خبر روز

نگاه بخش بزرگ نظامیان روسیه به تاجیک های افغانستان خیلی پراگماتیستی و نه محصول کار تاجیک های افغانستانی بلکه شخص امام علی رحمان می باشد. تغییر ذهنیت پوتین مبنی بر اکثریت بودن تاجیک ها را نیز باید نتیجه تاثیر امام علی رحمان بالای وی باشد.

نویسنده: فیاض بهرمان نجیمی، تحلیلگر مسائل بین الملل، عضو شورای مشورتی “سنگر”

«بازی بزرگ» داخل مرحله جدید می شود.
.
ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه شامگاه 28 جون وارد دوشنبه شد.
کلیه معابر از خیابان عینی تا رودکی مسدود شده بودند.
خبرگزاری ها از دیدار غیرعلنی پوتین و امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان خبر دادند.
عبدالفتاح شریف زاده، سخنگوی رسانه های رئیس جمهور تاجیکستان گفته بود که در جربان سفر پوتین هیچ سندی امضا نخواهد شد.
جلسات فقط در قالب 1 + 1 برگزار گردید.
اگرچه مقامات رسمی هر دو کشور هدف سفر را گسترش همکاری‌های روسیه و تاجیکستان عنوان کردند، اما دیدار روسای جمهور دو کشور در قالب خاص انجام شد.
برخی کارشناسان بر این باورند که در این نشست درباره پاره یی از موضوع های مهم و «حساس» میان دو کشور و همچنین مسایل جهانی بحث صورت گرفت.
سوا از موارد گسترش همکاری‌ها ی دوجانبه در زمینه امنیتی، نوسازی نیروهای مسلح تاجیکستان و تقویت و حفاظت از مرزهای آن با افغانستان و نیز روابط فرهنگی میان دو کشور همچنان روی مسایل افغانستان بحث صورت گرفت.
خبر های از پیش پخش گردیده بود، که پوتین حین سفرش با احمد مسعود ملاقات خواهد کرد. به نظر می رسد که چنان ملاقاتی با حضور امام علی رحمان صورت گرفته است.
پیش از آن در بخش علنی ملاقات، پوتین در برابر رسانه ها گفت: «می‌دانید که ما هر کاری را انجام می‌دهیم تا وضعیت این کشور (افغانستان) عادی شود. تلاش می‌کنیم تا با نیروهای سیاسی که اوضاع را کنترل می‌کنند، روابط برقرار کنیم.»
وی افزود: «نگاه ما از این واقعیت نشأت می‌کند که تمام اقوام که در افغانستان زندگی دارند باید در حکومت این کشور مشارکت کامل داشته باشند».
***
من در گذشته بار ها هم به گونه نوشتاری و هم گفتاری یادآور شده بودم که در روسیه دو دیدگاه در قضیه افغانستان وجود دارد: یکی مربوط به وزارت خارجه روسیه و دیگری استخبارات و نظامیان
نکشور.
اگر وزارت خارجه روسیه سرگرم کار با طالبان بوده است، اما نیرو های نظامی و استخباراتی روی گزینه قدرت سخت ضد طالبان برنامه داشته و دارد.
در آستانه سفر پوتین به دوشنبه، سرگی شایگو وزیر دفاع روسیه گفته بود که گروه های تروریستی بین المللی قصد دارند از افغانستان به عنوان پایگاهی برای نفوذ به کشورهای همسایه و همچنین ایجاد شبکه ای از جهادی های زیرزمینی استفاده کنند.
برعکس سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه و ضمیرکابلوف به طالبان امکان دادند تا نماینده برای سفارت ماسکو بفرستند و حتا در نشست اقتصادی سانت پطرزبورگ اشتراک نمایند.
از مدتی بدینسو روسیه در سیاست خارجی اش شروع به کار چند سویه نموده است. آنچه که در زمان اتحاد شوروی معمول بود. مثلا رابطه نزدیک با احزاب کمونیستی و کارگری در یکسو و مناسبات رسمی با دولت ها در سوی دیگر. روسیه کنونی نیز می خواهد یکی را با دیگری در مطابقت با نیاز ها تعویض کند.
در سه دهه اخیر ایالات متحده آمریکا و غرب با چنین شگرد ها سیاست های شان را با کشور ها برقرار ساخته اند: در یک سطح با حکومت ها و در سطح دیگر با احزاب سیاسی وجامعه مدنی.
بر این پایه نخستینگی های دیپلوماتیک ماسکو نیز به سان آمریکا می توانند سیال و در حال تغییر شود. برای نیل به چنین هدف می کوشد از حضور گسترده در کشور های غربی کاهش داده و به سوی به ایجاد شبکه بزرگ دیپلوماتیک در کشور های در حال رشد و جنوب که اهمیت آن ها مهمتر از کشور های بزرگ است، حرکت کند .
به هر حال تا اکنون وزارت خارجه روسیه خیلی علاقمند بوده است تا طالبان را به رسمیت بشناسد، اما نظامیان نظر مخالف آن را دارند.
قابل یادآوری است که در درون وزارت خارجه روسیه، افغانستان شناسانی حضور دارند که شناخت آنها بر پایه کتاب های دوران اتحاد شوروی سابق استوار است.
به گونه نمونه بزرگترین مرکز اکادمیک روسیه بازمانده از دوران شوروی یعنی دانشگاه روابط بین المللی ماسکو مربوط به وزارت خارجه، که زمان من هم دانشجوی آن بودم، بخش افغانستان شناسی به مانند گذشته ها باقی مانده است. هر کارشناس برای جغرافیای به نام افغانستان را با روحیه پشتون باور تربیه می کند. رشته افغانستان شناسی یعنی پشتون شناسی با زبان، تاریخ و تاریخ پشتون ها. و فارسی تنها تعلق به ایران شناسی می گیرد.
اکثریت افغانستان شناسان مسلط به زبان پشتو به گونه طبیعی لابی پشتون ها در سیاست خارجی روسیه برای افغانستان بوده و استند. بیشتر این کارشناسان در بهترین و بد ترین حالت با پشتون ها همزبان اند. به یاد دارم که پروفیسور کانستانتین ارکادویچ لیبدف نویسنده فرهنگ روسی به پشتو، هیچگاه با پارسی زبانان صحبت نمی کرد. و شاگردانش همه متعصب تر از هر پشتون بودند.
گَله یی از چنین اشخاص هنوز هم در حوزه افغانستان شناسی در روسیه موجود اند. عده یی ژورنالیستان و گویا تحلیلگران افغانستان روسیه هم زیر تاثیر کتاب های زیاد کارشناسان گذشته شوروی نه تنها به پشتون ها بلکه نمایندگی کنونی آنها طالبان علاقمند اند. آنهای که در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق با افغانستان آشنا شدند به مثل سمیون باگداسروف یک خلقی و طالب محض است و در ذهنیت سازی در روسیه نقش بسیار منفی بر علیه پارسی زبانان در جغرافیای به نام افغانستان دارند.
نگاه بخش بزرگ نظامیان روسیه به تاجیک های افغانستان خیلی پراگماتیستی ولی نه محصول کار تاجیک های افغانستانی بلکه شخص امام علی رحمان می باشد. اکثریت مطلق نخبه های تاجیکتبار در جغرافیای به نام افغانستان یا وابسته به آمریکا و غرب اند و یا هم علاقمند وابستگی به آن. من باور دارم که در تغییر ذهنیت پوتین مبنی بر اکثریت بودن تاجیک ها در جعرافیای به نام افغانستان تنها شخص امامعلی رحمان نقش داشته است.
به همین خاطر تصادفی نیست که در گرماگرم جنگ اوکراین، پوتین به گونه خیلی خودمانی سفر دو روزه به دوشنبه نمود و از لحظه آغاز با امامعلی رحمان صحبت های خاص داشت که حتا در دوربین های کامره ها از نخستین لحظه و بعد از آن بار بار نمایان گردید.
نیکلای پاتروشف دبیر شورای امنیت روسیه و از چهره های تندرو در رهبری یک روز پس از سفر پوتین، افغانستان را خلاف موضع وزارت خارجه کشورش خطر برای امنیت آسیای میانه خواند.
ـــــــــــــ
خیلی مهم است که پوتین در جریان سفرش به دوشنبه هیچ باری نام از طالبان نگرفت و تنها به نیرو های سیاسی حاکم کابل اکتفا کرد.
با همه توقوع ها، پیام پوتین یکی بود و آن اینکه : از باز شدن یک جبهه جدید از مسیر افغانستان که آمریکا و بریتانیا به کمک ترکیه به شدت می خواهند در آسیای میانه راه اندازی کنند پیشگیری صورت گیرد.
غرب پیام پوتین را دریافت نمود و تصادفی نیست که پارلمان اروپایی مقامات تاجیکستانی را در رابطه به"سرکوب" مردم بدخشان کوهی محکوم کرد.
به همینگونه ادعا می شود سرنخ رویداد های اخیر منطقه قره‌قلپاقستان ازبکستان به ترکیه و بریتانیا می رسد. شگاف های زیادی در منطقه است که غرب می کوشد از طریق یکی از آن ها داخل حیاط خلوت روسیه شود.
اگر بحث را جمع نمایم باید گفت که: پوتین و امامعلی رحمان در موضوع افغانستان یک معامله مهم ستراتیژیک را انجام دادند و آن این که دوشنبه باید پُلی شود برای مذاکرات هرچه عاجل میان جبهه مقاومت ملی و طالبان به هدف ایجاد دولت همه شمول.
هدف از این حرکت آن است تا طرح پروژه آمریکایی نشست سه جانبه طالبان، جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و شورای مقاومت ملی به رهبری سیاف در واشنگتن با شکست مواجه شده و بایدن از آن همایش به حیث برگ برنده در انتخابات میان دوره ای کانگرس آمریکا سود برده نتواند.
اختلافات درونی میان طالبان، آمادگی های جبهه مقاومت برای گفتگو های مستقیم در دوشنبه و عقب کشی نیرو ها از اندراب ها را می توان بعضی از نشانه ها درین راستا تلقی کرد.

سیاست

مقاومت دوم

15-خرداد-1405 By admin

مخالفین بی‌خریدار

چرا هیچ‌کس از مخالفین طالبان حمایت

ژئوپلیتیک

21-خرداد-1405 Hits:4217 ژئوپلیتیک By admin

سه کانون بحران

نبرد بر سر نظم آینده جهان چگونه جریان دا

دین

26-خرداد-1405 By admin

«من کابلیِ شهری هستم،…

چرا شیعه و سنی برداشت نادرستی از آیهٔ «إ