یک حلقه خاص در غرب هر از گاهی رنگ سفید بر پیکر سیاه طالبان میپاشد.
نویسنده: نورالله ولیزاده، تحلیلگر، مخصوص برای "سنگر"
از خلیلزاد زخم زیاد خوردیم و گفتیم از یک فرزند قبیله نمیتوان گلایه کرد. گفتیم که گرگ زاده عاقبت گرگ شود-گرچه با آدمی بزرگ شود. گفتیم که آمریکا و دانشگاهش و دستگاه دیپلماسیاش نتوانست افکار پلید و بدوی را از خلیلزاد بگیرد و او را انسان بسازد.
اما همسر خلیلزاد میگویند یک زن یهودی است. معروف است که یهودیها چون قربانی فاشیزماند، در هرجای دنیا کوشش میکنند که علیه فاشیزم بجنگند. میگویند زن خلیلزاد استاد دانشگاه است و پژوهشگر است و این عناوین را در غرب آدمهای معمولی و با افکار تروریستی بدست نمیآورند. اما حالا دیده میشود که همسر خلیلزاد نیز پا جا پای همسرش گذاشته است. او نیز تلاش کرده تا برای تالبان لابیگری کند و به غربیهایی که از افغانستان خبر نیستند، بگوید که افغانستان گل و گلزار است.
گفته میشود که این زن یهودی که تحت تحفظ سازمان سیا به کابل سفر کرده و چند روزی در هتل سرینا بوده، در مقالهای نوشته است که تصویر ارایه شده از افغانستان توسط رسانهها تبلیغات است و افغانستان جای خوبی برای زنان است و نباید کسی از تالبان بترسد. او به گفته دکتر ستیز در توجیه سیاست ضد مهاجرتی ترامپ مقاله نوشته و شاید مکافات بزرگی از اداره ترامپ دریافت کند.
کاری که شیرل بنارد در این مقاله انجام داده همان کاری است که خلیلزاد طی سی سال اخیر و بویژه در هفت سال اخیر انجام داده است. خلیلزاد در ادامه حمایت از تالبان، از سال ۲۰۱۸ به بعد شروع کرد در روایت سازی به نفع تالبان. نکته محوری در این روایت این بود که تالبان تغییر کرده و اصلاح شده و نباید از آنان ترسید. جالب این است که امروزه همه حرف های خلیزاد در باره تالبان دروغ ثابت شده اما زنش رشته این دروغبافی را بدست گرفته و ادامه میدهد.
به نظر میرسد که سفیدنمایی تالبان یک پروژه صرفا خلیلزادی نیست و بلکه یک حلقه نیرومند در غرب تصمیمش همین است که هر از گاهی بر پیکر سیاه تالبان رنگ سفید بپاشد. در واقع خلیزاد و زنش اجیرانی در خدمت همین حلقهاند. داو و دشنام مردم ما به زبان فارسی در گوش آمریکاییها نمیرود و خلیزاد و زنش با دل جمع به نفع تالب کمپاین میکنند.
راستی چون خلیلزاد در ذهن مردم ما به پارچه سرخ در بحث حمایت از تالبان تبدیل شده و به همین دلیل افکار عامه با ریزبینی رفتار او و حتا زنش را زیر نظر دارند. اگر مقاله زن خلیلزاد را یک آمریکایی دیگر مینوشت، شاید چندان خبرساز نمیشد. کما اینکه افراد زیادی در این عرصه فعال اند. یکی از این زنان رییس یوناما در کابل است که در هر مجلسی به نفع تالبان حرف میزند.
در این میان سکوت تشکلهای مدافع زنان در برابر زن خلیلزاد نیز جالب است. این سکوت اشاره به این دارد که خیلی از حرکتهای زنانه یا وابسته به خلیلزاد و پروژههای آمریکایی برای مهار حقخواهی زنانه است یا هم طمع دارند که خلیلزاد و زنش کاری به اینها انجام خواهند داد و به اصطلاح کیسهای پناهندگی شان مختل خواهد کرد.