آیا "محور شرارت" جدید دست غرب را در آسیا کوتاه خواهد کرد؟
نویسنده: ژامبولات ساردالوف، کارشناس ژئوپلیتیک، مذهب و تروریسم (چچن)، به مخصوص برای “سنگر”
با استفاده از اصطلاحات غربی، چنین محوری را می توان جبهه نوظهور ضدغربی دولت هایی نامید که با دستور کار استعمار نو موافق نیستند. آسیا، در اکثر موارد، همراه با سایر قاره ها، از "برادر بزرگ" در سیمای غرب خسته شده اند. درس های تاریخیی را، که اروپا، جنگ های استعماری و دیکتاتوری دادهاند، آسیا فراموش نکرده است.
با توجه به آخرین تغییرات زمین ساختی در جهان، چرخش روسیه به آسیا کاملاً منعکس کننده منافع ملی آن و منطقه آسیا است. و سفر شی جین پینگ به مسکو، سفر شویگو به کره شمالی، سفر کیم جونگ اون به خاور دور روسیه نشان دهنده یک بردار پایدار توسعه فعال روابط است، که مدت ها به این سو نیاز به تقویت و توسعه برای نسل های آینده داشت. آسیا در این زمینه می داند که چگونه صبر کند. و واضح است که همین کره شمالی پس از گامهای غیردوستانه روسیه (شرکت در جنگ تحریم) در قبال کره شمالی، تسلیم احساسات سیاسی لحظهای نشد و به دنبال تخریب روابط با همسایه شمالی خود نبود. همسایهای که در سالهای به اصطلاح دموکراتیزهسازی، همه روابط با آسیا را از بین برد. و البته تحت هیاهوی غرب که رهبری جدید روسیه در دهه ۹۰ را به خاطر ترک دوستان و متحدان سابق خود تحسین میکرد. کار به جایی رسید که روند دور شدن از جمهوری های شوروی سابق آسیای مرکزی نیز ملموس شد. اما آسیا منتظر زمان خود بود و آن زمان آمد...
بدیهی است که غرب مجبور است ناظر تشکیل نه تنها یک بلوک اقتصادی، بلکه یک بلوک نظامی-سیاسی نیز باشد. سه گانه روسیه، چین و کره شمالی بداهتاً در غرب "محور شرارت" جدید نامیده شد. متأسفانه غرب نتوانسته است از کلیشه های دوران رویارویی خود با بلوک سوسیالیستی دور شود. و این ناشی از روح سیاست آن است که از جهان وطنی و جزم گرایی اشباع شده است. "اژدهاهای آسیایی" تقویت شده دیگر نمی خواهند از آموزه های آن پیروی کنند. آنها بزرگ شده اند و خواسته های خود را دارند، مشتاق به نمایش گذاشتن قدرت خود هستند.
غرب از غولگرایی رنج میبرد، و تمایل آن به آموزش به همه "به شکل و شباهت خود" باعث نفرت مستعمرات سابق شده است. همان چین رهبر اقتصادی آینده جهان است، روسیه یک ابرقدرت نظامی با پتانسیل اقتصادی عظیم و کره شمالی نیروی ضربهای است که قادر است غرب را در منطقه شرق آسیا به هوش بیاورد.
اجلاس سران کشورهای فوق بار دیگر منابع بالای اقتصادی و نظامی - سیاسی سرزمینی را که در آن واقع شده اند نشان می دهد. روسیه با کوبیدن درهای غرب فقط قدرت، زمان و اعتبار خود را از دست داد. البته زمان را نمی توان بازگرداند، اما قدرت و اعتبار را می توان بازگرداند. همه پیش نیازها وجود دارد که "محور" جدید فقط قوی تر شود. و توانایی غرب در کاهش سرعت آن به قیمتی که مایل به پرداخت آن است بستگی دارد. این هم بحث اقتصاد و هم بحث جنگ است. بعید است که برای "دو جبهه" کافی باشد... حتی با در نظر گرفتن گسترش آن با پذیرش اعضای جدید در همان ناتو: مردم اروپا آنقدر انگیزه ندارند که برای ایده دموکراسی و آزادی خود بمیرند که آن گونه که آسیای ها برای ادههای خود - آزادی و استقلال - فداکاری دارند.
روسیه فرصتی منحصر به فرد برای ساختن یک سیستم بر مبنای بلندمدت دریافت کرده است. آسیا با وجود ماهیت رشد سریع اقتصادی، بیشتر به ثبات و کفایت عادت دارد. و علاوه بر هر چیز دیگری از غرب، که اغلب به منبع بیثباتی و آشفتگی در روند تاریخی تبدل میشود، متفاوت است. اگر جمهوری خلق چین بتواند پایگاه اقتصادی خوبی باشد، پس کره شمالی سدی برای ژاپن و کره جنوبی خواهد بود.
خاور دور روسیه به سکوی پرتابی برای بهبود روابط، تعمیق همکاری نظامی-فنی با کره شمالی و با جمهوری خلق چین تبدیل شده است. کره ای ها چیزی برای ارائه به روس ها دارند و چینی ها راهی برای تبدیل همه آن به یک معامله سودمند دوجانبه. چرا به رفقای کره شمالی با سلاح در ازای فناوری که کره شمالی به شدت به آن نیاز دارد اجازه ورود به روسیه را ندهیم؟ خوشبختانه، تجربه تعامل در زمان شوروی بسیار گسترده بود. روسیه از نوادگان کسانی که اجدادشان در کنار هم (تا حد زیادی با کمک اتحاد جماهیر شوروی) از سرزمین مادری خود دفاع کردند، ناراحت نخواهد شد. این جا مناسب است، که بگویم، بدهی تاریخی با پرداختش زیباست. در شرایط سیاست تهاجمی غرب، این مسئله موجودیت یک دولت به عنوانی چنین است.