خبر روز

طالبان، در تلاش برای تصرف پنجشیر، حتی سازمان‌های تروریستی خارجی را نیز به کار گرفتند.

نویسنده: خالدین ضیایی رئیس اندیشکده گفتمان تعلیمی ملت افغانستان

پنجشیر همواره یکی از مهم‌ترین کانون‌های مقاومت در تاریخ معاصر افغانستان بوده است. از دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی تا امروز، این منطقه نماد ایستادگی در برابر قدرت‌های مسلط، چه خارجی و چه داخلی، باقی مانده است. در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، موج تازه‌ای از خشونت علیه مردم پنجشیر شکل گرفته است؛ خشونتی که با قتل، غارت، آتش‌زدن خانه‌ها و دعوت از گروه‌های تروریستی برای اشغال این ولایت همراه بوده است.

این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی ریشه‌های تاریخی بحران پنجشیر، ابعاد فرهنگی و زبانی آن، سیاست‌های طالبان و حلقات هم‌پیمان، و پیامدهای اجتماعی و سیاسی این وضعیت می‌پردازد. در پایان، با ارائه توصیه‌های آینده‌نگرانه، بر ضرورت ایجاد عدالت انتقالی، بازسازی اعتماد ملی و پذیرش تنوع فرهنگی–زبانی به‌عنوان راه‌حل پایدار تأکید می‌شود.

۱. مقدمه

افغانستان کشوری است که طی یک‌ونیم قرن اخیر، همواره با چالش‌های دولت‌سازی، هویت ملی و تعارضات قومی و زبانی روبه‌رو بوده است. در این میان، ولایت پنجشیر جایگاهی ویژه دارد؛ ولایتی کوهستانی که به‌عنوان پایگاه اصلی مقاومت علیه اشغال شوروی در دهه‌ی ۱۹۸۰ و علیه طالبان در دهه‌ی ۱۹۹۰ شناخته می‌شود.

پس از سقوط کابل در اوت ۲۰۲۱، پنجشیر بار دیگر به کانون مقاومت ملی تبدیل شد.

بااین‌حال، طالبان در تعامل با پنجشیر، به جای گفت‌وگوی سیاسی، به ابزار خشونت متوسل شده‌اند: محاصره اقتصادی، قتل‌عام غیرنظامیان، آتش‌زدن منازل و دعوت از گروه‌های تروریستی برای سرکوب مقاومت مردم این مرز بوم‌، افزون بر این، برخی نخبگان سیاسی جمهوریت پیشین، از جمله حلقات نزدیک به حامد کرزی، متهم به همدستی یا سکوت در برابر این وضعیت‌ در پنجشیر اند. این شرایط، بحرانی چندلایه را رقم زده که نیازمند واکاوی علمی و ژرف‌نگر تحلیل علمی است.

۲. ریشه‌های تاریخی بحران پنجشیر

۲.۱. پنجشیر در مقاومت اول ضد شوروی

در دهه‌ی ۱۹۸۰، پنجشیر به‌عنوان سنگر اصلی احمدشاه مسعود شناخته می‌شد. این ولایت کوچک اما استراتژیک، دروازه‌ی شمال کابل بود و بارها در برابر حملات ارتش سرخ مقاومت کرد. این پیشینه، پنجشیر را به نماد استقلال‌طلبی و مقاومت ملی بدل ساخت.

۲.۲. پنجشیر در برابر طالبان (۱۹۹۶–۲۰۰۱) آغاز مقاومت دوم‌:

با قدرت‌گیری طالبان در دهه‌ی ۱۹۹۰، پنجشیر آخرین سنگر آزادی در شمال‌شرق افغانستان باقی ماند. جبهه‌ی متحد ملی (شمالی) به رهبری احمدشاه مسعود، از این منطقه هدایت می‌شد و توانست تا زمان شهادت او در سپتامبر ۲۰۰۱، مانع سلطه کامل طالبان شود.

۲.۳. پنجشیر پس از ۲۰۲۱ آغاز مقاومت سوم :

پس از خروج ایالات متحده و سقوط کابل، فرزند احمدشاه مسعود (احمد مسعود) رهبری «جبهه مقاومت ملی» را برعهده گرفت. طالبان در پاسخ، پنجشیر را به محاصره درآوردند و عملیات‌های نظامی گسترده‌ای برای سرکوب آن آغاز کردند.

۳. ابعاد فرهنگی و زبانی

۳.۱. جایگاه زبان و هویت

پنجشیر عمدتاً فارسی‌زبان است و به‌عنوان یکی از کانون‌های مهم فرهنگ دری شناخته می‌شود. طالبان که ریشه در پشتون‌والی و برتری‌طلبی زبانی–قومی دارند، این تنوع فرهنگی را تهدیدی علیه سیاست‌های یکدست‌سازی خود می‌دانند.

۳.۲. فرهنگ مقاومت

فرهنگ پنجشیر بر پایه‌ی «مقاومت» شکل گرفته است؛ فرهنگی که در حافظه‌ی جمعی مردم منطقه به‌عنوان میراث احمدشاه مسعود نهادینه شده است. این فرهنگ، تضاد جدی با سیاست‌های سرکوبگرانه‌ی طالبان دارد و همین امر منازعه را پیچیده‌تر می‌کند.

۴. ابعاد سیاسی و امنیتی

۴.۱. سیاست طالبان در پنجشیر

طالبان پنجشیر را نه به‌عنوان بخشی از ساختار ملی، بلکه به‌عنوان منطقه‌ای شورشی ضد استبداد و تک‌قومی خود می‌بینند که باید با خشونت مهار شود. عملیات‌های آنان شامل:

• قتل غیرنظامیان به بهانه‌ی همکاری با مقاومت سوم به رهبری احمد مسعود

• آتش‌زدن خانه‌ها، مثل خانه وزیر سابق عدلیه کشور فضل احمد معنوی و‌غیر ذالک‌.

• کوچ اجباری برخی خانواده‌ها، به خصوص منطقه دشتک و عبدالله خیل و تاواخ و غیره .

• دعوت از گروه‌های تروریستی فراملی برای مشارکت در سرکوب مثل القاعده و طالب های پاکستان ‌و ازبکستان ‌‌و چیچین و غیرذالک .

۴.۲. نقش نخبگان سیاسی پیشین

بخش‌هایی از جامعه، حلقات نزدیک به حامد کرزی و برخی دیگر از رهبران سابق را متهم می‌کنند که یا در این وضعیت همدست‌اند یا با سکوت و مماشات، و تعامل و معامله پنهانی با مقامات امنیتی امارت و خیانت ملی ، زمینه‌ی استمرار آن را فراهم کرده‌اند. این مسئله شکاف‌های جدیدی در گفتمان سیاسی افغانستان و‌اعتماد ملی ایجاد کرده است. که مانع قوی ‌وجدی در تشکیل دولت مرکزی خواهد بود.

۴.۳. پیامدهای منطقه‌ای

• ایران و تاجیکستان، به دلیل اشتراکات فرهنگی–زبانی با ملت پنجشیر، نگران آینده پاک سازی قومی و تطبیق جنگ زمین سوخته در این منطقه‌اند.

• پاکستان به‌عنوان حامی اصلی طالبان، در معادله پنجشیر نقش غیرمستقیم در گذشته ایفا کرده ، حالا برای اصلاح خطای استراتیژیک خود در مسیر تقویت همکاری با مخالفین سیاسی امارت است .

• قدرت‌های جهانی از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا، به‌رغم نگرانی‌های حقوق بشری، تاکنون اقدام عملی برای توقف خشونت‌ها و پاکساری قومی در پنجشیر انجام نداده‌اند.

۵. تحلیل اجتماعی–روانی

۵.۱. اثرات بر جامعه پنجشیر

خشونت‌های گسترده باعث مهاجرت اجباری، فروپاشی اقتصاد محلی و زخم‌های عمیق روانی در میان مردم پنجشیر شده است.
حافظه‌ی جمعی این مردم سرشار از روایت‌های رنج بی پایان و مقاومت ضد استبداد سیستماتیک است که در آینده می‌تواند چرخه‌ی تازه‌ای از نفرت و خشونت مستمر را در جامعه بحرانی افغانستان بازتولید کند.

۵.۲. بحران مشروعیت طالبان

رفتار طالبان در پنجشیر به عنوان نقطه عطف مقاومت ها تاریخی و به خصوص منشا و مبدا دولت ساز معاصر کشور ، مشروعیت امارت طالب را در سطح ملی و جهانی بعد از گذشت چهار سال تضعیف کرده است. برادر نظر داشت تاریخ دولت های سرکوب گر و خون آشام ، هر حکومتی که بر پایه‌ی سرکوب قومی و زبانی شکل گرفته باشد ، قادر به دوام درازمدت و استخدام پایه های خود نخواهد بود.

۶. توصیه‌های آینده‌نگرانه

۱. عدالت انتقالی: ایجاد سازوکارهایی برای رسیدگی به جنایات جنگی در پنجشیر، از طریق محکمه‌های مردمی یا دادگاه‌های بین‌المللی.

2. بازسازی اعتماد ملی: شمولیت همه‌ی اقوام و زبان‌ها در ساختار سیاسی افغانستان.

3. حمایت از تنوع فرهنگی: به‌رسمیت شناختن زبان و فرهنگ فارسی–دری به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر هویت ملی.

4. جلوگیری از چرخه خشونت: تمرکز بر گفت‌وگوی سیاسی وعدالت اجتماعی به‌جای سرکوب نظامی و امنیتی

5. نقش جامعه بین‌الملل: فشار دیپلماتیک بر طالبان برای توقف پاکسازی قومی و تأمین حقوق اولیه ملت افغانستان،

6. ⁠هماهنگی بین کشور های اسلامی برای مهار امارت طالب و ‌چگونگی سقوط آن در چهار چوب مبدا دخالت انسانی و مفهوم دفاع از کرامت ملت مظلوم مسلمان .

۷. نتیجه‌گیری

پنجشیر صرفاً یک منطقه جغرافیایی نیست؛ بلکه نماد بحران بزرگ‌تر افغانستان در مسیر دولت–ملت‌سازی است. تداوم خشونت علیه مردم پنجشیر، نه‌تنها خطر فروپاشی بیشتر وحدت ملی را در پی دارد، بلکه زمینه‌ساز مداخلات خارجی و بازتولید چرخه‌های طولانی‌مدت خشونت و در اخیر تقسیم کشور خواهد شد.

آینده افغانستان، در گرو پذیرش تنوع فرهنگی، ایجاد عدالت اجتماعی و بازسازی اعتماد ملی است؛ و بدون تطبیق آن، هیچ قدرتی— حتی امارت — طالب توانایی حفظ ثبات پایدار و مداوم را در طولانی مدت نخواهد داشت.


سیاست