تفاهم و نزدیکی بین جمعیت اسلامی و طالبان ممکن است، اما بین طالبان و حکمتیار نه.
نویسنده: فضل من الله ممتاز، تحلیلگر امور افغانستان
سوال های مهم ، مطرح و قابل بحث باوجود مشترکات چرا طالب در قبال حکمتیار مشکوکهستند؟ با وجود مشترکات جوهری بین طالب و حکمتیار چرا فاصله بین طالب وحکمتیار وجود دارد؟ چرا طالب مواقف تاییدی حکمتیار را تحویل نمیگیرند؟
حکمتیار بلاقید وشرط حمایت نظامی وسیاسی خود را از طالب اعلام واعلان نمود. فتوای بغاوت بودن مخالفین طالب را صادر نمود، در ایام اشغال امریکا جهاد را اعلان نمود حتی دوستان مشترک شان وساطت هم نمودند.
با وجود این همه مشترکات باز هم از نظر طالب حکمتیار و دیگر احزاب مخالف در یک ردیف قرار دارند. حتی در برخی از حالات با دیگران تعامل بهتر صورت میگیرد، مثلا پوهنتون امر الله صالح، پوهنتون عبدالله، سیما سمر، محقق، محسینی و سیاف فعالیت دارند و اما پوهنتون حزب بسته شد به بهانه عدم جواز فعالیت.
طبعا عواملی دیگر هم وجود دارد که بقدر امکان ومساحت و ظرفیت صفحه بطور مختصر و مفید به آن اشاره خواهیم نمود:
۱ - اختلافات مدرسه ، مکتب ، ملا مکتبی از قدیم زمان توسط جهت های استعماری فرهنگ سازی شده است؛
۲ - اختلافات مدارس فکری ومذهبی پاکستان هم اثرات منفی در این راستا گذاشته است بخصوص دخالت جماعت اسلامی و جمعیت العلما الاسلام پاکستان حتی در ایام جهاد این تمایلات واختلافات مشهور ومعروف بود؛
۳ - انشعابات مولوی ها از حزب اسلامی در ایام جهاد که اکثرا طالبان زاده همان مولوی ها اند (مولوی جلال الدین حقانی از فرماندهان حزب اسلامی در آغاز جهاد بود. مولوی منصور یکی از اعضای حزب بود. اکنون پسرش در گروه طالبان است. او را "فاتح کابل" می نامند. مولوی خالص. همچنین یکی از فرماندهان حزب اسلامی بود. اکنون پسرش مطبع الحق در کنار طالبان است و ریاست هلال احمر را بر عهده دارد. در سطح پایین، اکثر طالبان اعضای سابق حزب اسلامی هستند)؛
۴ - تصادم و جنگ های تنظیمی حزب با حرکت انقلاب، جماعت الدعوه جمیل الرحمن ومولوی منصور؛
۵ - آغازین جنگ ها میان طالب وحزب در قندهارغزنی، میدان و الی چهار آسیاب صورت گرفت؛
۶ - مواقف وسخنرانی های تند حکمتیار، در مزار، تهران، ننگرهار، لغمان علیه طالب؛
۷ - خلع سلاح افراد حزب در جبهات و درگیری های مسلحانه بین دو طرف؛
۸ - صلح نامیمون ونافرجام ومشؤم حکمتیار با حکومت غنی.
اینها فی الجمله نقاط اختلافی است که بین طالب وحکمتیار مانع تقارب شده است. بر علاوه نقاط دیگری هم وجود دارد که نمیتوان روی برخی از ملاحظات مثل، کج فهمی، کجبحثی و درک ضعیف برخی ها به آن اشاره نمود.
در نتیجه میتوان گفت که تفاهم و تقارب، بین جمعیت وطالب ممکن است ونه بین طالب وحکمتیار. با وجودیکه حکمتیار و هواداران آن در این وهم شب و روز غرق هستند مانند عاشقان یکطرفه محبت، عشق طالب را در خواب می بینند، اما موقف طالب تغیر نمیکند و نکرده است. در یک صورت ممکن است که آقای حکمتیار با ایشان بیعت نماید واز زعامت حزب کنار برود و این امر محال است.
اینکه چرا یکتعداد از اعضای حزب باوجود تعامل سرد و یخچالی طالب موقف انانرا ناچار تایید میکنند، عوامل ظاهر و باطن دارد. بطور مثال، بعضی از آنها خوشحال اند که رقیب سیاسی ودیرینه شان یعنی جمعیت از صحنه قدرت وثروت کنار رانده شد. چون اینها شدید ترین عذاب را از جانب آنها در مدت ۳۰ سال چشیده بودند خود را مغلوب ومظلوم احساس میکردند. برخی ها بخاطر غریزه های محلی خورد و کوچک وانتقام طالب را تایید میکنند، ولکن همه تحت پوشش حمایت از نظام اسلامی یکتعداد واقعا از جنگ خسته شده اند استقرار ثبات را میخواهند، والله اعلم بالصواب.
در اخیر برای اهل رای گوشزد میکنم شاید رای من درست نباشد ویاهم ناقص باشد، آزادانه و محترمانه نقد کنید ، بدون دشنام ، توهین وشرافتمندانه.
این مضمون قبلا تحریر یافته بود حال ضرورت اعاده آن دیده شد.
شوخی در عین مستی عاشقان یکطرفه نشر گردیده بود که حتی بسیاری از مغفلین دشنام زیادی مانند عادت جاهلانه دایمی شان نثار من کردند وحال مسکین ها با محاصره دفتر ومنزل حکمتیار ومنع حکمتیار از خطبه واظهارات سیاسی حیران اند، منتظر بود که سر انجام عاشقان یکطرفه چه خواهد شد.