خبر روز

مگر طالبان واقعیت پشتونی افغانستان نیستند؟

نویسنده: فیاض بهرمان نجیمی، تحلیلگر مسائل منطقه ای و بین المللی، عضو هیئت مشاوران “سنگر”

وزیر خارجه ایران حسین امیر عبداللهیان در سخنانی در دانشکده فنی دانشگاه تهران در پرسش و پاسخ با دانشجویان گفت: «طالبان، داعش نیست و بخشی از جامعه افغانستان است». [برگرفته از سایت بی بی سی]

تبصره بی بی سی این تیتر را دارد: «مقام‌های پیشین افغانستان در واکنش به امیرعبداللهیان، طالبان را با مجاهدین خلق مقایسه کردند.»

همزمان واکنش دو پارسی زبان یعنی رنگین دادفر سپنتا و مشکور کابلی را به همراه واکنش رحمت الله نبیل از برگه های ایکس آنها نشر کرده است.

بی بی سی، در تبصره کوچک، با یک تیر دو هدف را نشانه گرفت: یکی بخش بزرگ از پارسیان آگاه را ، که روز به روز به تغییر پارادایم بر محور گفتمان «حق تعیین سرنوشت » و«جدایی طلبی» باور پیدا می کنند و گام به گام راه شان را از «خدمتگذاری» برای افغان ها یا پشتون ها همچو «کاسه های داغتر از آش» افغانستان شمولی، افغانیت و افغانیسم جدا می سازند.

و دیگر وصله کردن پارسیان به حیث «افغانهای» سر سپرده و قرار دادن آنها در برابر ایران .

سالها در عقب ذهن هر ایرانی از عام تا خاص کلمه «افغان» به معنای قومی بوده است که به زبان شبیه به پارسی به نام دری گپ می زنند و جدا از فرهنگ و زبان پارسی قدیم می باشند – دلیل آن روشن است، چون در بیش از یک و نیم سده بیشترپارسی زبانان خدمتگاران افغانیسم شدند و جفاکاران هویت و فرهنگ پارسی، حتا غیر نام زبان شان را با روایت جعلی آن پذیرفتند چون ماموران معذور بودند.

انتخاب نام سپنتا و مشکور کابلی درینجا توسط شبکه بزرگ دروغ جهانی تصادفی نیست، زیرا یکی نمایندگی از دانش آموخته ها در غرب می کند و به تکنوکرات معروف است و دیگر دانش آموخته حوزه علمیه و نماینده جبهه مقاومت ملی. در یک خبر جعل شده از هر دو وابسته های افغانیسم ساختند!

***

سایت ایران انترنشنل به حیث رسانه عربی - انگلیسی و دنباله رو سیاست های بریتانیا، خبر عبداللهیان را طور دیگر نقل قول کرده است.
[ در افغانستان شرایط پیچیده‌ای است. اولا افغانستان زمانی می‌تواند در مسیر ثبات و امنیت قرار بگیرد که همه اقوام در اداره کشور نقش داشته باشند. ما به صراحت به مقامات طالبان گفته‌ایم که طالبان و پشتون‌ها بخشی از افغانستان‌اند، نه همه آن. ]

حالا معلوم نیست که واکنش دهندگان از کدام منبع و نسخه خبری استفاده کرده اند، اما برداشت من از پیام آنها دادن چراغ سبز هم برای غربیان و هم طالبان پشتون علیه ایران است؟

***

حالا آب ها فرو ریخته اند و افغان ها یا پشتون ها و افغانستان نه بک مسأله بلکه یک مشکل هم در درون جغرافیای و هم برون آن می باشند. انکار کرد این واقعیت بی خبری یا خدمتگاری همچون دشمن یاری یا collaborationism است. مگر طالبان همبن اکنون در میان افغانهای اصیل یا پشتونها مشروعیت کامل ندارند؟

وقتی بحث مشروعیت از طریق رأی مردم مطرح می شود، با اطمینان این باند طالبانی اکثریت آرای افغانها را با خود خواهند داشت ـ ایدیولوژی دیوبندی - پشتونی همین طالبان اند که عده یی تاجیک ها و ازبک های جهادی را نیز با خود دارند.

برای پارسی زبانان در جبهه های مقاومت و سایر نیرو ها و شخصیت های سیاسی متمایل به غرب، بازی در میدان افغانیسم در واقع خودکشی سیاسی برای خود و هم دشنه زدن از عقب به مردم خویش است!

باید واقعیت قومی افغانی طالبان برجسته شود، که در ساختن آن از آمریکا و متحدان آن تاروسیه و ایران در زمانهای مختلف سهم داشته اند.

هرکس «داستان فیل در تاریکی» مولانا را از دید خودش تعبیر می کند.

ـ طالبان گروه خالص قومی افغانی یا پشتونی هستند، مگر این واقعیت نیست؟

ـ در تمام رده های طالبان تنها پشتونها یا افغانها حضور دارند، مگر این واقعیت نیست؟

ـ طالب، افغان و پشتون هر سه کلمه نام با مسما یک قوم شده و معادل هم اند، مگر این واقعیت نیست؟

ـ پشتونها یعنی طالبان ـ گروه قومی که کمتر از ۴۰درصد «اتباع» نه «شهروان» را در جغرافیای جعلی افغانستان تشکیل میدهند، مگر این واقعیت نیست؟

پس واکنش برای چه؟

واکنش چیزی دیگری نیست به جز از افغان زدگی و هویت باختگی!

کسانی که در بازی ها و رقابت های قدرت در میان اقوام پشتون یا افغان ابزار بوده اند، هیچگاه نتوانستند از پوسته وابستگی به افغانیسم برون شوند.

در نیم قرن گذشته اکثر سیاستگران و مذهبیان پارسیان قربانی نظریه ی غلط بین القومی شده اند، که ریشه در تزس بی پایه انترناسیونالیستی و کثیر ملتی داشته است.

اگردر دوسال اخیر جبهه های که در رأس آن غیر افغان ها و بیشتر پارسی زبانان قرار داشته اند، مرزبین دوست و دشمن را متهورانه روشن می ساختند، امروز بدون شک داعیه ایستادگی بر پای های «خودی ها» شکل می گرفت و نیاز به تگدی به سوی غربی ها نمی داشتند.

افغانیسم عامل اصلی قوم کشی (اتنوساید) پارسیان و تغییر بافت قومی آنها در شمال، شمال غرب و مرکز است. دیر یا زود جزیره های بیشترپشتونی در مناطق پارسی زبانان ایجاد می شوند که ملهم از از استراتژی بریتانیایی ها از نیمه دوم سده ۱۹ می باشد.

واکنش اشتراک کنندگان «جلسه ویانا» به سخنان وزیر خارجه ایران، پیش از این که به نفع مردان غیر پشتون باشد، بیشتر نشانه فرستادن نوع پیام ها به آمریکا و متحدان آن است، که از مسیر نکوهش و موضع گیری ضد ایرانی و شاید فردا ضد روسی و تاجیکی بگذرد!

غرب هیچگونه حسابی بالای «مهره های سوخته غیر افغان» باز نمی کند!

طالبان بهترین چماق برای غرب به ویژه بریتانیا استند، که تجربه بازی بزرگ اول را دارد.

فرض شود که اگر فردا طالبان نباشند بازهم صف های پشتونها وابسته به غرب برای بدیل دیگر دراز است . با همه لابیگری های کوچک تان به آمریکا و ارودا هیچ کشوری شما را تحویل جدی نمی گیرد!

باید از تاریخ آموخت!

آزموده را آزمودن خطاست


سیاست

مقاومت دوم

15-خرداد-1405 By admin

مخالفین بی‌خریدار

چرا هیچ‌کس از مخالفین طالبان حمایت