خبر روز

طالبان حتی با قبر مسعود دشمنی دارند، اما راه مسعود را دنبال می‌کنند.

نویسنده: احمد هنایش، روزنامه‌نگار (افغانستان)

دریکی از روزهای نزدیک به هشده‌هم سنبله‌ی امسال، تعدادی از هموطنان مهاجر ما دورهم جمع شده بودند، در مورد اوضاع وطن و وضعیت مهاجرت، از هردری صحبت می‌کردند.

در میان این جمع؛ یک دگروال سابق که در ارگان‌های مختلف امنیتی کار کرده، شخص با تجربه است، از برادران غلجزایی پشتون است و از روی مصلحت از او نام نمی‌برم، یکی از چشم‌دیدهایش در مورد تحولات سال ۱۳۸۰ را با ظرافت خاصی و با دقت تمام قصه میکرد که گویی حال و هوای همان صحنه‌ی دو دهه پیش را در این‌جا-در « جرمنی » باخود آورده است.

قصه‌ی خاطره انگیزش را این‌گونه بیان کرد:

( در سنبله‌ سال ۱۳۸۰ در بازار ولسوالی قره باغ ولایت غزنی دوستی داشتم به نام دریاخان خروطی که پیشه یا کسب صرافی داشت، با این دوستم به شکل شراکت، من هم مقداری از سرمایه - پول افغانی را در اختیارش گذاشته بودم تا از آن طریق درآمدی داشته باشم. یکی از روزها داخل دکانش نشسته و سرگرم حسابی پولهای عاید و مصرف بودیم که دیدم سه موتر دادسن با یک موتر گران‌قیمت و متفاوت نزدیک دکان شد و محافظین مجهز با لباس طالبانی داخل دکان شدند که این‌ها محافظین ملا شاه محمد آخند بودند . ملا شاه‌محمد در عین حال که مسؤلیت دو ولسوالی : « ولسوالی ده یک و ده حاجی ولایت غزنی» را به‌عهده داشت؛ از افراد نزدیک و مورد اعتماد ملا عمر رهبر طالبان نیز بود که کارهای زیادی را به او می‌سپرد، محافظین ویژه داشت که با این موقف، او از صلاحیت‌‌ها و زرق ‌و برق‌های زیاد حکومتی برخوردار بود. ملاشاه محمد حدود نزدیک به چهل سال داشت و یک انگشت شهادت دست راست او قطع شده بود در قوم از پشتونهای غلجایی و از ولسوالی مقر غزنی بود . ملاصاحب به دکان آمد و پس از یک احوال پرسی مختصر با ما، از دکان‌دار خواست تا بخش کمی از پول‌هایش را که در دکان دریاخان برای تجارت مشترک گذاشته بود به او بدهد . دکان دار هم‌زمان که برای جمع و جور کردن پول‌ها دست‌به کارشده بود تا به ملاشامحمد بدهد؛ در مورد اوضاع مملکت سر صحبت را نیز باز کرد و به رسم خوش‌خدمتی گفت : « امروز اخبار بی بی سی را تعقیب داشتم که گفت به احمدشاه مسعود حمله صورت گرفته، فکر می‌کنم که ازبین رفته، ازوقتی که این خبر را شنیده‌ام خیلی خوش‌حال استم، خواستم این خبر خوش را به خودت هم برسانم. »

من که نظاره گر این صحنه بودم، ذهنم برای این لحظه تصور آن را داشت که ملاشاه‌محمد نیز از خبر حمله به جان احمدشاه مسعود استقبال گرمی خواهد داشت . اما عکسلعمل ولسوال طالبان در برابر دریاخان دکاندار برخلاف انتظار ما؛ چنان خشمگین بود که مرا نیز شگفت زده ساخت.

ولسوال با خشم شدید گفت: « اگر نان و نمک خودت را نمی‌خوردم حالا بد رقم به حسابت میرسیدم، از بین رفتن احمدشاه مسعود به معنای این است که افغانستان برای همیشه مال و ملکیت پنجابی‌های پاکستان خواهد شد، همین حالا دو نفر پنجابی بنام مشاور، آمرین من استند و بدون اجازه‌‌‌ی آنها آب خود را نوشیده نمی توانم و یا تشناب رفته نمی توانم.

اگرمسعود نباشد پنجابی های پاکستان مارا به دو پول ارزش نمی‌دهند ولی حالا بخاطری که در برابر مسعود می‌جنگیم برای ما پول و امکانات می‌دهند، مارا حمایت میکنند و حکومت را برای ما قایم میکنند. »

روایت گر درجریان صحبت‌هایش که از ملاشاه‌محمد نقل قول می‌کرد قسمتی از گفته‌های او را به زبان پشتو و با لهجه‌ی جنوبی بگونه‌‌ی عینی و مستقیم بیان کرد.

« د مسعود د په خاطر دی چه اوس اخپل زان کلک نیسمه او وایم چه په افغانستان کی داسی کسان اشته چه نپریدی اجنبی‌یان ژموژ خاوره‌کی حاکم شی»

بخاطر این که دکان دار صرافی از مسعود بدگویی کرده بود، ملاصاحب از صراف خواست که عاجل تمام پولهایش را مسترد و پس بدهد . در آن زمان حدود بیش از هفت‌هزارلک پول افغانی آن زمان نزد دریاخان صراف داشت، وقتی ولسوال پول را ازش خواست صراف رفیق من خیلی دست و پاچه شد و از ترس حالت روحی اش برهم خورده بود.

من با نرمش و احترام زیاد مداخله کردم و به ملاشاه‌محمد گفتم ملاصاحب خیراست دریاخان آن‌قدر سواد کافی ندارد، فقط بخاطراین که فکر کرد خودت را خوش بسازد این قسم موضوع را بیان کرد، از خودت یک تقاضا دارم که کمی برایش وقت بدهید تا پول تان را آماده کند. ملاشاه‌محمد گفت تاعصر امروز پول را آماده میکنی و محافظین خود را نزدتان روان میکنم، این را گفت و از دکان بیرون شد و رفت. )

این روایت برای من به این دلیل ارزش رساندن به شمارا پیدا کرد که در این شب و روز فضای رسانه‌ها و فضای جمعی، از هیاهوی جنگ طالبان و پاکستان پر شده است . بانگاه گذرا به گذشته‌ی طالبان و درگیری حال حاضر این گروه با پاکستان، چند نکته قابل تأمل است.

* اگر پاکستان برای دنبال کردن عمق استرایژی خود به منظور داشتن تسلط بر افغانستان، روی طالبان سرمایه‌گذاری کرد؛ پس چه شد که حالا برای براندازی طالبان دست به کار شده است؟!

* اگر طالبانی از رده‌های بالایی‌تر مانند ملاشاه‌ محمد از اهداف پنجابی‌های پاکستان برای تسلط بر افغانستان آگاهی داشتند و آن را به ضرر کشورشان میدانستند و از جانبی احمد شاه مسعود را مانع مقاصد پاکستان میدانستند، پس چرا با او چنان سر دشمنی داشتند/دارند که حتا در مقابل عکس‌های مسعود کینه و نفرت خود را کنترول کرده نمیتوانند؟

* حالا که حکومت پاکستان به ویژه پنجابی‌ها - حاکم اصلی آن‌کشور برای نابودی طالبان شعار سر داده و خصومت شدید میان این دو هم‌پیمان قدیمی شکل گرفته ولی چرا طالبان حقانیت جنگ احمدشاه مسعود در برابر پاکستان را هنوز هم نادیده می‌گیرند؟

* چرا در مورد این که احمد شاه مسعود داعیه‌ی دفاع از تمامت ارضی کل افغانستان را داشت ‌‌و این را در عمل ثابت کرد را نادیده می‌گیرند؟!

* چرا داشتن عکس احمدشاه در مبایل افراد، جرم شدید پنداشته شده، زندانی شدن، شکجنه، سرزنش و توبیخ شدید در پی دارد؟

* به نظر شما این شدت نفرت و ذهنیت زهراگین در برابر احمد شاه مسعود از کجا منشأ گرفته که حتا با لگدمال کردن مقبره‌ی احمدشاه مسعود درد درون‌شان آرام نمی‌گیرد؟!


سیاست

مقاومت دوم

15-خرداد-1405 By admin

مخالفین بی‌خریدار

چرا هیچ‌کس از مخالفین طالبان حمایت