاندارد انفصال ملی-دولتی انتظار می رود - که بر اساس هویت قومی ایجاد شده و برای خیر و صلاح شهروندان عادی وجود دارد، مخالف است... پاکستان در عوض یک تجمع غیرطبیعی از سرزمین‌های از هم گسیخته است که از جغرافیای شمال غربی امپراتوری هند سابق بریتانیا حذف شده و توسط منافع جهانی انگلیس و امریکا پس از جنگ جهانی دوم جدا شده است تا به عنوان محور شرارت آنها علیه اتحاد جماهیر شوروی در کشورهای آسیا جنوبی و خاورمیانه عمل کند. به این ترتیب، هیچ مبنای قومی منحصر به فردی ندارد، و نه در خدمت منافع مشترک مردم عادی است. دولتی است که توسط نخبگان بورژوازی انحصاری اداره می‌شود – از نظر مالی، تکنولوژیکی و فرهنگی که غرب آن را حمایت می‌کند، در حالی که مابقی جمعیت آن در سطح بدوی قبیله‌ای-جمع فئودالی در سطح معیشتی زندگی می‌کنند. اکثر مناطق هنوز فاقد برق، جاده، بهداشت و آموزش و سایر امکانات اولیه دولتی هستند - با حداقل نمایندگی اداری که فاسد و فاقد امکانات مناسب است.

نخبگان حاکم سیاسی و مدنی-نظامی فاسد پاکستان توسط اربابان انگلیسی-امریکایی این کشور موظف شدند که "وظایف جنگ سرد" غرب را انجام دهند. آخرین آنها جهاد افغانستان سیا علیه اتحاد جماهیر شوروی و انقلاب ثور افغانستان در دهه ۱۹۸۰ بود و به دنبال آن دسیسه های ژئوپلیتیکی دوران نئولیبرال که شاهد ایجاد طالبان در سال ۱۹۹۴ بود. هر دوی اینها بخشی از یک "بازی بزرگ" بودند که ۲۰۰ سال پیش بر پایه ترس امپراتوری بریتانیا از امپراتوری روسیه در حال گسترش بود. اما این آخرین اقدامات نظم جهانی انگلیسی-آمریکایی با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با اولین شکست بزرگ خود مواجه شد. طی دو دهه بعد، امریکا و پاکستان با عواقب نابسامانی جنایتکارانه سازماندهی خود دست و پنجه نرم کردند. حتی در این دوره نیز آنها به نفع مردم سنگی بالا سنگ نگذاشتند، بلکه تلاش برای تعقیب مقاصد مضر اولیه خود در مورد دیگران در این منطقه را ادامه‌ دادند. با این حال، سیستم مالی و سیاسی بین‌المللی انگلیسی-امریکایی که پاکستان را حفظ می‌کرد، اکنون در سطح جهانی از بین می‌رود و در نتیجه پاکستان نیز با ویرانی و فروپاشی کامل مواجه است. پاکستان از اقدامات استراتژیک دوستانه و حمایتی اخیر روسیه و چین پرهیز کرده است، زیرا نمی تواند از همان رابطه نوکرانه ای که با اربابان انگلیسی-امریکایی خود دارد با آنها برخورد کند.

به بیان ساده، امریکا پاکستان را به سرنوشت شوم خود رها کرده است و دیگر نیازی به حفظ این موجودیت که در حال حاضر فاسد و به طرز دردناکی غیرقابل درمان است، نمی بیند. حداقل در مضافات خیبر پختونخوا، به نظر می رسد که این خلاء در نهایت پر شده و تحت سلطه تحریک طالبان پاکستان (TTP) قرار خواهد گرفت.

 


سیاست