خبر روز

در طول تاریخ زن در افغانستان آن قدر خوار و ذلیل نبود، که امروز تحت سلطه سیاه طالبان است.

نویسنده: فرشید توانا، تحلیلگر

از نیمه اخیر ماه اسد سال 1400 به این‌سو که افغانستان در چنگال خونین طالبان تروریست و اشغال‌گر افتاده است، هیچ طیفی از جامعه از گزند این تحول شوم و نامیمون در امان نمانده است. طالبان در بیش از دو سال گذشته کاری انجام ندادند جز بازداشت، زندانی‌سازی، شکنجه و کشتار وحشیانه و بی‌رحمانه شهروندان به‌ویژه کارمندان و نظامیان حکومت پیشین. زنان و دختران نیز در کنار کارمندان و نظامیان حکومت پیشین، قربانی ستمگری طالبان بوده‌ و هستند. طالبان نه‌تنها زنان و دختران را از دسترسی به آموزش منع کردند، بل آنانی را که به‌قصد دادخواهی به خیابان آمده‌اند، زندانی و شکنجه نیز کرده‌اند. وضع محدودیت بر زنده‌گی زنان و محرومیت آنان از دسترسی به حقوق و آزادی‌های حتا ابتدایی‌شان متوقف که نشده هیچ بل با سرعت بیش‌تر از گذشته ادامه دارد.

طالبان به تازه‌گی جمعی از زنان و دختران را از مناطق خیرخانه، تایمنی، غرب کابل و ولسوالی جاغوری ولایت غزنی به اتهام آن‌چه «بدحجابی» یا «بی‌حجابی» می‌خوانند، بازداشت و زندانی کرده‌اند. این شمار از زنان و دختران در فروشگاه‌ها برای خرید رفته بودند که از سوی مامورین اداره به اصطلاح امر به معروف گروه طالبان بازداشت شده‌ و به جای نامعلوم منتقل شده‌اند که از سرنوشت‌شان تا هنوز معلومات در اختیار نیست.

بازداشت‌‌ها در کابل و غزنی زیاد واکنش‌برانگیز شد و نهادهایی چون «عفو بین‌الملل»، «مرکز صلح و دموکراسی افغانستان»، «فریدم نو» و... ضمن محکومیت آن، خواستار رهایی بی‌قیدوشرط زنان و دختران شدند. همچنان ریچاردبنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان، نیز واکنش نشان داد و بر رهایی زودهنگام بازداشت‌شده‌گان تاکید کرد. برخی شخصیت‌ها و چهره‌های مهم فرهنگ و سیاست افغانستان نیز هر کدام به سهم خود واکنش نشان دادند که در این میان واکنش احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، بیش از همه شایسته دقت و تامل است که در ذیل به چند محور خلاصه می‌شود:

1-‌ بیگانه‌گی طالبان با اسلام

در این شکی نیست که طالبان یک گروه ایدیولوژیک افراطی به ظاهر اسلام‌گراست که از ترور، انتحار و انفجار تغذیه می‌شود. تلخی ماجرا این است که طالبان رفتار ناشایست خود را به اسلام و آموزه‌های آن نسبت می‌دهند. در حالی که این گروه لکه ننگ بر جبین اسلام است نه منادی این دین حنیف. رهبر جبهه مقاومت ملی روشن ساخت که رفتار ظالمانه طالبان با زنان نه‌تنها اسلامی نیست که نافی و ناقض ارزش‌های اسلامی نیز است: «آن‌چه امروز زیر نام شریعت علیه زنان با عزت و شجاع افغانستان به اجرا گذاشته می‌شود، نه با اصول و ارزش‌های دین اسلام قابل جمع است و نه با هیچ ‌دین و آیین الهی و بشری.» مسعود به وضاحت گفته است که رفتار زن‌ستیزانه گروه طالبان با اسلام و سایر ادیان الهی قابل جمع نیست که هیچ بل از نظر ایدیولوژی‌های بشری نیز کاملاً مردود و محکوم است.

2- زن‌ستیزی طالبان پیشینه ندارد

درست است که جامعه افغانستان سنتی است، ولی جای و جایگاه زن در آن همیشه محفوظ بوده است. به‌فرض اگر در مقطعی زنان در دولت مشارکت نداشته‌اند، حداقل حرمت و جایگاه شان مصوون بوده است. افغانستان نظام‌های سیاسی گوناگون و همین‌طور تحولات بنیان‌برانداز و برق‌آسایی را دیده است که فاجعه نیمه آخر اسد 1400 در مقایسه با آن‌ها کم‌اهمیت می‌نماید. با آن‌هم حرمت زنان در بحبوحه آن تحولایت به‌گونه بایسته و شایسته رعایت شده است، جز در سایه سلطه سیاه طالبان.

احمد مسعود نیز روی این نکته مهم انگشت گذاشت و به وضاحت گفت که ستمی را که طالبان بر زنان و دختران افغانستان روا می‌دارند، در هیچ مقطعی از تاریخ کشور پیشینه نداشته است: «افغانستان تحولات تلخ و دشوار زیادی را پشت‌ سر گذاشته است. اما هیچگاه زنان کشور ما با چنین سطح از حرمت‌شکنی و جنایت مواجه نبوده است.» آن‌چه مسعود می‌گوید روایت ثقه از تاریخ افغانستان است؛ تاریخی که هرچقدر ورق بزنید، دولتی را نمی‌توان یافت که به‌پیمانه گروه طالبان بر زنان ظلم کرده باشد. این گروه تروریستی زنان و دختران را به‌گونه خودسرانه بازداشت کرده و در اتاق‌های انفرادی حبس می‌کند؛ چیزی که ناقض ارزش‌های اسلامی، سنتی، میهنی و مردمی است و اصلاً در افغانستان پیشینه ندارد.

3- ستمگری علیه زنان عمر طالبان را کوتاه می‌کند

گروه طالبان از مقبولیت عامه برخوردار نیست. اگر در افغانستان یک ناممکن وجود داشته باشد، آن این است که طالبان نمی‌توانند مقبولیت عامه پیدا کنند. این گروه شاید چندصباحی با نیروی اسلحه بتواند بر مردم ستمگری کند، ولی هرگز نمی‌تواند رضایت و مقبولیت عامه را حاصل کند. گروهی که فی‌نفسه منفور عامه است، زمانی که حاصل رفتارش جز بند و زندان و کشتار چیزی نباشد، روشن است که دوام نمی‌آورد. هتاکی بر زنان و دختران جرقه‌ای است که خرمن طالب را به زودی به خاکستر تبدیل خواهد کرد.

رهبر جبهه مقاومت ملی نیز با درک حساسیت افکار عامه نسبت به لزوم حفظ حرمت زنان، خاطر نشان ساخته که ستمگری طالبان علیه زنان منجر به نابودی این گروه خواهد شد: «ما باور داریم که طالبان نه امروز افغانستان است و نه فردای معطوف به آزادی، عدالت، ثبات و آبادانی کشور ما. برای همین اعلام می‌دارم که این گروه با توسل به اختطاف و بی‌حرمتی به ساحت زنان، سند نابودی زودهنگام خویش را امضا می‌کنند و انگیزه مقاومت را در نیروهای شجاع و مبارزان عزت و آزادی افغانستان، بیش از پیش تقویت می‌کنند.» به باور احمد مسعود ستمگری طالبان علیه زنان نه‌تنها باعث برافروختن آتش خشم مردم می‌شود، که انگیزه مقاومت در وجود رزمنده‌گان و دلیرانی که گزینه نظامی را علیه این گروه تروریستی موثر می‌دانند، دوچندان می‌کند.

4- شعار تغییر طالبان توهم محض است

کسانی و گروه‌هایی سال‌هاست که به سود طالبان تبلیغ می‌کنند و این گروه تروریستی، شرارت‌پیشه و شنعت‌گستر را می‌خواهند مداراگرا، واقع‌گرا و صلح‌جو معرفی کنند. طنز ماجرا این است که طالبان از بدو ایجاد توسط استخبارات خارجی کاری انجام نداده‌اند، جز ترویج و اشاعه فرهنگ ترور، انتحار، انفجار، زن‌ستیزی، سرکوب، انحصار، تبعیض، قوم‌گرایی و... . لابی‌گران طالب در بیش از دو سال گذشته نیز به قدر کافی تلاش به خرج دادند تا به‌زعم خود شان تصویر زیبا و دیدنی از طالبان در آیینه دنیا ترسیم کنند، ولی زشتی و پلشتی سیمای منحوس طالب بیش از هر زمان دیگر در نگاه دنیا مجسم شد و این گروه تروریستی را از نیل به مشروعیت ملی و بین‌المللی بیش‌تر دور ساخت.

برای همین است که رهبر جبهه مقاومت ملی گفته است که ستمگری طالبان علیه زنان برای کسانی که به سود این گروه تروریستی تبلیغ می‌کنند، نیز مسوولیت می‌آفریند و در پیشگاه تاریخ و مردم افغانستان شرمسار خواهند بود: «بار دیگر تاکید می‌کنم که چشم‌پوشی بر جنایات و حرمت‌شکنی‌های این گروه، نه تنها قابل دفاع و توجیه نمی‌باشد، بل بخشی از مسولیت تاریخی آن‌چه طالبان بر افغانستان به‌ویژه علیه زنان سرزمین ما روا می‌دارند، متوجه مبلغان مدارا و‌ تعامل با جنایات این گروه نیز می‌باشد.» مسعود می‌خواهد بگوید طالب تغییر نکرده و تبلیغات کذایی در این زمینه نه‌تنها به سود مردم نیست، بلکه بحران جاری را عمیق‌تر نیز می‌سازد. خطاب رهبر جبهه مقاومت به لابی‌گران طالب این است که ستمگری این گروه علیه زنان را خوب تماشا کنند و سپس سر در گریبان فرو برده دمی بیندیشند که دارند چه گروهی را مداراگرا و اهل تعامل جا می‌زنند.


سیاست