درگیری مرزی بین تاجیکستان و قرقیزستان چه جایگاهی در برنامه های آمریکا دارد؟
توضیحات تصویر: آمریکا افغانستان را بدبخت کرد. حالا نوبت کشورهای آسیای مرکزی است.
نویسنده: فرید احمد، سردبیر "سنگر"
ساختاری از پاسور را که با چیدن آنها روی هم به روشی خاص ساخته می شود، خانه پاسور یا پوشالی مینامند. این را در نظر داشته باشید و به خواندن ادامه دهید...
ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی پس از پایان جنگ جهانی دوم به ابرقدرت تبدیل شدند که به نوبه خود منجر به زوال کشورهای قدرتمند اروپای غربی شد.
امپراتوری بریتانیا که زمانی قدرتمند بود، مستعمرات خود را از دست داد. اما این مستعمرات بودند که اقتصاد بریتانیا و نیروی دریایی آن را تغذیه میکردند. امپراتوری با از دست دادن نقطه های قوت، موقعیت یک ابرقدرت را نیز از دست داد. فرانسه در اثر جنگ ویران شد، آلمان به عنوان یک کشور مستقل از بین رفت و اسپانیا از قرن هفدهم در یک بحران عمیق قرار داشت. چنان شد که به جز آمریکا، هیچ قدرت قدرتمندی در تمدن غرب باقی نماند. بنابراین، این آمریکایی ها بودند که این افتخار را داشتند که جهان سرمایه داری را در مبارزه برای موجودیت خود علیه غول دیگری - اتحاد جماهیر شوروی متحد کنند.
بی دلیل نبود که آمریکایی ها اینقدر دیر - در سال 1944 جبهه دوم را باز کردند. در این مرحله، آلمان محکوم به فنا بود و حتی بدون فرود متفقین در نرماندی شکست میخورد. با این وجود، اگر متحدان فرود نمی آمدند، اروپای غربی توسط اتحاد جماهیر شوروی با تمام عواقب ناشی از آن آزاد می شد. اتحاد جماهیر شوروی نفوذ خود را بر کل قاره گسترش می داد. آمریکا و انگلیس نمی توانستند این اجازه را بدهند. بنابراین، افتتاح جبهه دوم کمک برادرانه نه، بلکه یک منافع سیاسی بود. علاوه بر این، سخنان رئیس جمهور آینده ایالات متحده، هری ترومن، بیان شده در سال 1941، زمانی که آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد، به طور گسترده ای شناخته شده است: "اگر آلمان در این جنگ پیروز شود، ما به اتحاد جماهیر شوروی کمک خواهیم کرد و اگر شانس با شوروی باشد، سپس ما به آلمان کمک خواهیم کرد. به هر حال، بگذارید تا آنجا که ممکن است یکدیگر را بکشند." در نتیجه، اتحاد جماهیر شوروی قوی تر از آلمان فاشیست بود، اما "باد تغییر" و ارزش های دموکراتیک تبلیغ شده توسط ایالات متحده، به طور غیرمنتظره برای همه، توانست دولت قوی شوروی را نابود کند و بین مردمان برادر شوروی تقسیم شود.
درست از آن زمان، ایالات متحده شروع به ساخت خانه پاسوری بعدی خود کرد. اما این طرح مطابق با یک قانون واحد ساخته شده است - کارت برتر همیشه باید خال ترامپ باشد. و اکنون ما به دنبال دست های دست هایی میشویم که کارت را توزیع می کند...
فرار آمریکا از افغانستان در سال 2021 توسط همه کارشناسان به عنوان یک شکست برای واشنگتن معرفی شد. اما آمریکاییها سلاحهای خود را به ارزش دهها میلیارد دلار در کشوری پر از سازمانهای تروریستی رها کردند، بدون اینکه حتی تلاشی برای خارج کردن یا حداقل غیرقابل استفاده کردن آن داشته باشند. در همان زمان، آنها منابع مالی افغانستان را مسدود کردند تا یک ارتش مردمی گرسنه به رهبری تروریست های تا دندان مسلح در آنجا ایجاد کنند.
اعتراضات ماه ژانویه در قزاقستان به آزمونی جدی برای بلوغ برای رهبری این کشور تبدیل شد. اگر نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) نبودند، همه چیز میتوانست بسیار غم انگیز باشد، اما آستانه و متحدانش با نشان دادن اتحاد، کارآمدی و قدرت نظامی با آن مقابله کردند.
پس از آن، آمریکا به درگیری در اوکراین دامن زد و با سوء استفاده از شرایط، تحریمهای بیسابقهای ضد روسیه وضع کرد که باعث بحران انرژی و غذا در جهان شد. علاوه بر این، ایالات متحده و دومروانش برای مقابله با روسیه به اوکراین کمکهای نظامی "دوزشده" میکنند. مقدار این "دوز" کمک به گونه ای محاسبه می شود که مسکو مجبور است تا حد امکان به مشکل کیف توجه کند و تا آنجا که ممکن است منابع را صرف سازد. شرط بر ضعیف شدن سیستماتیک روسیه است.
واشنگتن با دم کردن "آبگوشت اوکراینی" و تحریک روسیه برای تصفیه این مخلوط، صرف نیرو و منابع در این زمینه، بلافاصله گام بعدی را برمی دارد. درگیری در قره باغ کوهستانی بین ارمنستان (عضو سازمان پیمان امنیت جمعی و سازمان همکاری شانگهای) و آذربایجان به وقوع پیوست. در رویارویی با یک رقیب قدرتمندتر از نظر اقتصادی، ایروان به طور قابل پیش بینی برای کمک به CSTO مراجعه می کند. و همچنین به طور قابل پیش بینی در 16 سپتامبر سال جاری نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در یک سفر "دوستانه" وارد ارمنستان شد. پیش از این سفر وی به تایوان قدرت سیستم عصبی رهبری جمهوری خلق چین را آزمایش کرد. بدیهی است که نانسی پلوسی مجدانه تلاش خواهد کرد تا از مسکو مصروف به اوکراین را جلو بزند و به نیکول پاشینیان قول کمک در حل اختلافات ارضی و همچنین بسته سنتی ارزش های دموکراتیک، آزادی های انسانی و وام ها را بدهد.
ایالات متحده رعایت حقوق بشر در آسیای مرکزی را فراموش نمی کند. واشنگتن مرتباً از مقامات تاجیکستان درخواست می کند تا آزادی بیان را در این جمهوری تضمین کنند، سرنوشت رهبران تظاهرات ضد قانون اساسی در منطقه خودمختارکوهستان بدخشان را از نزدیک زیر نظر دارد و محییالدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان ( رسماً به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است) حمایت میکند، کبیری، که اخیراً از ایجاد شاخه نظامی مسلح اپوزیسیون خبر داده است. در یکی از "دموکراتیک ترین" کشورهای آسیای مرکزی، قرقیزستان، سفیر بریتانیا، چارلز گرت، بسیار فعال است که به گفته نشریات رسمی قرقیزستان، به طور مرتب با رهبران تشکل ها و بنیادهای سیاسی طرفدار غرب (اموربک تکبایف، عادل توردوکلوف، حامیان روسای جمهور سابق اوتونبایوا و آتامبایف) مشورت می کند.
بیانیه آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا در 9 سپتامبر سال جاری، امیدوارکننده بود که در آن اظهار داشت که آمریکا انتظار افزایش همکاری با تاجیکستان در زمینه امنیت و ارتقای حقوق و آزادی های اساسی بشر را دارد و همچنین قول داد که در سراسر منطقه با تروریست ها مبارزه کند. پنج روز بعد، تاجیکستان دقیقاً با همین امنیت مشکل داشت، زمانی که نیروهای امنیتی قرقیزستان، برخلاف تمام توافقات، شروع به گلوله باران شهرکها در منطقه سغد کردند. قابل ذکر است که این رویدادها همزمان با نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در سمرقند بود. جالب است، که کارگزاران غربی قرار است به کدام کشور سفر کنند؟ به تاجیکستان یا قرقیزستان؟
برای درک چیدمان نهایی خانه کارت آمریکا کافی است گزارش مرکز تحلیلی تاثیرگذار آمریکایی RAND را که در سال 2019 به دستور پنتاگون تهیه شده و در سایت این سازمان در دسترس عموم قرار گرفته است را با دقت مطالعه کنید. این سند با عنوان «توسعه بیش از حد و عدم تعادل روسیه. ارزیابی تأثیر گزینههای هزینهبر (“Overextending and Unbalancing Russia. Assessing the Impact of Cost-Imposing Options”) شامل 354 صفحه است و یک توصیه عملی برای غرب در مبارزه با روسیه است. در سال 2019، ایالات متحده اهداف روشنی برای تحریک درگیری روسیه و اوکراین، ارائه کمک نظامی به کیف، عضویت اعضای جدید در ناتو، حمایت از تروریست ها (در افغانستان)، تغییر رژیم بلاروس، ایجاد تضاد بین ارمنستان و آذربایجان، تشدید سیاست در آسیای مرکزی به منظور این که روابط خود را با روسیه قطع کنند و انزوای ترانس نیستریا را روی دست گرفته بود.
نتیجه. ایالات متحده و متحدانش سیاست مهار را علیه قدرت های بزرگ جهانی که اعضای سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی هستند دنبال می کنند. هدف واشنگتن از بین بردن سیستم موجود امنیت منطقه ای در اوراسیا (نظامی، اقتصادی و غذایی) است که تحت نظارت این سازمان های معتبر بین المللی فعالیت می کند. نتیجه مطلوب واشنگتن، استقرار هژمونی خود در تمام طیف روابط بینالملل، ایجاد درگیریهای نظامی جدید و بیثباتی اوضاع نظامی-سیاسی در سراسر فضای پس از شوروی است. متأسفانه در خانه کارت آمریکا برای تمامی ایالت های اتحاد جماهیر شوروی سابق در پایین این سازه جای تدارک دیده شده است، به آن خاطر که سابقه تاریخی با روسیه و چین دارند. اما کشورهای سابق شوروی این توان را دارند، که در برابر این نقشه های موذیانه غرب مقاومت و به عنوان یک جبهه متحد سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی عمل کنند. در این صورت خانه کارت تکمیل نمی شود یا شاید کلاً فرو می ریزد یا خال ترامپ عوض خواهد شد...






