خبر روز

طالب بدخشانی! میان حُریت و خریت یکی را انتخاب کن. یا در کنار مردم خود بایست و مردی آزاد بمان، یا در کنار لشکر خانِ قبیله بایست — و خر باش!

نویسنده: محبوب‌الله احمدی، فرمانده ضد طالبان

بدخشانی‌های‌ عزیز! سلام یک برادر سنگردار خودرا پذیرا شوید و چند نکته را که مسئولانه به شما بیان می‌کند صادقانه گوش دهید!

نکته اول:

به همه ما و شما مثل روزِ روشن معلوم است که از آدرس یک قوم مشخص، زبان و فرهنگ و جغرافیا و منابع افغانستان، به ویژه بدخشان پایمال است. زن بدخشانی در پیش چشم ما و شما بازرسی بدنی شده و متعاقبا با شلیک گلوله کشته می‌شود. حرمت بزرگ و ریش‌سفید بدخشانی نادیده گرفته میشود. در راس حکومت محلی بدخشان کسانی هستند که زبان مردم را نمی‌فهمند و مردم زبان آن‌هارا. به بدخشان می‌آیند و در محضر عام، کولابی خطاب‌مان می‌کنند. به کرات شنیده ایم که گفته اند برای گرفتن زن دوم و سوم و چهارم به بدخشان می‌‌آیند. از هیچ‌گونه قلدری و ظلم و بداخلاقی دریغ نمی‌کنند. به بدخشان و هست‌و‌بودش به نگاه غنمیت می‌بینند.

نکته دوم:

شما هرقدر اظهار وفاداری و سرسپردگی کنید به شما اعتماد ندارند. شمارا هم‌فکر و هم‌نگاه خود نمی‌دانند. در هیچ‌جای تصمیم‌گیری های حیاتی کشور نیستید. در نظام‌شان حضور دیکوری و نمایشی دارید. همان منصب سمبولیک هم که دارید روی ملحوظات و ضرورت است که هرگاه ضرورت رفع شد شما هم یا دور انداخته می‌شوید یا حذف می‌شوید. یعنی یک‌بار‌مصرف‌اید. پس شما سرباز غیرقابل‌اعتماد این نظم توتالیتر قومی، آن‌هم بنا بر ضرورت هستید. نه شریک معنادار این نظمِ بی نظم.

نکته سوم:

میدانم در این پنج سال به ماهیت قومی امارتِ گویا اسلامی پی برده اید و به اسلامی بودن این نظام باور ندارید. اگر تظاهر می‌کنید که باور دارید، حاضرم صدها دلیل از متون مقدس اسلامی بیاورم که این نظام هیچ ربطی به آموزه های اسلامی ندارد؛ شاه شطرنج دین اسلام، "عدالت" است که این‌ها عدالت را تیرباران نموده و ۹۷ فیصد قدرت و امکانات کشور را قبضه کرده اند. رسالت پیامبر بزرگ اسلام در یک جمله خلاصه شده است (بُعِثتُ لِاُتَمِمُ مَکارم‌الاخلاق)، اما این‌ها به هیچ‌یک از اصول اخلاقی پایبند نیستند و با اخلاق کاملا بیگانه اند. به جز اخلاق و فرهنگ عصر‌حجری قبیله به هیچ اصل اخلاقی دیگری متعهد نیستند. اصول جنگی‌ای را که پیامبر عزیزمان در مبارزه با یهود، نصارا و مشرکین رعایت می‌کرد، اینها در میان مردم عام و مسلمان بدخشان حتی حاضر به رعایت آن نیستند. اجساد را خلاف تمام موازین اسلامی و انسانی مثله می‌کنند و بی حرمتی به کرامت خداداگی انسان می‌کنند. خدا به انسان کرامت داده اما اینها کرامت الهی را پایمال می‌کنند. خداوند فرموده "ظلم نکنید و ظلم را نپذیرید" اما اینها ظلم می‌کنند و شما ظلم را بالای مردم‌تان می‌پذیرید. پس هردوی شما مخالف امر خدا عمل می‌کنید. حضرت عمر فاروق با آن عظمت و ابهت و جایگاه والا، شب ها در کوچه های مدینه گشت‌زنی می‌کرد و از احوال مردم آگاه بود.‌ اما کسی را که شما امیرالمومنین می‌گویید شبیه دزدان سر گردنه، خودرا از مردم مخفی کرده است و مردم نمی‌دانند که وجود دارد یا نه و یا اگر وجود دارد چگونه شخصیتی دارد و کیست و چیست. قرآن‌کریم با واژه "اقرا" شروع می‌شود. خداوند فرموده "کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند برابر نیستند" پیامبر بزرگ اسلام فرموده " طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان فرض است"، اما این حاکم خودخوانده غائب، خلاف گفته های خدا و پیامبر دروازه های مکتب و دانشگاه را به روی دختران سرزمین ما بسته است. هزاران دلیل از همین متون اسلامی وجود دارد که این امارت هیچ ربطی به آموزه های اسلامی ندارد و کاملا ماهیت قبیله‌ای و منحط و واپس‌گرا دارد.

نکته چهارم:

درست است که صاحب ماموریت و امکانات و دارایی شده اید. اما اگر ذره ای وجدان دارید، کمی ایمان دارید، اندکی شرم و حیا و مردانگی در وجودتان باقی اگر مانده و از قضاوت تلخ و درشت تاریخ هراسی در دل دارید، بیشتر از این خود را منفور جامعه و مردم نسازید و اگر‌ پهلوی ما قرار نمی‌گیرید، پیشمرگهِ لشکر قومی جهل و جنون نشوید. بگزارید آنها بیایند و رو در روی ما قرار بگیرند.

با وجود درک تمام این مطالب، وقتی کنار لشکر مستبد قومی می‌ایستید، به مردم و وطن خود خیانت کرده و پاسخگوی قطره قطره خون جوانان بدخشان در دو سوی صف می‌باشید.

اگر‌ جیره‌خواری بر وجدان و ایمان و مردانگی‌تان می‌چربد و هراس از گرسنگی دارید، باید بگویم که پریروز شما امامان مساجد بودید. مردم نان‌تان میداد و از گرسنگی نمردید. دیروز هم بار دوش اهالی مظلوم دهکده های بدخشان بودید و از گرسنگی نمردید. امروز هم اگر ماموریت و امکانات بر وجدان‌تان نچاپد و از سرسپردگی دست بکشید، بازهم از گرسنگی نمی‌میرید.

ما خودرا در برابر تک‌تکِ مردم سربلندِ بدخشان، در برابر هزاران دختری که از رفتن به مکتب و دانشگاه باز مانده اند، در برابر خون آن شیر‌زنِ یفتلی که جانیانِ قبیله به ناحق ریزاندند مسئول می‌دانیم و با دیدن این مظالم، بی‌عدالتی، تمامیت‌خواهی، جهالت و قلدری، آگاهانه جان به کف گرفته و ایستاده ایم تا در پیشگاه تاریخ و وجدان خود و نسل های آینده سرافکنده نباشیم و رسالت خودرا اداء کرده باشیم. از طالبان بدخشانی نیز خواهش‌مندیم که این مظالم را بر مردم سربلند و آزاده بدخشان مپسندند و حامی و سرباز قبیله نشوند.

امروز من و سربازانم آگاهانه در مقابل حکومت تک‌قومی، مستبد، ظالم، عقب‌گرا و منافق که هر غلطی به نام دین می‌کنند، مردانه ایستاده ایم که این ایستادن در چنین شرایط و در برابر یک همچون حکومتی، یادآور قیام امام شهداء سیدنا حسین (رض) است که با وجود محدودیت در عالم امکانات و عدم حمایه گسترده مردم، آگاهانه در برابر استبداد دینی ایستاد و به قول دکتر علی شریعتی "اگر بر دشمن پیروز نشد، با خون خود دشمن را ذلیل ساخت"

و اما حرف آخر:

طالب بدخشانی! میان حُرِیَت و خَریت یکی را انتخاب کن. یا پهلوی مردمت باش و حُر، یا پهلوی لشکر خان قبیله باش و خر!

...وما علینا الالبلاغ.


سیاست