خبر روز

حمله تروریستی در مسکو چه ارتباطی با استراتژی هسته سازی تروریسم منطقه ای دارد؟

نویسنده: رزمنده، مخصوص برای “سنگر”

بعداز حمله مرگبار مسکو، گمانه زنی های زیادی در خصوص نوعیت، خاستگاه، حلقات احتمالی مرتبط با این حمله و اهداف آن، صورت گرفته است. البته یک چیز باید گفته شود که این حمله در حلقه استراتیژی هسته سازی و پارچه نمودن گروه های تروریستی ای است که یکی از مولفه های آن، حمله های زنجیره ای است. حملاتی که در تهران، ترکیه، چین و مسکو، به صورت متناوب، اتفاق افتاده اند.

نخست برای تحلیل این موضوع، نیاز است تا سه مولفه اصلی این استراتیژی را درست بشناسیم که طالبان به دستور امریکا، زیر نام داعش مکلف به پیاده سازی آن اند:

- هسته سازی گروه های تروریستی بزرگ برای انجام حملات فرامرزی؛

- حمله های زنجیره یی از ترکیه، تهران، مسکو تا چین؛

- تمرکز بیشتر روی سفارت خانه های کشور های متفقین آسیایی در کابل و سایر پایتخت ها.

به همین لحاظ است که با انجام حملات این چنینی، تلاش می شود تا سرنخ ماجرا پیدا نشود و تاکتیک زیکزاکی برای انحراف توجه ها به جهت های نامعلوم، سوق گردد. نمونه آن این است که امریکایی ها، اصرار بر دست داشتن داعش در حمله مسکو دارند. روس ها نه به طور واضح؛ بل به صورت ضمنی اظهار نظر های کرده اند و علی رغم دستگیری عاملان آن، انگشت اتهام را به هیچ طرفی دراز نکرده اند. ممکن روس ها انتظار ختم تحقیقات از عاملان حادثه هستند تا سرنخ اصلی ماجرا را پیدا کنند. هنوز جز داعش خراسان "نامی در هوا" که به صورت غیبی فعالیت تروریستی انجام میدهد، هیچ گروهی مسولیت حمله را نپذیرفته است. ایرانی ها و چینی ها هنوز از شوک حملات در خاک شان، بیرون نشده اند. اما یک چیز واضح است که این حملات هدفمند و زنجیره یی می تواند شوک بزرگی در جهت اتخاذ یک استراتیژی ثابت، متحدانه و قابل پیگیری از جانب متفقین آسیایی باشد. چیزی که روند تعامل با طالبان را آسیب می زند و ماه عسل آن به پایان خود نزدیک خواهد شد.

اما صورت ماجرا نشان می دهد که در پس حمله مسکو و تهران حلقه های تروریستی خوابیده در افغانستان و خاور میانه، قرار دارند. طالبان مطابق دستور العمل دوحه، مکلفیت داشتند تا منطقه را با چالش های جدی امنیتی توسط همین گروه ها، مبدل سازند. چون برنامه مطابق اجندای از قبل تعیین شده، پیش نرفته است و دیده می شود که امکان ندارد تا این گروه های تحت حمایت طالبان که جماعت انصارالله یکی از آن ها است، به صورت گروهی به منافع ر وسیه، تاجیکستان و یا سایر متحدان مسکو حمله کند، بنا با پارچه ساختن و سلولی نمودن آن ها، با تغییر راهبرد و ایجاد حلقه های تروریستی کوچک که توان راه اندازی حملات تخریب کارانه و تروریستی را داشته باشند، صورت مسئله تغییر کرده است. البته باید گفته شود که سطح آمادگی ها و میزان واکنش های احتمالی ایران، روسیه و تاجیکستان که در یک حلقه بزرگ تر از لحاظ منافع امنیتی، چین هم شامل آن می شود، نقش برجسته ی داشته است.

اینکه می گوییم که طالبان در پشت این سناریوی خطرناک تروریستی قرار دارند و تاهنوز طالبان کدام موقف رسمی در این خصوص نداشته اند،دلیل آن این است که نگارنده با تعقیب واکنش ها در شبکه های اطلاع رسانی، مانند فیسبوک، تلگرام و انستاگرام و هم شبکه ایکس که بیشتر منصوب به طالبان و هواخواهان آن هاست، در روز حادثه مسکو، متوجه شدم که از انجام این حمله و بالا رفتن رقم تلفات در مسکو، جشن شادی و خوشحالی در میان اعضای طالبان، برپاشده بود. یعنی این نشان میدهد که دیدگاه تمام گروه های تروریستی و ایدیولوژیک افراطی دینی مانند طالبان، القاعده و داعش و سایر گروه های تروریستی مانند انصارالله تاجیکستان، ایغور های چین، جنگجویان ازبک و سایرین در خصوص وارد ساختن تلفات، بلند بردن حجم حملات تروریستی و مختل ساختن امنیت اجتماعی در جغرافیای متفقین اسیایی مانند ایران، روسیه و چین، یکسان است. اینکه منطقه با کدام منطق و دیدگاه، در تعامل با طالبان، قرار گرفته است، دشوار است، درک کرد. اما چیزی که روشن است این است که به زودی وضعیت تعامل با طالبان و منطقه، دچار تحول دراماتیکی شود.

حال استراتیژی پارچه ساختن گروه های تروریستی که قابلیت حملات تروریستی در فرامرز های افغانستان را داشته باشند، یک استراتیژی تازه ای است که در دستور کار قرار گرفته است. به همین منظور بود که مهدی ارسلان از فرماندهان نامدار انصارالله تاجیکستان، مفقود الاثر است. علت آن است که با از بین بردن رهبری این گروه ها، حلقات مختلفی از انتحار کننده گان از میان آنها، تشکیل شده و برای اهداف خاصی طراحی می شوند. این کار از لحاظ حفظ و نگهداشت این گروه، ها حمایت های لوژیستیکی و ارتباط آن با وقایع همچون حادثه مسکو، یک تاکتیک جدید است که خیلی ها موثر عمل می کند.

در اخیر، یک چیز کاملا روشن است که ریشه حملات مسکو در بدخشان وجماعت انصار الله مستقر در آن استان که در رابطه بسیار نزدیک با داعش قرار دارند، میباشد. بدخشان مرکز فعالیت های داعش است که با یک مثلث متشکل از ( بدخشان، کنر و نورستان) حلقه وصل آن با گروه های تروریستی از کشور های آسیای میانه و چین، تکمیل می شود. در ضمن، این کار می تواند طالبان را از اتهام ها مبنی بر دست داشتن در چنین حملات، خارج سازد. داعش در اطلاعات جدیدی که فاش شده تلاش دارد تا حلقه حملات شهری را گسترش دهد و به همین منظور، به تنظیم دوباره مسولان خود اقدام کرده است.


سیاست

مقاومت دوم

15-خرداد-1405 By admin

مخالفین بی‌خریدار

چرا هیچ‌کس از مخالفین طالبان حمایت

ژئوپلیتیک

30-خرداد-1405 Hits:7 ژئوپلیتیک By admin

تسلیم کامل و خفت‌بار

چگونه آمریکا در دوران ترامپ به یک بازیگر

دین

26-خرداد-1405 By admin

«من کابلیِ شهری هستم،…

چرا شیعه و سنی برداشت نادرستی از آیهٔ «إ

تروریزم

18-ارديبهشت-1405 By admin

« بابای» ساکن طبقهٔ سوم

ده سال پایانی زندگی رهبر القاعده چگونه