رییس جمهوری روسیه به مقاومت "چراغ سبز" خواهد داد؟
نویسنده: فرید احمد، سردبیر«سنگر»
روسیه از اوضاع سیاسی و نظامی که در افغانستان به سرعت در حال تغییر است، سخت نگران شده است. چند روز پیش وزیر دفاع روسیه، سیرگیی شایگ، از تشدید فعالیّتهای سازمانهای بینالمللی تروریستی در افغانستان شدیداً اظهار ناراحتی کرد. یک روز بعد، برای اولین بار در تاریخ، نشست وزیران دفاع آسیای مرکزی و روسیه برگزار شد و موضوع مورد بحث در آن تنها تشدید فعالیّتهای سازمانهای تروریستی در افغانستان بود.
اینکه در این نشستها چه توافق شد، روشن نیست. طبق معمول، نظامیها باید عمل کنند و حرف نزنند. روسیه در ملاقات بریکس نیز بر افغانستان تأکید نمود. در روزهای اخیر مسکو بیشتر از اوکراین در مورد افغانستان اشارههای جدّی میکند.
نگرانیهای مسکو در مورد افغانستان بیپایه نیستند. امریکا، قدرتیکه افغانستان را به سازمانهای تروریستی تحویل داد، باب جدیدی در سیاست افغانیاش باز کرده و در صدد بازگشت به این کشور است. تام ویست، جانشین زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا برای افغانستان، تلاش دارد تا در افغانستان یک«حکومت همهشمول» طبق میل خود ایجاد کند. در روزهای اخیر شماری از مقامهای حکومت ساقط شده قبلی از کشورهای مختلف به کابل بر میگردند. اینها در واقع افرادی هستند که طبق یک اجندای از قبل طراحی شده توسط امریکا و کشورهای همکارش به کابل بر میگردند و «کمسیون تماس با شخصیتهای افغان» که توسط طابان ایجاد شده در واقع کارهای تشریفاتی این برنامه را انجام میدهد.
در همین راستا، تلاشهایی صورت گرفته تا چهرههای سیاسی-قومی از اردوگاه«اتحاد شمال» که مقاومت در برابر طالبان(در سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰) را در کارنامه دارند، گردهم آمده و تشکلی را به منظور ایفای نقش سیاسی در تحولات آینده افغانستان ایجاد نمایند. این چهرهها که عمدتاً در ترکیه و امارات متحده عربی حضور داشتند، چندی پیش از تاسیس شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان سخن گفتند که ترکیه در این امر نقش اساسی داشته است. اعلام آمادگی برخی از سیاسیون امریکایی مبنی بر حمایت از جبهه مقاومت ملّی به رهبری احمد مسعود نیز در راستای وارد کردن مخالفان اصلی طالبان در معامله مورد نظر، دانسته میشود.
از سوی دیگر، امریکا موافقت کرد که نظام بانکی افغانستان را برقرار میکند. این حرف تازهای نیست. واشنگتن ماهانه پنهانی 34 میلیون دلار را به حساب بانک ملی افغانستان واریز میکند. کمکهای ظاهراً خیریه بینالمللی که از طریق سازمانهای بینالمللی در اختیار حکومت طالبان گذاشته میشوند، نیز با مساعدت واشنگتن صورت میگیرد.
افغانستان، یعنی طالبان، در بانکهای امریکا و اروپا قریب 10 میلیارد دالر پول مسدودشده دارد. این پول در اختیار طالبان گذاشته خواهد شد. یا در واقع این کار در حال انجام است. اما در بدل چه؟ یکی شرایط ضروری همکاری امریکا و طالبان دور ساختن طالبان از روسیه و چین و البته همکاری با امریکا به شمار میرود. محور همکاری طالبان و امریکا چه میتواند باشد؟ تقویت سازمانهای تروریستی، قبل از همه داعش، که کاملاً در شمال افغانستان جاسازی شده، یکی از عمدهترین محورهای همکاری طالبان و امریکا دانسته میشود. فقط کمی فرصت کار است، تا افراد داعش در شمال افغانستان آماده انجام عملیاتهای خطرناک تروریستی گردیده و به گونه تمامعیار وارد صحنه شوند.
خلاصه اینکه روسیه از آنچه در افغانستان بین طالبان و امریکا در جریان بوده، غافل نبوده است. استخبارات روسیه هنوز از زمان امضای توافقنامه دوحه میان طالبان و امریکا، راهش را جدا کرده بود. بغلکشیهای دیپلماتیک که تیم ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان با هیاتهای طالبان داشت، یک نوع تظاهر و وقتکُشی بود. اما نظامیهای روسیه بالای طالبان که حامل اندیشه اسلام افراطی به اسلوب القاعده و داعش است، هیچ گاه اعتماد نداشتند و نخواهند داشت. آنها تمام اسناد و شواهد را در دست دارند و تحرکات این سازمانها، تحت پشتیبانی طالبان، را پیگیری میکنند.
نتیجهگیری نظامیان روسیه این است که امریکا بار دیگر به همان طرح ناتمامِ«ایجادِ ارتشِ بزرگ تروریستی علیه روسیه و چین در افغانستان» را به کمک طالبان نهایی میکند. وظیفه اصلی طالبان در واقع اجرایی کردن طرح یاد شده است. به همین دلیل امریکا زمام امور افغانستان را به دست آنها داد. بازگشت امریکا به خاطر ایجادِ«حکومت همهشمول» و استقرار و«صلح و ثبات» در افغانستان نیست، بلکه به خاطر جنگ دیگر با روسیه و چین است.
نگرانیهای شایگ به این معناست، که کاسه صبر نظامیهای روسیه لبریز شده است. در مسکو به این نتیجه رسیدهاند که دیگر وقت تأخیر کردن نیست.
جنگ بلخاب به آتش نگرانیهای روسیه روغن ریخت. گمان میرفت، ایران پشت مولوی مهدی مجاهد، رهبر مقاومت بلخاب، قرار دارد، که از حق هزارهها و شیعیان افغانستان دفاع میکند. اما نماینده ویژه ایران در امور افغانستان حسن کاظمی قُمی جنگ بلخاب را«فتنه امریکا»خواند. اطلاعات موثّق از بلخاب وجود دارد، که تعداد کثیری از مقاومتگران بیرق جمهوریت را در موترسایکلها خود داشتند. بعید نیست که امریکاییها از طریق مفرزههای نظامی از دوران جمهوریت به صف نیروهای مهدی نفوذ کرده باشند. هرچند خود مولوی مهدی هزاره، مانند احمد مسعود تاجیک، رهبر جبهه مقاومت ملی، هیچگاه همکار امریکا بوده نمیتواند. انتخاب آنها طالبان پشتون است. ظاهراً، چیغ و فریاد ایران، اگر اینجا بازی استخباراتی و دیپلماتیک در میان نباشد، ناشی از این نگرانی است که با حرکتهای شبیه آنچه در بلخاب، حوزه هزارهنشین و شیعه مذهب، اتفاق میافتد، چهرههای دیگری غیر از افراد وفادار به ایران در این حوزه ظهور میکنند که منجر به از دست دادن نفوذ ایران در این مناطق خواهد شد. طی 40 سال اخیر ایران شماری از چهرههای قوم هزاره و شیعه مذهب را جهت حفاظت از منافع خود در افغانستان پرورش داده که نمیخواهد آنان نفوذ و جایگاه خود را از دست بدهند و جای شان را افراد دیگری بیرون از چینلهای ارتباطی ایران پر کند.
باید گفت که جریان اصلی مقاومت ضد طالبانی به رهبری احمد مسعود فرزند احمدشاه مسعود فرمانده نامدار تاجیکتبار ضد طالبان، در«بازی بزرگ» در کنار روسیه قرار گرفته است. روسها منتظر چنین روزی بودند. به نظر میرسد که شخص آقای پوتین و تیم امنیتی او نگاه خوشبینانهای به مقاومت و شخص احمد مسعود داشته باشند. در واقع مسعود تا کنون توانسته تا حدودی رضایت نسبی روسیه را جلب نماید.
سفر ولاديمير پوتین، رییس جمهوری مقتدر روسیه و از مؤثرترین چهرههای جهان امروز، به دوشنبه در شرایطی صورت میگیرد که فوقاً ذکر شد. این اولین سفر خارجی او پس از«عملیات ویژه نظامی روسیه در اوکراین» است. این سفر برای مقاومتگران اصلی افغانستان میتواند حامل پیام خوب باشد. معنای این سفر میتواند این باشد که روسیه افغانستان را به امریکا ومتحدینش رها نکرده و متوجه اهمیت راهبردی این کشور در تحولات آینده جهانی و منطقهای است.
اما آیا پوتین به جبهه مقاومت ملی «چراغ سبز» نشان خواهد داد؟ برخی از منابع خبری از احتمال دیدار رییس جمهور پوتین با احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی خبردادهاند. اگر این دیدار انجام شود و طرفین از آن ابراز رضایت کنند، میتوان گفت که پاسخ پرسش اخیر تا حدودی زیادی مثبت خواهد بود.