خبر روز

حضور ترجمان در دیدار ملا برادر و امیر عبداللهیان این هویت پشتونی رژیم طالبانی را به خوبی به نمایش گذاشت.

نویسنده: دکتر یعقوب لیث صفار، تحلیلگر

حضور ترجمان در دیدار میان امیر عبداللهیان و ملابرادر مورد توجه بسیاری از شخصیت ها قرار گرفته و در فضای رسانه های اجتماعی از دیدگاه های گوناگون مورد تحلیل قرار گرفته است.

از زمانی که پشتون ها در این کشور حاکم شده اند، خانواده های سلطنتی از سلطان تا سرداران، در شهرهای پر از تاجیکان و حاکمیت فرهنگی تمدنی زبان پارسی بزرگ شده اند. این ها اساتید پارسی زبان داشته اند و چه بسا مانند ظاهرشاه زبان پشتو را یاد نداشته اند.

سلاطین ، امیران و وزیران پشتون ، چون زبان پارسی دری را یاد داشتند، برای امتیازگیری خود را نماینده فرهنگ و تمدن پارسی به ایرانیان معرفی می کردند. از این جهت نیاز به ترجمان احساس نمی شد.

به قدرت رسیدن شخصیت هایی خارج از خاندان سلطنتی مانند نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین، نجیب الله، گلبدین حکمتیار، حامد کرزی، اشرف غنی احمدزی،  این قاعده را نشکستاند، زیرا همه این ها دوران دانشجویی خود را در دانشگاه هایی که با زبان پارسی دری تدریس می کردند، سپری کرده بودند و هم از فرهنگ شهری پارسی بهره هایی داشتند. در همین چارچوب بود که تلویزیون نوروز از طرف ایران قرار یود ساخته شود و سه کشور پارسی زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان را از نظر پیوندهای فرهنگی، در همکاری بیشتر قرار دهد.

به قدرت رسیدن ملامحمد عمر برخاسته از روستاهای پشتون نشین و بزرگ شده در مدارس پشتوزبان و فرهنگ روستایی، معادله را برهم زد، همراه با او مجموعه ای از وزیران هم مانند و هم شاکله او به قدرت رسیدند. امارت دوم طالبان نیز هیچ فرقی به دوره اول ندارد.

احساس هویت پشتونی محض در نزد طالبانی ها، بخش تاریخی هویتی و فرهنگی پارسی نزد طالبان را به شدت و در حد صفر تضعیف کرده است، در واقع کشور فقط هویت فرهنگی پشتونی محض به‌خود گرفته است.

این هویت،در لباس روستايي پشتون ها در ادرات داخلی و دیپلوماتیک طالبان، نمایندگی می شود و طالبان پشتونی ترین، رژیم حاکم در افغانستان هستند. طالبان نه تنها این را انکار نمی کنند، بلکه برای گسترش آن کار می کنند و کلانترین افتخار و دستاورد شان نزد پشتون ها همین است. حضور ترجمان در دیدار ملابرادر وامیر عبداللهیان این هویت پشتونی رژیم طالبانی را به خوبی به نمایش گذاشت.

این ملاقات، تاجیکان و پارسی زبانان خراسان / افغانستان را بازنده کلان سیاسی ، فرهنگی و تمدنی بازی پس از خروج آمریکا معرفی می کند. از یک سو ادعای آن ها که ما پارسی زبانان هم شأن پشتون ها تر تاریخ و سیاست آینده افغانستان هستیم را تضعیف می کند، از سوی دیگر تسریع  روند پشتونی سازی پارسی زبانان را به نمایش می گذارد‌. بدین گونه دیگر ين ادعای پارسی زبانان که مالکیت این میهن را به سهم بزرگ خویش دارند، بی معنا می سازد و تاجیکان بزرگترین بازنده فرهنگی، تمدنی و سیاسی هستند.

بازنده دومی، جمهوری اسلامی ایران است. ایران بعد از این در جهان تک کشور پارسی زبان معرفی می شود. پیوستار سرزمینی پیوند سرزمینی ایران فرهنگی بزرگ از دست می رود. با گسترش هرچه بیشتر پشتونی خراسان / افغانستان، نفوذ فرهنگی سیاسی ایران بسیار تضعیف می شود.  نفوذ فرهنگی پاکستان و عربستان هرچه بیشتر گسترش یافته و در درازمدت، ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای، بازنده این بازی است.

نتیجه آنکه، این دیدار نمادین با حضور ترجمان،  بار بسیار بزرگ مبارزه را به دوش جبهه مقاومت ملی می گذارد که اگر دیر بجنبد، همه دار و ندار  خود را از دست می دهد. به همین گونه برای جمهوری اسلامی ایران، حالی می کند که سیاست خارجی ای را که تا کنون در پیش گرفته است، بازنده است و در میدان امریکا، پاکستان و عربستان بازی می کند و خودش نتوانسته است بازی سیاسی را در افغانستان خلق کند، از این جهت یک کنشگر سیاسی نیست، بلکه واکنشگر بازنده است.


سیاست