چرا دین و تعلقات قومی دیگر حمایت سیاسی طالبان را تضمین نمیکنند؟
نویسنده: فضل احمد معنوی، وزیر پیشین عدلیه افغانستان
طالبان از آغاز دو سنگر و دو پناهگاه برای خود ساخته بودند: دین و قوم.
سنگر نخست، یعنی شعار دینی و ادعای حکومت بر مبنای شریعت، سالها مهمترین پشتوانه طالبان بود. آنان هر مخالفت سیاسی را با قرائت دینی خود پاسخ میدادند. این سنگر پس از رسیدن طالبان به قدرت، بهتدریج ترک برداشت و اکنون از درون همان حوزههای دینی صدایی بلند شده است که طالبان سالها مشروعیت خود را از آن میگرفتند.
اظهارات اخیر مفتی عبدالرحیم، رئیس جامعةالرشید کراچی، از همین منظر اهمیت دارد. وقتی یک عالم و مدرس شناختهشده در حوزهٔ دیوبندی، طالبان را «خوارج» میخواند و مشروعیت دینی آنان را به چالش میکشد، موضوع دیگر صرفاً اختلاف سیاسی میان پاکستان و طالبان نیست؛ هدف همان سنگر دینی طالبان است.
در کنار آن، ادعاهایی که دربارهٔ دریافت کمک از هند و استفاده از فناوری نظامی اسرائیل مطرح شدهاند نیز طالبان را با پرسشهای دشواری روبهرو میکند؛ زیرا حکومتی که خود را نمایندهٔ یک قرائت خالص و مستقل از اسلام معرفی میکند، ناگزیر باید دربارهٔ مناسبات و منابع حمایت خارجی خود پاسخ روشن بدهد.
طالبان پناهگاه دیگری نیز دارند: قوم.
طالبان در سالهای اخیر بیش از پیش کوشیدهاند خود را پشت عنوان قوم پنهان کنند و از احساسات قومی برای حفظ موقعیت سیاسی خود بهره بگیرند. اما این پناهگاه نیز دیگر آن استحکام گذشته را ندارد.
امروز بخشی از پشتونهای آگاه به این نتیجه رسیدهاند که دفاع از طالبان به نام قوم، در نهایت میتواند هزینهای تاریخی بر دوش خود این قوم بگذارد.
در چنین شرایطی، ظهور صدای تازه از درون جامعهٔ پشتون اهمیت پیدا میکند. گلبدین حکمتیار، از چهرههای شناختهشده، پرحاشیه و تأثیرگذار دوران جهاد و سیاست افغانستان، پس از سالها رابطهٔ پرپیچوخم با طالبان، اکنون با ادبیاتی صریحتر در برابر آنان موضع میگیرد و بر واگذاری قدرت به مردم، نمایندگی سیاسی و تغییر ساختار سیاسی تأکید میکند.
اهمیت این موضع در این است که پناهگاه قومی طالبان نیز وارد مرحلهٔ جدید شده است.
در این میان، اگر آقای حکمتیار بخواهد نقش فعالتری در سیاست افغانستان ایفا کند، تجربهٔ طولانی او در بسیج سیاسی و سازماندهی اجتماعی میتواند به او امکان دهد بخشی از جامعه را که طالبان سالها مدعی نمایندگی آن بودهاند، دوباره مخاطب قرار دهد.
اما آیا اینبار پناهگاه قومی طالبان نیز مانند پناهگاه دینی آنان، ظرفیت خود را از دست خواهد داد؟
طالبان بیشتر از این نمیتوانند پشت دیوار دین و قوم پنهان بمانند.
اگر آقای حکمتیار اینبار بخواهد به میدان سیاست برگردد، آزمون اصلی او نیز همین خواهد بود: آیا میتواند از تجربه و اشتباهات گذشته عبور کند و با یک رویکرد سیاسی تازه، فراگیر و قابل قبول وارد میدان شود؟
زیرا افغانستان به تغییر قواعد بازی سیاسی نیاز دارد.




