حکومت اسد و نیروهای روسی با اسرائیل علیه ایران همکاری میکردند.
نویسنده: دولت عثمان، کارشناس ارشد مسائل منطقهی (تاجیکستان)، مخصوص برای “سنگر”
حوادث ۲۷ نوامبر تا ۸ دسامبر سال روان در سوریه که به حاکمیت 53 ساله خاندان اسد خاتمه داد، تغییرات غیرانتظاری را در ژئوپلتیک شرق نزدیک به وجود آورد. شرق نزدیکی، که به طور خاص بعد از ختم جنگ دوم جهانی میدان بازی های ژئوپلتیکی در آغاز بین دو ابرقدرت شرق و غرب، یعنی امریکا و شوروی و بعد از پاشخوری دومی، بین قدرت های جهانی و منطقهی قرار گرفته است.
کشور سوریه با درنظرداشت موقع جغرافی و استراتیژیکش در این بازی جایگاه ویژهی را دارد. سقوط برقآسای رژیم بشار اسد در طول ۱۱ روز را میشد یک کودتای نظامی و یا آشوب نظامی نامید، اگر توسوت نظامیان ارتش سوریه صورت میگرفت. امّا یک ارتش ۲۰۰ هزارنفره، که در مقابل گوروه های مسلح اکثراً ردیکل ۲۵-۳۰-هزارنفری مقابلیت جدی هم نکرد، خیلی هم سؤالنگیز است و تخمین و فرضیههای زیادی را خلق میکند.
تحقق ایده چند قطبی شدن جهان، که هنوز از زمان نطق رئیس جمهور روسیه ولاديمير پوتین در سال ۲۰۰۷ در کنفرانس مونیخ مطرح شده بود، حالا کماکان با نام عملیات مخصوص نظامی روسیه، در اصل یک جنگ تمام عیار در اوکراین و عملیات های گروه های خصوصی نظامی این کشور در قاره افریقا ادامه دارد. در طول چند سال آخر، خصوصاً بعد از وارد شدن نیروهای نظامی روسیه به خاک سوریه برای حمایت رژیم بشار اسد در سال ۲۰۱۵ و به دنبال آن شکست دادن داعش در یک برنامه مشترک با نیروهای ایران و حکومت سوریه، حمایت بیواسطه امریکا، که عملاً سوریه را به سه بخش تقسیم کرد، آغاز دوره عملی رویارویی سر تقسیمات دوباره جهان از سوی دعواگران اساسی، خصوصاً، روسیه نامید، هرچند تا وارد قضیه سوریه شدن روس ها جنگ شهروندی در آن کشور بیشتر از چار سال به این سو ادامه داشت.
موقع کشور دیگر که هنوز از روزهای اول شروع این ناآرامی ها به کمک بشار اسد رسیده، قوی شده بود، جمهوری اسلامی ایران بود. قبلاً جمهوری اسلامی در کشور دیگر منطقه - عراق که همسایه سوریه است، - بعد از دخالت نظامی امریکا در سال ۲۰۱۳، که منجر به سقوط حکومت صدام حسین و تغییر حاکمیت آن کشور شد و همچنین به جنگ شهروندی و مقاومت مردم عراق علیه اشغالگران خارجی آورد، خود را مستحکم و استوار کرده بود. واقعاً دخالت و تجاوز امریکا با بهانه از بین بردن سلاح کیمیاوی عراق که در اصل بهانهی بیش نبود و امریکا هم خود را قدرت یکهتاز دنیا میحسابید، به نفع ایران ختم شد.
با وارد شدن در قضیه سوریه در سال ۲۰۱۱ ایران عملاً از راه زمینی با نیروی دیگر نیابتیاش - حزبالله، که تا آن زمان کشور دیگر استراتژک منطقه - لُبنان را تحت کنترل خود گرفته بود، پیوست. در این جا باید یک نکته جالبی را قید نمود که دخالت نظامی روسیه تا زمان شروع آن خیلی مخفیانه و حتی برای ایران هم غیرچشمداشت صورت گرفت و حتی از همان ابتدا یک بیاعتمادیی را نه تنها بین این دو، بلکه تا اندازهی بین سوریه و ایران نیز به وجود آورد.
این ناباوری تا آخر ادامه داشت و سرانجام سبب اساسی سقوط رژیم بشار اسد شد. تا سقوط رژیم بشار اسد نه تنها به طور رسمی راهبران ایران و روسیه این همکاری را نتیجه موفق همکاری خود، بلکی یکی از سنگرهای اساسی مبارزه برای چند قطبی شدن جهان قلمداد میکردند.
همکاری روسیه و ایران را میتوان از زمان ورود نظامی روسیه به سه مرحله تقسیم کرد.
مرحله اول از زمان ورود تا سرکوب داعش و گوروه های دیگر تندگراي جهادی.
مرحله دوم وارد قضیه شدن ترکیه و تقسیم سوریه به سه بخش. نخست، منطقه زیر نفوذ دولت مرکزی سوریه که با پشتیبانی روسیه و ایران ۶۳,۷% قلمرو کشور را تحت کنترل داشت. دوم، منطقه تحت کنترل کردها و یک قسم قبیلههای عرب به نام نیروهای دموکراتیک سوریه که تحت حمایه امریکا بودند و بیش از ۲۵% خاک سوریه را در کنترل خود داشتند. و نهایت، گوروه های باقیمانده تندگراي اسلامی و ارتش ملی سوریه که از جانب ترکیه حمایه میشد، تا ۱۰% دیگر آن را در اختیار خود داشتند. مرحله دوّم تا شروع عملیات نظامی روسیه در اوکراین ادامه داشت.
مرحله سوم، مرحله رویاروی بیواسطه ایران و اسرائیل بعد از عملیات “توفان اقصا” حماس بر ضد اسرائیل است که منجر به یک جنگ خرابیآور و کشتار بیرحمانه اهالی آسایشته فلستین از سوی ارتش اسرائیل و از بین بردن تمام زیرساختارهای نوار غزه و بیخان و مان و آواره شدن میلیون ها نفر شد.
چرا ما به سه مرحله تقسیم نمودیم؟
در این مرحلهها زمینههای سقوط نظام رژیم بشار اسد آهسته - آهسته آماده میشد. اگر بعد از انجام مرحله اول ناباوری بین روسیه و ایران برطرف، حمایه واقعی آنها از حکومت سوریه بیشتر میشد و هر دو برای بازسازی ارتش سوریه، سرمایهگذاری و بهبود وضع اقتصادی منطقه تحت کنترل حکومت بشار اسد اقدام میکردند، شاید امروز وضعیت دیگری میبود. اما در مرحله دوم یک رقابت پنهان بین این دو کشور، یعنی برای مستحکم نمودن موقع خود در سوریه قوت گرفت و حتی گاه-گاهی منجر به درگیری میان جانبداران دو طرف میشد. در عین زمان، علیه عملیات های هوایی اسرائیل که اساساً بر ضد قوای ایرانی و طرفدارانش انجام میشد، یگان عکسالعملی از جانب روسیه و طرفدارانش در ارتش سوریه صورت نمیگرفت.
بعد از شروع عملیات نظامی روسیه در اوکراین و طرفداری کامل ایران از روسیه با ارائه کمک نظامی، جانب ایران امیدوار بود که همکاری های دو طرف منبعد در سوریه و پشتیبانی روسیه از نیروهای طرفدارش در حملههای هوایی اسرائیل بهتر میگردد. اما برعکس بعد از درگیری های حماس و اسرائیل بعد از ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ حملههای هوایی اسرائیل بالای قرارگاها و مکان های نیروهای ایرانی و طرفدارانش در قلمرو سوریه نه تنها افزایش یافت، بلکی با دادن معلومات دقیق از داخل سوریه که طرف ایرانی بیشتر گمان دارد از جانب عوامل موساد در داخل رژیم بشار اسد و نیروهای روسی صورت میگرفت، تلفات جبران ناپذیر متحمیل گردید.
از بس که عملیات های بیشتر نیروهای زمینی توست نیروهای طرفدار ایران، نظیر حزبالله، فاطمییون و زینبیون مشترک با نیروهای حکومت اسد از قلمرو زیر کنترل دولت سوریه صورت میگرفت، ایران مجبور شد، این نیروها را در پی زیاد شدن تلفاتشان از خاک سوریه بیرون کشد.
امروز ما میبینیم که در وقت سقوط حکومت بشار اسد یگان نفر از این نیروها اسیر یا کشته نشدند، زیرا آنها جسماً حضور نداشتند و این وضع برای نیروهای مخالفین خوب معلوم بود و باور هم داشتند که نیروهای حکومتی بی روهیه و در حالت ازهمپاشیدگی قرار دارند.
همین طور هم شد. حکومت بشار اسد با یک ضربه از هم پاشید. حمایه هوایی روسیه هم کاره نکرد. با شکست نظام و تغییر قدرت در سوریه، بیشبهه، تغییر جدی در ژئوپلتیک شرق نزدیک به وجود آمده است که پیامدهای آن به زودی ظاهر خواهد شد.