چرا شبکه های اجتماعی به عرصه دروغ، تهمت و نفرت پراکنی تبدیل شده است؟

نویسنده: احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل افغانستان و منطقه (آلمان)، مخصوص برای "سنگر"

امیدوارم حوصله خواندن این نظریات را داشته باشید و عادلانه قضاوت کنید، تنها این درد من نیست، بلکه این درد مشترک است که با شما شریک میسازم.

اکثر روز ها نظری بر رسانه های صوتی و تصویری، بخصوص یوتوب، فیسبوک، واتساپ، تیک تاک، وایبر و غیره می اندازم،

وقتی نگاه میکنم برایم خیلی درد آور است یک تعداد یوتوبران را میبینم که بدون برنامه بخاطر پیدا کردن چند دالر دست به اعمالی میزنند که هیچ قابل باور و تحمل نیست.

اکثر رسانه های صوتی و تصویری دیگر را که نگاه میکنم از صبح تا شام بجز از تحقیر، توهین، کنایه گویی و طنز محوری دیگر چیزی دیده نمیشود.

کنش و واکنش های مردم در مقابل یک دیگر باعث ایجاد نفرت گردیده است ادامه این وضعیت عقده ها و سر پیچی های بیشتری را بوجود آورده است باید این وضعیت درهم شکسته شود، وگرنه همه را به پرتگاه خود محوری و خود باوری نابود و غرق خواهند کرد.

هر یک از دست اندرکاران رسانه های صوتی و تصویری در حقیقت پادشاهان قلمرو سخن شده است.

اما تعدادی از سیاسیون گذشته و حال با شعار های عوام فریبانه با جملات و کلمات تند سیاسی، در محافل مختلف از چه حرف میزنند از تغییر، از اصول قانون اساسی، اصلاحات، امنیت بهبود وضعیت اقتصادی ایجاد کار وحدت و همدلی حرف می زنند، منظور این عالی جنابان چیست مخاطب شان کیست از چه کسی توقع حرکت دارند از مردم که هر روز در سایه حاکمیت اینها توسط دشمنان سوگند خورده مردم افغانستان قربانی میشوند از کدام مردم اینها توقع حمایت دارند که ما را حمایت کنید همین مردمان و توده های انبوه بی شکل که نه "لفظ و قلم" این سیاسیون پپولست را می دانند و نه این گفته ها سودی برایشان دارد این سخن فرسایی های میانتهی سیاسیون چه پیوندی با فقر و گرسنگی روزمره ی مردم ما دارد. بدون تردید تعداد انگشت شماری از مردم ما به سیاسیون دلبسته بودیم که وضعیت را تغییر خواهند داد ولی جز از حرف های میانتهی، عمل وجود ندارد.

حالا همه ظرفیت ها به نقطه صفر تقرب یافته نه اعتماد ملی وجود دارد و نه اعتماد بین المللی بدون از امکانات و ظرفیت ها به چه دل دوخته ایم در حال حاضر دمکراسی حقوق بشر آزادی بیان در سرزمین ما تعریف های مختلفی دارد دمکراسی امریکایی دمکراسی افغانی دمکراسی جنگی و دمکراسی تصنعی دمکراسی خیالی و عوام فریبانه، و غیره ...

دوستان گرامی شما در صفحات اجتماعی بخصوص فیس بوک، تیک تاک، یوتوب، واتساپ وایبر و غیره ... سری بزنید و با دقت نگاه کنید حامیان سیاسیون گذشته و حال علیه یک دیگرچه میگویند و چه می نویسند چقدر تهمت می بندند و اکثرا تا هنوز چقدر بیشرمانه غیر واقع بینانه خوش خدمتی میکنند.

این بیچاره گی و درماندگی و سترونی نسل من است که در اثر خشم و کینه ای که حاصل تاریخ مملو از حرمان و ستم می باشد، هوش و انرژی خلاق خود را از دست داده است. یعنی، در عین حال که ناتوان از گفتن حقایق است دل به تهمت و دورغ بافی بسته است فیس بوک و چینل های یوتوب، تیک تاک های گروپ های واتساپ زیادی بنام های مختلف ساخته شده بخاطر تهمت بستن ها توهین و تحقیر ها فعال اند همه علیه یکدیگر به صورت افراطی در موضع نفی، سخن سرایی می کنند. شاید آنچه که هست نا انسانی و بس نا انسانی باشد و بس...

من از این خشم و کینه ی میراثی، از این بلوای نسل امروز می ترسم. پتانسیل عظیم خشونت، عدم تساهل و نیروی بیکران ضدیت با خرد در قالب اساطیر سیاسی- تاریخی و مذهبی، قومی، زبانی را در خود دارد. این نسل دارد اشتباهات نسل گذشته جنگ و خونریزی قبلی را تکرار می کند. با ادامه این وضعیت. انگار ما نیز قربانی طاعون خشونت و قتال نسل پیشین خود هستیم که در اثر ستم، فقر و حرمان تاریخی همه چیز را به باد فنا داده اند بهتر میبود از تاریخ خونین سرزمین خود و تحرکات بی شرمانه دشمنان وطن خود می آموختیم.

بهتر میبود، تساهل و مدارا، صلح و همگرایی می آموختیم اما متاسفانه برعکس نسل امروز که برای این و یا آن کمپاین میکنند خشونت و عدم هم پذیری را ترویج مینماید به شیوه رسانه ای خشونت، افراطیت، عدم تحمل و تساهل، رفتارهای غیر عقلانی، تشویق و ترغیب مینماید در حال حاضر ما قربانی افراطیت فعالان سیاسی که در اریکه قدرت اند میباشیم.

یک نگاه به وب سایت ها، وبلاگ ها فیس بوک ها یوتوب ها گروپ های واتساپ و تیک تاک ها کافی است که به چگونگی و کیفیت مکالمه و نگاه نسل امروز پی ببریم. در اکثر مکالمات، خشونت، نفرت پراگنی، توهین، اتهام زدن، تقدس خشونت زیر نام سلحشوری، عدم تحمل عقاید مخالف و پرخاش با آن، ستایش از کرکترهای خشونت طلب عوام فریبان سیاسی به وفور دیده می شود.

با چنین روان های متمایل به خشونت، مردم ما برای آزادی و دموکراسی مردم سالاری بازنده اند. زیرا اینها نمی تواند از خشونت ساختاری و عدم شکیبایی گذر نماید یک دیگر را در قالب ایدیولوژی تیوریزه می کند.

روشن است که این نسل از فقدان فرهنگ دموکراتیک رنج می برد و تا وقوف بنیادین بر آن، اشتباهات فاحشی را مرتکب میشوند اشتباهات که هرگز قابل جبران نخواهد بود.
احمد سعیدی