اگر افغانستان گزینه سومی ندارد، چاره چیست؟
نویسنده: دکتر فرید یونس، استاد مردم شناسی فرهنگی خاورمیانه و فلسفه اسلامی، بنیانگذار و مبتکر دموکراسی اسلامی (کالیفرنیا، آمریکا)، عضو شورای مشورتی“سنگر”
به اساس يك معايده ننگين بين قواي اشغالگر و يك گروه دهشت افگن كه هر روز انتحار ميكردند و براي غصب قدرت مردم بيگناه را به قتل مي رساندند و در اثر يك معامله قدرت را بدون خون ريزي غصب كردند ، و رئيس جمهور كشور را از قدرت انداختند و فراري شد .
به اساس نورم هاي حكومت داري نظام هاي دموكراسي با اينكه در افغانستان يك دموكراسي صادراتي بود نه اينكه خود جوش بوده باشد ، انفاذ قانون نبود و در عين زمان فساد اداري و حكومت داري فغان ميكرد معياد حكومت تا ختم دوره رياست جمهوري مي تواند قانوني به شمار رود زيرا رئيس جمهور مجبور ساخته شد كه فرار كند . درين وقت بود كه بايد معاون رئيس جمهور ايفاي وظيفه ميكرد و اما امر الله صالح هم راه فرار را به پيش گرفت و اخيرا در فضاي مجازي چنين گزارش داده شد :
"امرالله صالح، معاون اول حکومت پیشین، جمهوری اسلامی افغانستان، ماموریت خود را پایان شده اعلام کرد.
او در بخش از مطلبی در صفحه تویترش چنین نوشته است:
"پایان یک دوره و تشدید مبارزه برای رهایی افغانستان از سلطه ملیشههای طالبان.
پس از سقوط کابل در 15 اگست 2021 (۲۴ اسد ۱۴۰۰)، من به ولایت پنجشیر رفتم و بر اساس قانون اساسی، خود را به عنوان سرپرست مقام ریاست جمهوری اسلامی افغانستان اعلام کردم.
اعلامیه مذکور از اهمیت و ارزش تاریخی بزرگی برخوردار بود و فرصتهای نادر و زودگذری را عمدتاً در ابعاد منطقهای و بینالمللی ایجاد نمود. اما به دلیل نبود اتحاد و همدلی در میان جریانهای سیاسی افغانستان، از این فرصتها به درستی و در حد بزرگ آن استفاده نشد.
اکنون براساس ماده 61 قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، اعتبار این دوره در اول جوزای 1403 خورشیدی به پایان رسید. بر این اساس، لقب «سرپرست ریاست جمهوری افغانستان» را از مکاتبات شخصی و رسمی خود و همچنین از صفحات اجتماعی متعلق به بنده حذف خواهم کرد."
در 24 اسد سال 1400 هجری، با ورود نیروهای امارت اسلامی به شهر کابل، رئیس جمهور غنی با کابینه اش از افغانستان فرار کردند، امرالله صالح که خود را جانشین رئیس جمهور اعلان کرده بود در پنجشیر حضور داشت، او پس از سقوط پنجشیر افغانستان را ترک و به کشور نامعلومی رفت."
دوره رياست جمهوري اشرف غني هم به پايان رسيد و حكومت جمهوري اسلامي افغانستان ديگر رسميت ندارد و در عين زمان حركت طالبان هم نه مشروعيت داخلي دارد و نه مشروعيت بين المللي . پس اساسا به اساس اصول بين الدول افغانستان فاقد يك حكومت مشروع اســت و مخصوصا كه نماينده ملل متحد كه رسما از افغانستان نمايندگي كند وجود ندارد.
يك سال قبل در برنامه جناب رزاق مامون زيرا عنوان " جمهوري پنجم " شماره ٣٧٣ پيش بيني كرده بوديم كه از امكان دور نيست كه اشرف غني به افغانستان بر گردد.. . اخيرا جناب غوث جانباز مفسر و كارشناس سياسي يك متن را از روسي ترجمه كرده اســت كه از تلاش اشرف غني براي احراز قدرت براي بار دوم پرده بر ميدارد .موضوع كه ما قبلا گفته بوديم.
در شرايط فعلي هر دو رئيس جمهور مخلوع تلاش دارند كه يك كاري براي افغانستان بكنند و ديدار هاي با جوانب ذيدخل به شمول گروه حقاني داشته اند . تجربه مردم از دوره كرزي - غني به جز فساد اداري و لجام گسيختگي سياسي و اجتماعي چيزي ديگري نيست و اما با ابنهم با تمام فساد اداري و قضايي ، مردم آزاد بودند و زير عنوان سنت و جماعت استثمار ديني نشده بودند . و ديكتاتوري نبود. اگر غني يا كرزي دوباره قدرت را بگيرند و افغانستان ازين بن بست رهايي پيدا كند كي را مردم ترجيح ميدهند ؟ كدام يك بهتر اســت طالب يا اشرف غني.
امام جعفر صادق عليه الرحمه سخن جالب دارد كه از دو بد ، بد خوبتر را انتخاب كنيد . درينصورت غني براي مردم بهتر اســت نه طالب . اين سخن به طرفداري غني نيست و اما مردم گزينه سومي را نداشته باشند ، چاره در چيست ؟