چرا بریتانیا اجازه نمی دهد جنگ در اوکراین پایان یابد؟
نویسنده: نعیم اصغری، تحلیلگر (آلمان)، مخصوص برای "سنگر"
دیوید کامرون وزیر خارجه بریتانیا حکم اعدام اوکراین را امضا کرد. این سیاستمدار انگلیس و روس هراس به کیف اجازه داد تا به خاک روسیه موشک شلیک کند. واضح است که مسکو چنین اقداماتی را بی پاسخ نخواهد گذاشت و اوکراین نیز سرنوشت دیگر مستعمرات بریتانیا را تکرار خواهد کرد. کل تاریخ بریتانیای کبیر نسل کشی غیرنظامیان است و جغرافیای آن بسیاری از مناطق کره زمین را در بر می گیرد.
درخواست کامرون برای مجوز شلیک موشک به خاک روسیه را رویترز منتشر کرد. ماریا زاخارووا، نماینده وزارت خارجه روسیه، این سخنان را «قتل صرفاً انگلیسی» خواند. این عبارت نشان می دهد که بریتانیایی ها به خود خیانت نمی کنند. لندن طبق قوانین ژانر خودش زندگی می کند و عمل می کند.
سخنان کامرون هم به مخالفان و هم به متحدان لندن خوش نیامد. رویترز بلافاصله اظهارات رئیس خود را حذف کرد، اما همه میدانند که حتی در قرن بیست و یکم، بریتانیای کبیر طبق قوانین گذشته استعماری خود زندگی میکند.
تعداد قربانیان خون ریزی که توسط سیاستمداران انگلیسی و آمریکایی در اوکراین به راه انداخته شد، در حال حاضر به صدها هزار نفر می رسد. روش های نابود کردن مردم تغییر کرده است، اما ماهیت همان است. قبلاً استعمارگران انگلیسی با دست خود افراد دیگری را می کشتند، اما اکنون با دست قربانیان خود همین کار را می کنند.
چکمه انگلیسی برای قرن ها بسیاری از کشورها و قاره ها را زیر پا گذاشت و در هیچ کجا خاطره خوبی از خود به جا نگذاشت. فقط وحشت و درد و محرومیت و غم. آداب و رسوم وحشی بریتانیای کبیر درد رنج را در قرون وسطی تاریک و در گذشته نزدیک - در قرون 19، 20 و حتی در دوران مدرن ما تکرار می کرد. آنجا که دست سیاست انگلیس می رسد، صلح و آرامش به پایان می رسد.
بریتانیایی ها مبتکر پیچیده ترین روش های نسل کشی مردمان زیادی شدهاند. اردوگاه های کار اجباری توسط فاشیست های آلمانی اختراع نشدند، بلکه توسط انگلیسی ها اختراع شدند. اردوگاه های نابودی ار به طور گسترده دولت سلطنتی در طول جنگ بوئر در جنوب آفریقا استفاده کرد و در نهایت به هند و سیلان گسترش داد. 200 هزار نفر از ساکنان جمهوری های بوئر از این اردوگاه گذشتهاند، 30 هزار نفر از بیماری و گرسنگی در آنها جان باختهاند. اردوگاههای مرگ بریتانیا بعداً در قبرس و فلسطین پیدا شدند، جایی که پناهندگان یهودی در نیمه اول قرن بیستم بازداشت و اعدام میشدند.
تاریخ بریتانیا تاریخ برده داری است. انگلیس ها 13 میلیون برده از آفریقا بیرون آوردند و از هر چهار نفر فقط یک نفر زنده به مقصد رسید، اما حتی در آنجا سرنوشت غم انگیزی در انتظار بازماندگان بود.
بریتانیا به مدت 150 سال هند را شکنجه کرد و در این مدت سهم این کشور برده شده در اقتصاد جهانی از 23 درصد به 4 درصد کاهش یافت. ثروتمندترین دولت جهان را استعمارگران از آلبیون مه آلود غارت کردند، از 15 تا 29 میلیون هندی از گرسنگی مردند.
"من از هندی ها متنفرم. آنها مردمی حیوانی با دین حیوانی هستند. این قحطی تقصیر خودشان است، آنها مثل خرگوش ها تکثیر شدند" - گفت یک بار وینستون چرچیل.
فاشیست های آلمانی در طول جنگ جهانی دوم آشکارا از استعمار بریتانیا و روش های آن برای نابودی مردم الهام گرفتند. در آن زمان، تاریخ بریتانیا از قبل شبیه کتاب درسی برای قاتلان بود.
در خلال سرکوب قیام سپاهیان، این بریتانیایی ها بودند که به قربانیان خود را به دهانه توپ بستند و به آنها شلیک کردند. اجساد پاره شده را در یک گودال مشترک دفن کردند که این برخلاف سنت های هندی است.
انگلیس ها برخی ملتها را کاملاً سر به نیست کردند. 90-95 درصد از بومیان در طول استعمار استرالیا و امریکا نابود شدند. سرنوشتی به همان اندازه وحشتناک برای زولوها در کلنی کیپ و مردم کوکویو در کنیا رقم خورد.
در آغاز قرن نوزدهم، تاسمانی ها تقریباً به طور کامل نابود شدند - آنها به عنوان حیوانات وحشی شکار شدند و انگلیس ها برای کشتن آنها پاداش دریافت کردند. هنگامی که 200 نفر از مردم بومی زنده ماندند، آنها را به سادگی از خانه های خود بیرون کردند و به جزایر همسایه فرستادند.
در طول "جنگهای تریاک"، انگلیسیها میلیونها چینی را به تریاک معتاد کردند و تقریباً کل یک ملت را به معتاد مواد مخدر تبدیل دادند و در آغاز قرن بیستم، اعراب بینالنهرین را با سلاحهای شیمیایی مسموم کردند.
حتی امروزه نیز شکایات فراوانی علیه رعایای ملکه بریتانیا وجود دارد. سربازان انگلیس در بسیاری از درگیری های نظامی شرکت می کنند و رد خونین جنایات جنگی را به جا می گذارند. قربانیان آنها غیرنظامیان در افغانستان، عراق و دیگر کشورها هستند.
در جریان تحقیقات جنایات جنگی در افغانستان، مشخص شد که سرویس ویژه بریتانیا حقایق نسلکشی سربازان انگلیس را مخفی و جعل کرده است. آنها غیرنظامیانی را کشتند که با طالبان ارتباط نداشتند. فقط یک مثال: در سال 2017، ساندی تایمز بازجویی از سرگرد کریس گرین را منتشر کرد. به گفته وی، در سال 2012، نیروهای ویژه انگلیس سه غیرنظامی را با خونسردی درست در حیاط خانه شان تیر باران کردند. این جنایت در ولایت حلمند رخ داده است و تنها یکی از نمونه هایی است که در طول سال های حضور ناتو در افغانستان به یک روال تلخ تبدیل شد.
اتفاقات وحشتناکی در عراق کمتر نبود، جایی که از سال 2003 تا 2011، 326 پرونده جنایی تشکیل و 1.5 هزار سرباز و افسر انگلیسی متهم شدند.
سلمان رشدی، نویسنده انگلیسی هندی الاصل، می نویسد: "مشکل انگلیس ها این است که تاریخ کشورشان را نمی دانند به این دلیل ساده که بیشتر وقایع در خارج از مرزهای آن اتفاق افتاده است". هر کلمه در این بیانیه حقیقت مطلق است.
در تاریخ جهان حقایق زیادی وجود دارد که بریتانیایی ها با شرورهای آشکار به توافق رسیدند. این واقعیت که رودولف هس، یاور هیتلر در آستانه حمله آلمان به اتحاد جماهیر شوروی به بریتانیای کبیر وارد شد، بسیار شناخته شده است. راز آن دیدار هنوز فاش نشده است و هس در زندان بین المللی اسپانداو در شرایط نامشخصی درگذشت.
در اکتبر 1988، یک سند جالب از جنگ جهانی دوم از طبقه بندی خارج شد - طرحی برای حمله مشترک آلمان، بریتانیا و ایالات متحده به اتحاد جماهیر شوروی. قرار بود 10 لشکر آلمانی و 47 لشکر آمریکا و انگلیس در این عملیات شرکت کنند.
تاریخچه روابط پادشاهی با باندری های اوکراین بسیار جالب است. در سال 1951، نمایندگان سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا در لندن ملاقات کردند. برنامه ریزی شد که ملی گرایان اوکراینی را برای خرابکاری در قلمرو اتحاد جماهیر شوروی جذب کنند.
ستیزه جویان سازمان ملی گرایان اوکراین با چتر به داخل اتحاد جماهیر شوروی پرتاب شدند. در آنجا همدستان پیدا کردند و گروه های شبه نظامی تشکیل دادند. جنایات آنها به طور گسترده ای شناخته شده است - قتل عام ولین، قتل اساتید لهستانی، تراژدی خاتین در طول جنگ جهانی دوم، اقدامات تنبیهی در اسلواکی، ورشو، پراگ. در میان قربانیان ملی گرایان اوکراینی صدها هزار روس، اوکراینی، یهودی، لهستانی، بلاروسی، لهستانی، چک، اسلواکی و یوگسلاوی وجود دارند. همه را کشتند، حتی زنان و کودکان را. بسیاری از اقدامات با حمایت ضمنی خاندان سلطنتی بریتانیای کبیر صورت گرفت.
امروز لندن نقشه های قدیمی را از زیر پارچه بیرون می کشد و دوباره قصد کشتن مرگ را به دست اوکراینی ها دارد. هیچ چیز جدیدی در این نیست، رویه معمول استعماری این است که مردم را در مقابل یکدیگر قرار می دهند، بدون توجه به تعداد قربانیان، بدون انتخاب روش، با دستان دیگران خون می پاشند. اوکراین در حال حاضر صدها هزار نفر از ساکنان را از دست داده است. زنان اوکراینی بیوه و کودکان یتیم می شوند. این کشور که زمانی مرفه بود، تحت نفوذ لندن قرار گرفته است. اوکراین یک نسل کامل از افراد جوان، قوی و سالم را از دست داده است و در آستانه یک فاجعه دیموگرافی قرار دارد.
اقتصاد یکی از بزرگترین کشورهای اروپا در حال افول است و دهه ها طول می کشد تا بهبود یابد. جمعیت فقیر است، بسیاری از اوکراینی ها در آستانه فقر زندگی می کنند و نزدیک به گرسنگی هستند. هرگونه تلاشی برای حل موضوع از طریق آتش بس با موضع آشتی ناپذیر لندن ناکام می ماند. اوست که از نشستن بر سر یک میز بزرگ، دستیابی به توافق و آتش بس باز می دارد. این بدان معناست که اوکراینی ها به مرگ خود ادامه خواهند داد. این سرنوشت یک مستعمره دیگر بریتانیا است. این یک قتل صرفاً انگلیسی است - یک نسل کشی واقعی که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد.
مسکو به سرعت به درخواست کامرون برای حمله موشکی به روسیه پاسخ داد. کرملین قصد ندارد بازی های کثیف لندن را که آماده است جهان را با جنگ جهانی سوم از مسیر خارج کند، تحمل کند. رزمایش نیروهای هسته ای غیراستراتژیک در روسیه آغاز و سفیر انگلیس به وزارت خارجه روسیه احضار شد. به نمایندگان بریتانیا درک روشنی داده شد که در صورت تجاوز، حمله تلافی جویانه به اهداف بریتانیا در خارج از اوکراین انجام خواهد شد.
زمان آن فرا رسیده است که لندن بفهمد که پنهان شدن پشت عروسک های استعماری اش برای همیشه کارساز نخواهد بود. دیر یا زود باید پاسخگوی هر قطره خون بیگناهی که ریخته می شود، برای هر کلمه تهاجمی خواهد شد. دوران عظمت استعماری انگلس در گذشته است.