خبر روز

رهبر جبهه آزادی اطمینان دارد که مقاومت در برابر رژیم تروریستی در کابل در حال افزایش است.

نویسنده: آندری سرنکو، خبرنگار "نزاویسیمایا گازتا"

منبع: "نزاویسیمایا گازتا" (Nezavisimaya Gazeta, روسیه)

طالبان (یک سازمان تروریستی ممنوعه در فدراسیون روسیه) در وضعیت جنگ با مردم افغانستان قرار دارد و این امر مقاومت مسلحانه در برابر رژیم آنها را مشروع می کند. ژنرال یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان این را در مصاحبه اختصاصی با آندری سرنکو، ستون نویس "نزاویسیمایا گازتا" بیان کرد.

در کنار جبهه مقاومت ملی افغانستان احمد مسعود، جبهه آزادی نیروی پیشرو در جنبش مقاومتی است که امروز در افغانستان در برابر طالبان و سایر گروه های تروریستی که امنیت منطقه را تهدید می کنند، در حال ظهور است.

جنرال یاسین ضیا والی پیشین ولایت تخار، معاون ریاست امنیت ملی و رئیس ستاد کل ارتش ملی افغانستان بود. امروز رزمندگان جبهه آزادی جنرال ضیاء موثرترین عملیات را علیه طالبان در شهرهای افغانستان از جمله کابل و قندهار انجام می دهند.

ژنرال یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان با ما ارزیابی های خود در مورد وضع سیاسی در افغانستان را به میان گذاشت.

  • جناب جنرال، وضعیت کنونی اقتصادی و سیاسی اجتماعی افغانستان را چگونه ارزیابی نموده و پیامدهای دو سال حکومت طالبان چیست؟

پاسخ: تشکر. چگونگی اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان در زیر اشغال طالبان را با مراجعه با فاکت های موجود، که بخش زیاد آن منعکس کنندۀ سیاست های اعمالی اداره نامشروع طالبان است، به خوبی میتوان درک کرد. طالبان تمامی تعهدات بین المللی افغانستان از جمله عضویت در کنوانسیون های معتبر حقوق بشری به صورت مشخص کنوانسیون حقوق اقتصادی، اجتمای و فرهنگی را نادیده گرفته، احزاب سیاسی را منحل و حاکمیت قانون را در نطفه خنثی نموده اند، زنان افغانستان را در یک قلم از صحنه سیاسی-اجتماعی جامعه محو کرده اند، منسوبین حکومت پیشین را به گونه وحشیانه مورد کشتار، تعقیب، شکنجه و آزار قرار داده اند، منابع طبیعی افغانستان را به حراج گذاشته اند، زیر عنوان مالیات از مردمی که توانایی پرداخت نفقه شب و روز خود را ندارند اخاذی میکنند، در بین اقوام افغانستان تعصب و تبعیض روا داشته اند، مردمان بومی را کوچ اجباری میدهند، محاکمه صحرایی بخشی از رویکرد روزانه شان است، حریم خصوصی مردم را از بین برده اند سیاست های اعمالی رژیم نامشروع طالبان است، با این وضعیت چگونه میتوان اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان را بیان کرد؟

خلاصه اینکه افغانستان زیر سلطۀ طالبان از دید اقتصادی و سیاسی در بد ترین وضعیت ممکن قرار دارد، گزارش های اخیر نهاد های بین المللی در باره وضعیت بشری افغانستان تکان دهنده است، افغانستان شدیداً وابسته به کمک های بشردوستانه جهانی شده است. به روایت مسوولان سازمان ملل متحد 34 میلیون انسان افغانستان در فقر زندگی میکنند، در حالی که جمعیت کل افغانستان حدود 40 میلیون تن برآورد میشود، از همین نقطه شما وضعیت اقتصادی افغانستان زیر سلطۀ طالبان را درک کرده میتوانید. از دید سیاسی امارت طالبانی کابل یک رژیم مطلق العنان، تندرو و مستبد است که برخورد این رژیم با حقوق و آزادی های زنان، آموزش و سرکوب وحشیانۀ مخالفان و حتا شهروندان عادی از خصوصیات بارز این رژیم است. طالبان افغانستان را به لانه امن هراس افگنان، دوزخ تمام عیار و زندان بزرگی به شهروندان آن بدل کرده و چهرۀ کشور را در سطح بین المللی مغشوش و منزوی ساخته است.

  • بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در چه نهفته؟ چه کسی یا چه چیزی در این امر نقش داشته است؟

پاسخ: بازگشت دوباره طالبان به قدرت سیاسی را میتوان در دو بخش به بررسی گرفت. نخست، بعد تاریخی مساله و یا چگونگی شکل گیری ارگانیک دولت در چارچوب قلمرو موجود افغانستان و چگونگی رابطه این نهاد با مردم در راستای نمایندگی از آنان. افغانستان شاید یکی از محدود کشورهای جهان باشد که هیچگاه به ثبات سیاسی نرسیده و نظام های سیاسی یکی پی دیگر در این کشور سرنگون شده است. شما میدانید که طالبان برای بار دوم قدرت را اشغال کردند و به همین ترتیب هرگاه تونل تاریخ سیاسی افغانستان را تعقیب کنیم دیده میشود که نابسامانی و دست به دست شدن قدرت به شکل دراماتیک و خشونت بار، جزء سنت سیاسی این کشور بوده است. کوتاه اگر بیان کنم، آمدن طالبان در صحنه قدرت البته با قید نامشروعیت آن یک مساله تازه نیست. طالبان بودند و رفتند، حالا دوباره آمدند و قطعاً سرنگون خواهند شد و این فراگرد متاسفانه سرنوشت محتوم دولت داری در افغانستان بوده است. یعنی نظم سیاسی پسا طالبان نیز هرگاه بخواهد تا به قول معروف لباس چرکین گذشته را بر تن کند، همچنان محکوم به سرنگونی خواهد بود. از دید من، دلیل عمده و تهدابی سرنگونی نظام ها در افغانستان نهفته در همین نکته است.

دلیل دوم که در مقایسه به مورد اول که بیان شد در اهمیت درجه دوم قرار دارد، نهفته در مناسبات منطقۀ ای و سرخوردگی جهان غرب از ناکامی ها و ناتوانی های دوران جمهوریت دارد. گروه طالبان در 20 سال گذشته با حمایت مستقیم شماری از کشور ها و سازمان های استخباراتی علیه دولت، نظم سیاسی نوپا و تجربۀ پر از آزمون و خطای دموکراسی جنگیدند. فقر، ناآگاهی و مناسبات فرهنگی و اجتماعی دو سوی مرز دیورند، زمینه های سربازگیری آنان از طبقات نادار و حاشیه نشین را با سوء استفاده از باور ها و اعتقادات مذهبی مردم فراهم کرد. بلاخره در یک معاملۀ پنهانی کشور را اشغال کردند و اکنون هم ما رژیم طالبان را با هیچ نوع ساختار اعمال حاکمیت مشروع همخوان نمی بینیم، بلکه از دید ما یک گروه تروریستی نیابتی است که کاربرد اصطلاحاتی مانند دولت، حکومت و نظام در پیوند با این گروه اصلن موضوعیت ندارد.

  • تظاهرات گسترده علیه دیکتاتوری طالبان در افغانستان وجود ندارد. آیا این بدان معناست که افغان ها حکومت طالبان را پذیرفته اند یا حتی از آن حمایت کرده اند؟

پاسخ: تظاهرات یک حرکت مدنی-سیاسی مسالمت آمیز است که در برابر نظام های پاسخگو حداقل پاسخگو به قانون اتخاذ میشود. طالب یک جریان تروریستی است که هیچگونه الزامیتی نسبت به حاکمیت قانون ندارد و هرگونه حرکت در مخالفت با سیاست های دهشت افکنانه خود را با آتش پاسخ میدهد. مشروعیت مقاومت مسلحانه در برابر طالبان نهفته در همین امر یعنی عدم تمکین طالب نسبت به خواست های برحق مردم افغانستان است. جریانی که حاکمیتی سیاسی را با ابزار خشونت آمیز غصب کرده به چیزی جز خشونت و قوه قهریه تمکین نخواهد کرد. بیان این که هیچگونه تظاهرات و یا حرکتی در برابر طالبان وجود ندارد با واقعیت های موجود در افغانستان همخوانی ندارد. ما شاهد هستیم که از نخستین روزهای اشغال قدرت سیاسی توسط طالبان، زنان در چند شهر کشور در برابر این جریان تروریستی تحرکات مسالمت آمیز مدنی را به راه انداختند اما پاسخ طالبان چه بود؟ زندان، شکنجه، اختطاف و ناپدید سازی اجباری. به یاد داشته باشید که افغانستان یک جامعه سنتی است و در چنین جامعه دست بردن به آبرو و عزت مردم یک مساله عادی نیست. طالبان با برخورد سرکوب گرانه و بی شرمانه با زنان افغانستان در کنار نمایان ساختن واقعیت وجودی خود در حقیقت فاتحه خویش را نیز خوانده اند. پاسخ کوتاه به این پرسش این است که دلیل عدم موجودیت تظاهرات مدنی در برابر طالبان سرشت وحشی و تروریستی طالبان است که البته مقاومت مسلحانه جای چنان حرکات را در افغانستان پر کرده است.

در یک کلام نخیر؛ جامعۀ افغانستان لبریز از انگیزۀ ایستادگی و اعتراض علیه رژیم خونخوار و جنایتکار طالبان است. از آنجایی که تسلیمی افغانستان به تروریستان طالب به مثابۀ یک اتفاق ناگهانی و غیر قابل انتظار مردم کشور ما را در یک شوک روانی قرار داده است. شاید برخی ها از بیرون اینگونه تصور کنند که اعتراضی علیه طالبان وجود ندارد. اما حمایت آشکار و پنهان مردم از گروه های مقاومت بویژه جبهۀ آزادی افغانستان، اعتراضات گستردۀ زنان و دختران در داخل و خارج کشور و عدم مقبولیت ملی و بین المللی طالبان دلایل واضح و روشن از عدم پذیرش این گروه و رژیم تروریستی آنان را ارایه میدهد. اصلن من فکر میکنم که چنین برداشتی نه با تاریخ، نه با جغرافیا و نه هم مناسبات اجتماعی و فرهنگی افغانستان هم خوانی ندارد که ما تصور کنیم مردم در افغانستان از این گروه حمایت کنند.

  • مقاومت در برابر رژیم طالبان در افغانستان چیست؟ نقش جبهه آزادی افغانستان در این مقاومت چه خواهد بود؟ چه کسی از شما حمایت می کند، در مبارزه خود به چه کسانی تکیه می کنید؟

پاسخ: مقاومت در برابر رژیم طالبان در افغانستان را برای مخاطبان روسی به صورت کوتاه چنین میتوانم بیان کنم. مقاومت ما در برابر طالبان دقیقاً همان کاری است که مردم روسیه در برابر نازی در سنت پترسبورگ انجام دادند. جبهه آزادی در سال 2023 همان کاری را در برابر نازی های طالب انجام میدهد که شما در سال 1941 در برابر نازی های آلمان انجام دادید. آیا برای انجام چنین کاری نیاز به مجوز کدام کشوری وجود دارد؟ روس ها برای حفاظت از مادر وطن شان در برابر نازی ها از کی اجازه گرفته بودند؟ کدام کشور از آنان حمایت میکرد؟ مساله ما دقیقاً همین است. ما در برابر یک اهریمن که هیچ تفاوتی با نازی ها ندارد از وطن و مردم خود دفاع میکنیم و برای مادر وطن خود می رزمیم. هر کشور، نهاد و جریانی که بدون قید و شرط از یک مبارزه آزادی خواهانه در برابر توحش، بربریت، افراطیت و تروریزم طالبانی حمایت کند مورد استقبال ما است اما نکته اصلی در این حرف آن است که ما هرنوع همکاری را بدون کوچکترین وابستگی پذیرا هستیم.

ما وابسته به هیچ کشور و جریانی نه هستیم و نه خواهیم بود زیرا برای آزادی کشور و مردم خود میرزمیم. دنیا مکلفیت اخلاقی برای حمایت از ما و مبارزۀ آزادیبخش مردم ما علیه امارت خشونت بار طالبانی دارد. این مبارزه در هر صورت ممکن ادامه خواهد یافت. اجازه دهید تا در پاسخ را با سخن معروف قهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود تمام کنم. ما خواهان همکاری با همه هستیم اما هیچگونه وابستگی را نمیپذیریم.

ایستادگی در برابر طالبان، جدی ترین نیاز امروز افغانستان و یگانه گزینۀ مشروع و معنادار برای برچیدن بساط امارت طالبانی از این سرزمین است. ما همانند تمامی کشور ها و ملت های آزاد و مرفه حق زندگی و برخورداری از نظم سیاسی مشروع و مبتی بر قانون و متناسب به خواست ها و نیاز های مردم و جامعۀ ما داریم. طالبان نه تنها که مانع بزرگی بر سر راه رسیدن ما به این هدف بزرگ اما عینی و دست یافتی مردم ما اند، بلکه عملن افغانستان را در قرن 21 به عصر حجر برگردانده اند.

این وضعیت به هیچ انسان آزاده و آگاهی قابل قبول نیست. پایان دادن به سلطه طالبان، سپردن قدرت به مثابۀ امانت مردم به خود مردم، برقراری نظام سیاسی مبنتی بر خواست و ارادۀ مردم منطق وجودی جبهۀ آزادی افغانستان و مبارزۀ آزادیبخش آن است. ما در این راه دشوار و دراز به اراده، آگاهی و شعور رشد یافته و پویای مردم مان تکیه کرده ایم. ما اعتراض نهفته در متن جامعۀ مان علیه طالبان و طالبانیزم را به فعلیت در می آوریم.

  • حکومت طالبان تا چه زمانی در افغانستان ادامه خواهد داشت؟

پاسخ: هرچند پاسخ این پرسش شما در بخش اول سوال دوم قسماً داده شده است اما اینجا نیز میخواهم اضافه کنم که رژیم طالب محکوم به سرنگونی است. نظام های سیاسی قوام و ثبات خود را در نخستین روزهای شکل گیری خود رقم میزنند. طالب در آوان غصب قدرت سیاسی در 15 آگست 2021 با مخالفت قاطع با اراده مردم افغانستان پایان کار خود را رقم زد. شما چه فکر میکنید آیا چند تن ملای بی سواد برخاسته از مدارس پاکستان توانایی اداره و مدیریت کشوری به پیچیدگی افغانستان را خواهد داشت؟

یک رژیمی که دارای صفر درجه مشروعیت داخلی و شناخت بین المللی است تا چه زمانی دوام خواهد آورد؟ اقتصاد در حال مرگ افغانستان تا چه زمانی مهلت ادامه حیات به طالب را خواهد داد؟ وجوه نقدی کشور های غربی تا چه زمانی در کیسه طالب سرازیر خواهد شد؟ صدها دلیل وجود دارد که دوام این رژیم را ناممکن ثابت میسازد منتها در این وسط یک مساله ارزش بی نهایت حیاتی دارد و آن اینکه جهان به ویژه منطقه به پیمانۀ تداوم رژیم طالب ضرر خواهد کرد. به هر میزانی که طالب ادامه یابد دنیا و به ویژه منطقۀ ما ضرر خواهد کرد و تروریزم طالبانی همانند جنوب آسیا به آسیای میانه نیز سرایت کردنی است بناء به اساس یک مثل معروف فارسی میخواهم به دنیا و منطقه ما گوش زد کنم که "جلو ضرر را از هرجایی که بگیرید، فایده است".

از دید ما رژیم طالبان عمر درازی نخواهد داشت، ما برای برچیدن بساط نحس آن از سرزمین مان در زود ترین زمان ممکن متعهد و مصمم استیم.

  • از نظر شما رژیم آنها در یک و یا دو سال دیگر چگونه خواهد بود؟ مایلم پیش بینی شما را برای پیشرفت بیشتر اوضاع در افغانستان بدانم.

پاسخ: پیامد های خطرناک دوام رژیم طالبان، عوامل و زمینه های سقوط آن را فراهم خواهد کرد. اوضاع اقتصادی افغانستان به وخامت بیشتر میگراید، تداوم خشونت، تبعیض و تعصب کور بنیاد های امارت طالبانی را تضعیف میکند، گروه های مقاومت و نهضت آزادیبخش بشمول جبهۀ آزادی قدرتمند تر میشوند، اعتراض در برابر سلطه و استبداد طالبانی عریان تر، گسترده تر، متنوع تر و معنادار تر میشود، جامعۀ جهانی و کشور های منطقه به ماهیت تروریستی و تندروانۀ امارت طالبانی کابل بیش تر از پیش می برند و به دلایل مختلف راهی بجز از حمایت از داعیۀ آزادیخواهی و مقاومت مردم افغانستان نخواهند داشت. کما اینکه به هر اندازه که زمان بیشتر بگذرد، طالبان با گسترش دامنۀ جهل، فقر و ناآگاهی در جامعه، زمینه های سربازگیری و تداوم سلطۀ قرون وسطایی شان را تقویت خواهند کرد. برای آیندۀ کشور و مردم ما خطرناک است و باید هرچه زود تر جلو این روند مسموم و خشونت بار گرفته شود.

  • ارزیابی شما از مذاکرات بین الافغانی و نتیجه ان چه خواهد بود؟ آیا طالبان گفتگوی سیاسی با دیگر گروه های سیاسی افغانستان موافقت می کند؟ یا طالبان فقط راه جنگ را ترجح می دهند؟

پاسخ: مذاکره با طالب معنی ندارد زیرا طالب به چیزی بیشتر از بیعت یا به عباره دیگر تسلیمی قانع نیست. تسلیمی به طالب یعنی دست بسته خود را تسلیم جلاد کردن است. حل مساله افغانستان در شرایط کنونی فراتر از سطح توانایی مردم افغانستان است. افغانستان نیازمند مداخله جدی و معنی دار دنیا به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد است. شورای امنیت باید در افغانستان مداخله بشردوستانه را مورد مطالعه قرار دهد. یگانه راهی که هم زیستی در کنار طالب را مقدور نمایانده میتواند عبارت از خلع سلاح عمومی افغانستان توسط سازمان ملل متحد، سپردن قدرت سیاسی به طرف سوم غیر جانبدار و زمینه سازی برای انتخابات است. هر سه مورد یاد شده در وجود طالب غیر قابل حصول است. طالب یا باید تن به موارد یاد شده دهد و یا باید سرنگون شده و در نطفه خنثی شود همان کاری که با نازی ها در سال 1945 صورت گرفت. از دید جبهه آزادی نه تنها مذاکره با طالب بلکه انتظار و توقع مذاکره و مصالحه با طالب خوش باورانه و ساده لوحانه است. طالب به هیچ امری جز پهن ساختن سیطره سیاه خود قانع نیست. ما شاهد هستیم که حتی آنانی که مثلاً از عفو عمومی طالبان استفاده کرده و به وطن برگشتند با چه سرنوشتی روبرو شدند. طالب در حقیقت بن بست سیاست و دیپلوماسی رسیده است و همه میدانیم که با رسیدن به چنین بن‌بستی، آغاز جنگ اجتناب ناپذیر است.

طالبان هیچ نوع باوری به مذاکره و گفتگو ندارند، چون آنها در میدان مذاکره و گفتگو چیزی به گفتن ندارند، آنها فقط به روز و خشونت باور دارند، به همین دلیل در رویکرد مبارزاتی جبهۀ آزادی افغانستان، هیچگونه جایگاهی برای گفتگو و مذاکره با گروه طالبان وجود ندارد.

  • گروه های تروریستی مانند دولت اسلامی (ولایت خراسان) و القاعده در افغانستان چقدر قوی هستند؟ چه تهدیدی می توانند برای کشورهای همسایه و منطقه ایجاد کنند؟

پاسخ: گروه های تروریستی مانند داعش و القاعده و... از دید فکری و ایدیولوژیک فرقی با طالبان ندارند. هر دوی این گروه ها در میان لایه هایی از طالبان طرفداران و هم فکران خود را دارا استند. واضح ترین دلیل برای این ادعا کشته شدن ایمن الظواهری رهبر شبکۀ القاعده توسط امریکایی هاست که سال گذشته در قلب کابل زیر سلطۀ طالبان اتفاق افتاد. از سوی دیگر چندین مورد حمله بالای تجمعات شیعیان در دو سال گذشته صورت گرفته، اگرچه در ظاهر به داعش نسبت داده شده، اما هیچگونه سند و مدرکی دال بر راه اندازی اینگونه حملات بزرگ و پیچیده توسط گروه داعش منتشر نشده است. زیرا این گونه عملیات ها در سطح تاکتیکی و استراتژیک از گذشته ها بین طالبان، داعش، القاعده و حتا طالبان پاکستانی هماهنگی و تسهیل میشود. اسکان و استقرار هزاران جنگجوی داعش یا مستعد جذب شدن به صفوف آن در مناطق شمالی کشور در نوار مرزی افغانستان و آسیاسی میانه دلیل دیگری برای اثبات این مدعاست.

  • پس از خروج آمریکا و ناتو از افغانستان، برخورد افغان ها با متحدان سابقشان چگونه است؟ آیا اعتماد به واشنگتن و شرکای اروپایی آن باقی مانده است؟ نتایج آزمایش 20 ساله غرب در افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ: در سیاست منافع تعیین کننده است. اعتماد از نوعی که مناسبات عادی انسان ها معنی دارد در عالم سیاست بی معنی است. واضح است که مردم افغانستان سرخورده و خشمگین هستند  فکر میکنند که با آنان خیانت صورت گرفته است اما بازهم میخواهم تاکید کنم که این خود مردم است که با هوشمندی میتوانند منافع کشوری خود را تعریف و تعیین کنند.

با این حال، پاسخ به این پرسش شما نیازمند تحقیق و تدقیق بیشتر است. اما به اختصار میتوان گفت که ایالات متحده امریکا، ناتو  و دیگر شرکای بین المللی روند پس از توافقات بن برای ایجاد، تقویت و تجهیز قوای مسلح و همچنان حکومت داری و ارایه خدمات به مردم هزینه های بزرگ و قربانی های بیشماری را متحمل شدند. این فرایند بزرگ و هزینه بردار در یک بازۀ زمانی 20 ساله فراز و فرود های زیادی را طی کرده و با آزمون و خطا های بیشماری روبرو شد. فساد، ناکاره‌گی و فقدان دورنما برای خلق آیندۀ مشترک و قابل قبول برای تمامی مجموعه های بشری افغانستان توسط سیاسیون فاقد دیدگاه فرایند دموکراتیک را به شکست مواجه کرد و بلاخره جامعۀ جهانی با سرخوردگی افغانستان را ترک کرد.

دید و نگاه مردم افغانستان در 20 سال گذشته هر طوری که بود، اما سلطه جهنمی گروه طالبان در دو سال گذشته به این حقیقت اشاره و تاکید دارد که افغانستان نمیتواند و نباید از جامعه جهانی تجرید شود و همچنان حیاط خلوت گروه های تروریستی و تندروان ایدیولوژیک بین المللی باقی بماند. مردم در جستجوی بدیل برای امارت طالبانی در افغانستان اند و ما در جبهۀ آزادی در راستای همین خواست همگانی مردم ما حرکت میکنیم و در صدد گسترش روابط با تمامی کشور هایی استیم که افکار عمومی و ارزش های فرهنگی، تمدنی آنان طالبان، طالبانیزم و گروه های افراطی و خشونت بار همزاد و همسنخ آنان را بر نمی‌تابد.

  • نقش چین را در بحران افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا چین می تواند جایگزین آمریکا به عنوان حامی اصلی اقتصادی و شریک سیاسی افغانستان شود.

پاسخ: ما به سرنوشت امروز و آیندۀ کشور و مردم خود ما می اندیشیم. چین به عنوان یک همسایۀ قدرتمند و ثروتمند افغانستان، میتواند نقش برازنده و تعیین کننده ای در مناسبات سیاسی و اقتصادی این کشور داشته باشد. اما از آنجایی که مناسبات، اختلافات و رویکرد های متفاوت کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان در نیم قرن گذشته یکی از عوامل بحران و بی ثباتی در کشور ما بوده است، ما از تمامی کشور های ذیدخل در قضایای افغانستان توقع داریم تا به افغانستان تنها به مثابۀ میدان جنگ منافع سیاسی و اقتصادی شان نبینند، تعامل با گروه طالبان از منظر رقابت با قدرت های منطقه‌ای و جهانی، نه تنها جفا به حق مردم افغانستان است، که پیامد های زیانباری به صلح و ثبات منطقه ای و جهانی خواهد داشت.

کشور چین هرگاه فکر میکند که طالبان با تروریستان اویغوری تفاوت ماهوی و ذاتی دارد این یک اشتباه محض است. همچنان، هرگونه توافق و تعامل با طالبان بر سر منابع طبیعی افغانستان از جانب چین و یا هر کشور دیگر به دلیل عدم مشروعیت طالبان، غیر قابل قبول است. چین به عنوان یک کشور مهم و عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد باید به سیاست سنتی خود که عبارت از عدم حمایت از طرف های درگیر و یا عدم مداخله نظامی در امور سایر کشور ها است، پیروی کند. طالبان عملاً با مردم افغانستان درگیر جنگ هستند و هرگونه حمایت از طالب در حقیقت حمایت از یک جنگ نامشروع علیه مردم فقیر افغانستان است.

  • نقش روسیه را در افغانستان امروز و آینده چگونه ارزیابی می کنید؟ نگرش شما نسبت به موضع مسکو در بحران افغانستان چیست؟ روابط روسیه و افغانستان را چگونه می بینید؟

پاسخ: فدراتیف روسیه، از متحدان کلیدی مقاومت افغانستان در دوران امارت نخست طالبانی بود. در 20 سال جمهوریت هم برغم اختلافاتی که با ایالات متحدۀ امریکا داشت، از پروسۀ دموکراسی و تامین ثبات در افغانستان حمایت کرده و صد ها میلیون دالر در برنامه های توسعۀ ای افغانستان سرمایه گزاری کرده است. در دو سال گذشته از به رسمیت شناسی امارت طالبانی خود داری کرده و نشست های مهمی را در پیوند با روند سیاسی و بررسی تحولات جاری در افغانستان میزبانی کرده است. ما به نقش این کشور در آینده افغانستان خوش بین استیم و امیدواریم تا موضع سنتی و پایدار خویش در ضدیت با طالبان و موج خشونت ناشی از تفکر طالبانی متمایل به گسترش و نفوذ در آسیای میانه و متحدان روسیه را باز یابی و باز آفرینی کند.


سیاست

آ‌بنه شوید !