محمد مسلم حیات، معروف به “قوماندان مسلم”، یکی از مجاهدین خوشنام افغانستان جان به جانآفرین تسلیم کرد.
کابل، ۱۷ آوریل - سنگر، فرزام کاظمی. اوی را یکی از افراد خاص احمدشاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان، عنوان میکنند، که جوانی خود را در سنگرهای جهاد و مقاومت سپری کرد و با نام نیک و دستان پاک از عالم رفت.
یکی از دوستان تیمسار مسلم به سنگر گفت که مرحوم حدود یک ماه اخیر با نارسایی قلبی دست و پنجه نرم میکرد، که در نهایت به زندگی او خاتمه داد.
وی گفت: "فرمانده بیگاه روز یکشنبه، تقریباً ساعت ۸ به وقت کابل در بیمارستانی در لندن، پایتخت بریتانیا دعوت حق را لبیک گفت."
قوماندان مسلم در سال ۱۹۶۳ در قریه جنگلک ولسوالی بازارک ولایت پنجشیر به دنیا آمد. وی از بستگان پدری احمدشاه مسعود بود. در سال ۱۹۸۰، پس از حمله شوروی به افغانستان و پایان صنف دوازدهم در کابل، به پنجشیر رفت و به مجاهدین مسعود پیوست.
دیری نگذشته، پس از فراگیری آموزش های نظامی و با درنظرداشت شجاعت، هوشمندی و توانای های فردی، که داشت، به صلاحدید احمدشاه مسعود به صفت قُماندان قرارگاه ملسپه گماشته شد. بعداً فرماندهی نیروهای مرکزی سپاه شیر پنجشیر را به عهده گرفت.
همرزمان سابق او به "سنگر" گفتند که قوماندان مسلم پس از آن به نفر خاص مسعود تبدیل شد. در دوران جهاد علیه شوروی مسئولیت عملیات ویژه را بر عهده داشت. پس از سر کار آمدن دولت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی، او مسئول امنیت مهمانان خارجی و شخص احمد شاه مسعود، وزیر دفاع افغانستان بود.
فرمانده مسلم مسئول امنیت مذاکرات تاریخی بین نماینده تام الاختیار استخبارات نظامی شوروی (GRU)، سرهنگ دوم آناتولی تکاچف و مسعود بود که پس از آن آتش بس در سال ۱۹۸۳ بین مجاهدین و ارتش شوروی اعلام شد.
او در سال ۱۹۹۶ یک ملاقات دیگر تاریخی اما خطرناکی را بین مسعود و طالبان در ولایت میدان وردک ترتیب داد و شخصاً فرمانده را همراهی کرد. این دیدار در منطقه تحت کنترل طالبان برگزار شد و مسعود به همراه فرمانده مسلم و چند محافظ دیگر در آن حضور یافتند. در این نشست احمدشاه مسعود با رهبران و فرماندهان طالبان دیدار و گفتگو کرد. بعداً طالبان از اینکه او را رها کردند بسیار پشیمان شدند، زیرا مسعود برای آنها به یک دردسر بزرگ تبدیل شد.
فرمانده مسلم در دوره مقاومت اول (۱۹۹۶-۲۰۰۱) مسئولیت استخبارات خارجی جبهه مقاومت را بر عهده داشت و کلیه روابط این جبهه را با خدمات ویژه کشورهای خارجی تنظیم می کرد. او در سال ۱۹۹۸ مسعود را در سفر به ایران همراهی کرد.
وی پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ به سمت وابسته نظامی سفارت افغانستان در لندن منصوب شد و پس از پایان ماموریت خود به عنوان مشاور امنیتی در یک شرکت انگلیسی که با کشورهای آسیای میانه کار می کرد، کار میکرد.
در سوگنامههای دوستانش در شبکههای اجتماعی غالباً به این موضوع اشاره میشود که وی در فساد و خیانتهای دوران جمهوریت ۲۰ ساله در قیاس با دیگر یاران مسعود دست نداشت و با سر بالا و وجدان پاک به فرمانده خود در بهشت پیوست.






