اگر مردم افغانستان آنها را ببخشند، خداوند مردم افغانستان را نبخشد.
نویسنده: احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل افغانستان و منطقه (آلمان)، مخصوص برای "سنگر"
بعد از سقوط دوره جمهوریت تا کنون صد ها و هزار ها مقاله در مورد علل سقوط جمهوریت نوشته شده است.
بعضی ها اشرف غنی را خائن ملی و وطن فروش قلم داد میکنند و بعضی ها هم علت سقوط نظام جمهوریت را قرار داد دوحه و سفارشات زلمی خلیلزاد میدانند.
و بعضی ها هم به این باور هستند که امریکا میخواست بخاطر جنگ اوکراین همچو وضعیتی را در افغانستان بیاورد، هرکس دیدگاه خود را دارد حتی بعضی ها میگویند که باید تمام مامورین عالی رتبه دولت قبلی جمهوریت مجازات شوند، بخصوص وزیر دفاع وزیر خارجه وزیر داخله و رئیس امنیت چون آنها عامل بد بختی مردم افغانستان بوده اند.
اما آنچه که من میخواهم در این نوشته با شما شریک سازم نظر شخصی من است.
به عقیده من افغانستان پس از سال ۲۰۰۱ میلادی، در محراق توجه جامعهٔ جهانی بخصوص ایالات متحدهٔ امریکا قرار داشت. باور من این بود که این کشور به کمک آمریکا و جامعهٔ جهانی، به سوی مردمسالاری، حاکمیت قانون، توسعهٔ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی حتما خواهد رفت. عواملی همچون آزادیهای نیمبند، ارتش مجهز با تجهیزات نظامی، ساختارهای نسبتاً مدرن، رسانهها، مکاتب و دانشگاهها دال بر این مدعا بود.
اما متاسفانه قطار توسعه و مدرنیزاسیون در افغانستان از سال ۲۰۰۸ سیر نزولی در پیش گرفت و در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی کاملاً فروپاشید و سقوط کرد.
به گفته آقای عباس ستانکزی یکی از مقامات عالی رتبه طالبان امریکایی ها از سال ۲۰۰۷ مذاکرات را با طالبان آغاز کرده بودند، پس آغاز پشت پرده این مذاکره بوده است که زمینه فروپاشی نظام را از سال ۲۰۰۷ بدینسو بسوی نزولی سوق داده است چون امریکایی ها گاهی .به نعل می کوبیدند و گاهی هم به میخ، گاهی افغانستان را تشویق و ترغیب میکردند و گاهی پشت پرده طالبان را
از سوی دیگر برخی از نظریهپردازان سیاسی جهان، با در نظرداشت جنگ اسرائیل و فلسطین، جنگ در اوکراین و به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان قرن کنونی یعنی قرن ۲۱ را ویرانگرترین قرن تاریخ میدانند اما من فکر میکنم که از نگاه ویرانگری بلی قرن ۲۱ خیلی قرن پر تشنجی است اما از نگاه سازنده گی قرن ۲۱ قرن اطلاعات جمعی رشد رسانه های صوتی و تصویری و دنیای تکنالوژی روشن ترین قرن بوده است، که متاسفانه و بد بختانه سهم افغانستان از این قرن، جز بدبختی، ویرانی، بربادی، توهین و تحقیر، مهاجرت و بی وطنی چیز دیگری برای مردم مسلمان افغانستان نداشته است.
از طرف دیگر نیم قرن میشود که مردم افغانستان در آتش جنگ میسوزند؛ جنگی که در غیاب مردم سازماندهی شده و نام آنرا اسلام گذاشته اند در حالیکه این جنگ ها نه اسلامی بوده و نه انسانی و تا امروز ادامه دارد و سالیان دیگری نیز ادامه خواهد داشت، حکومت موجود طالبان و حکومت که پس از سال ۲۰۰۱ میلادی به وجود آمد، هر دو حکومت یعنی حکومت گذشته و حکومت موجود که هر دوی آنها تا کنون دوست و دشمن را بدرستی تعریف نکرده اند، رهبران حکومت موجود و رهبران حکومت قبلی هر دو خیال میکردند و خیال میکنند که ما به تنهایی میتوانیم همه کار را سر براه کنیم، نخیر هرگز امکان ندارد.
در حالیکه حکومت قبلی طالبان را یک گروه ابزار سرکوب رقیبان و در نهایت مزاحم باقی میدانست و توانایی فروپاشی نظام را نخواهد داشت. چنانچه حالا طالبان نیز هم مخالفین خود را نه قدرت میدانند و نه چالش بلکه میگویند در هر جایکه باشند آنها را سرکوب میکنیم هم حکومت اشرف غنی مغرور بود و هم حکومت طالبان مغرور اند باید بدانند که غرور و قدرت به خدا می زیبد نه به بنده های آن هر چیزی اوجی دارد و هر قدر اوج بگیرد باید نزولی در راه باشد.
اما امریکایی ها هم بخاطر آینده منطقه پشت پرده با طالبان حرف های داشتند و آنها را تشویق میکردند.
و از سوی دیگر جناب آقای کرزی در سال ۱۳۸۸، طالبان را به طالبان خوب و طالبان بد تقسیم کرد، و آقای خلیلزاد نیز طالبان را بار بار طالبان خوب و بد تکرار کرد و به مردم افغانستان گفت، حالا حقیقت روشن شده که مسئله خوب و بدی نبوده است طالب همان طالب است که بوده است چون طالب یک ایدیولوژی و یک عقیده و یک باور است طالب اگر از این ایدیولوژی سخت گیرانه و از این عقاید که طی دو نیم سال بالای مردم افغانستان تطبیق کرده است پیروی کند عمر ماموریت شان کوتاه خواهد بود.
و از سوی دیگر شرکای حکومت آقای غنی با کشور های منطقه هم روابط حسنه نداشتند چنانچه حالا طالبان هم مانند اشرف غنی روابط حسنه ی ندارند هر دو هم طالب و هم اشرف غنی فکر میکردند و میکنند که روزی قدرت ها مانند سپاه پاسداران ایران، روسیه، چین، یکی پی دیگری دست بدست هم میدهند و ما را یاری میکنند اما نمیدانند که در سقوط آنها نیز کمک خواهند کرد و حریفان طالبان به سر قدرت میرسند.
به همین دلیل، وقتی نظام به صورت برقآسا فروپاشید، بسیاری از رهبران این کشور ها مات و مبهوت شده بودند و با سقوط طالبان هم اکثر رهبران کشور های منطقه که حالا به طبل شادی طالبان میکوبند مات و مبهوت خواهند شد، و چه روز های بدی در انتظار شان خواهد بود که باز در پاکستان مهاجر شوند.
من فرار امریکایی ها را یکی از عوامل سقوط افغانستان میدانم و از سوی دیگر قرار داد دوحه را که پشت پرده حرف های به نفع امریکا و مزدوری امریکا به نفع طالبان داشت که همه انسان های با شرف آنرا میدانند.
اما سنگ ملامتی را اول باید بر سر اشرف غنی و قرار داد دوحه کوبید بار دوم این سنگ ملامتی را بر سر وزرای دوره جمهوریت بخصوص وزیر دفاع رئیس امنیت وزیر خارجه و وزیر داخله کوبید چون وزیر خارجه از سیاست خارجی دور بوده وزیر دفاع از دفاع کشور و وزیر داخله و رئیس امنیت هم از سر و پای خود آگاهی نداشتند.
آنها را باید ملت افغانستان هرگز نبخشند و قابل بخشش هم نیستند.
اما ظلمی را که اشرف غنی در حق اردوی افغانستان بخاطر سقوط نظام کرد هیچ یهود و نصارا در حق مردم فلسطین نکرده است.
افغانستان در دورۀ زمامداری غنی به یکی از فاسدترین کشورهای جهان مبدل شده بود. فقر و محرومیت در این دوره بیداد میکرد. غنی آگاهانه تمام جنرالهای کارکشته و با تجربه را سبکدوش کرد و به جای آنها افراد بیتجربه و سلبریتیها را در رأس تصمیمگیری نهادهای امنیتی گماشت، خیانت را که در تغییرات و تبدیلات و سبک دوشی اردوی ملی آقای غنی و یارانش اعضای رهبری دولتش به افغانستان کرده است امریکایی ها نکرده است، و جفای را که در حق مردم افغانستان سیاستمداران بزرگ دوره جمهوریت کرده است تاریخ فراموش نخواهد کرد.
اگر مردم افغانستان اینها را می بخشند خداوند مردم افغانستان را نبخشد.
به هر صورت ننگ تاریخ بر کسانیکه مردم افغانستان را با این سرنوشت تلخ و بد بختی گرفتار کردند و سیاه باد روی کسانیکه با سر نوشت ملت مسلمان افغانستان خائنانه بازی کردند.
فرزندان شان باید از همچو پدران خود خجالت بکشند و نسل های آینده باید نفرین گویانه به سیاست های آنها نگاه کنند.
احمد سعیدی