خبر روز

چه مرگ شرم آور و عبرتناک که افشین داشت. به روایت مورخین، از او پرسیدند که آیا " ختنه " شده یی؟

نویسنده: احمد بهار چوپان

هنگامی که بابک خرم الدین به خونخواهی ابومسلم خراسانی برخاست و سپاه گرد آورد، مامون خلیفه عباسی، یحیی بن معاذ، یکی از سرداران سپاه خلافت را به سوی بابک به آذربایجان که کانون مقاومت های خطرناک و طولانی علیه خلافت / اعراب بود، فرستاد، اما سپاه یحیی از سپاه بابک خرمدین که شمار آنرا از ۱۰۰ تا دو صد هزار ، گفته اند ، شکست خورد و بابک تا منطقه یی بنام " جبال " که نزدیک مرز های داخلی خلفای عباسی بود پیشروی کرد.

بقول مورخین اعراب بادیه نشین جنگ در همواری ها را بلد بودند؛ اما از نیرد در مناطق مرتفع و کوهستانی ، تجربه اندک داشتند ، از اینرو بابک خرمدین قلعه یی محکم در بلندای کوهستانی آباد نمود و لشکر او اکثر در کوهستان ها موضع داشت که این امر سبب می شد اعراب بر او دست نیابند و چیره نشوند.
یکی از دلایل ادامه قیام خرم دینان برای بیست سال و رسیدن بابک تا بیخ گوش خلیفه را همین هنر یا تاکتیک بابک در استفاده از جغرافیای طبیعی آذربایجان به نفع خویش میدانند.

سپاه بابک بزرگتر و خطر او برای خلفای عباسی هرچه بزرگتر می شد، تا اینکه افشین پسر کاووس شاهزاده #اسروشنه ( اسروشنه کوهستانی مابین سمرقند و خوجند) از سوی خلیفه مامور دستگیری بابک شد..

افشین که آرزوی رسیدن به فرمانروایی خراسان بر سر داشت، به این دلیل از طرف خلیفه عباسی به جنگ بابک خرمدین فرستاده شد که پرورده کوهستان بود و از فوت و فن جنگ در کوهستان ها با خبر .

افشین پس از نبرد های بسیار با بابک ، در پایان با حیله و نیرنگ او را به دام افکند ودست بسته به خلیفه تحویل داد، به این امید که به فرمانروایی خراسان گماشته شود و قدرت و ثروت بدست آرد.

خلیفه عباسی ، بابک را ذندیق و یاغی و باغی و محارب اعلام نموده با ناجوانمردی بند از بند او برید .

یعنی جلو چشم خلیفه و درباریان در وسط کاخ او را که به غُل و زنجیر کشیده بودند، به سنگی بستند و اول دستهایش را بریدند و سپس پا ها و سپس سر آزاده اشرا.
به یک نقل بابک خرمدین چهار دختر جوان داشت که بدست سپاه عرب اسیر، و به بغداد نزد خلیفه فرستاده شده بودند.

خلیفه مسلمین به شکرانه شکست بابک و قتل او بنام ذندیق و یاغی و باغی و محارب، جشن بزرگی برپا کرد و در هنگام سرور و پایکوبی درباریان چهار بار از مجلس بیرون رفت و برگشت . به گواهی مورخین او بر هر چهار دختر جوان بابک که اسیر او بودند، تجاوز کرد .

و اما مرگ بابک ، پایان کار خرم دینان و جنبش های ضد عرب در خراسان نشد.
از آنسو افشین که توقع داشت به پاس آن ناجوانمردی و مزدوری برای عرب، مورد عنایت خلیفه عباسی قرار گیرد، دم تیغ جلاد خلیفه رفت.

اما چه مرگ شرم آور و عبرتناک که افشین داشت. به روایت مورخین، از او پرسیدند که آیا " ختنه " شده یی ؟

افشین پاسخ منفی داد؛ و از سوی عمال خلیفه " منافق " خوانده شد و یک دلیل منافقت او ختنه نا شدگی او بود.افشین برای اثبات اینکه او " منافق " نیست، تن به ختنه داد، اما خلیفه که دیگر نیازی به او نداشت ؛ اول آلت اشرا برید، و پس از مدتی سرش را !

وقتی عکس همراه این متن را دیدم و به قیافه درمانده و زبان بدن فصیح الدین در برابر آن آدم کش نقاب دار، نگاه کردم یادم از افشین و سرگذشت او آمد که به حرص رسیدن به فرمانروایی خراسان در خدمت خلیفه عباسی قرار گرفت و به کوهستان های آذربایجان رفت و حیله کرد و بابک را به خلیفه سپرد.

در توضیح عکس همراه نوشته اند که محافظ ملا یعقوب از ورود فصیح الدین، رئیس ستاد ارتش نام نهاد طالبان‌ به نزد ملا یعقوب جلوگیری می کند، آنهم به دستور ملا یعقوب!

با آنکه فصیح الدین تنها مهره یی نیست که پیشاپیش ماشین جنگی طالبان به سرکوب مخالفان طالبان میرود،در پایان اما سرنوشت او چیزی شبیه افشین خواهد بود.

 


سیاست