ذهنیت برخی در روسیه این گونه است که برای اعمال ناشایست افراد، تقصیر را به گردن کل ملت می اندازند که جنایتکاران از نمایندگان آن بودند.

نویسنده: ژامبولات ساردالوف، کارشناس دین و تروریسم (چچن، روسیه)، مخصوص برای "سنگر"

چقدر این وضع برای من آشناست... مخصوصاً برای من، که چچن هستم. اگر تاجیک ها اکنون مورد حمله قرار گرفته اند، پس برای مردم من این به عنوان یک "تمغه تیجاری" شده است. دزد، راهزن و در زمان ما نیز افزودند - تروریست. منظور من این است که با یادآوری سال 1999، زمانی که در انفجار خانه‌هایی در شهرهای بویناکسک، مسکو و ولگودونسک در 4 تا 16 سپتامبر سال فوق‌الذکر، آنها نه تنها جمهوری چچن را مقصر دانستند، بلکه به طرز ماهرانه‌ای تمام چچن ها را تحت شک و شبهه قرار دادند.

در آن زمان یک فاجعه وحشتناک در خانه‌های افراد کاملاً بی‌گناه را زد. همین فاجعه، در شکلی به همان اندازه ظالمانه، برای خانواده های مردم عادی در روزهای ما آمده است. هیچ چیز نمی تواند چنین اعمالی را توجیه کند و این بدون شک نه تنها تروریسم، بلکه شیطان پرستی نیز هست. چیزی را، که به قربانی کردن انسان ها می‌آرد، چه نام دیگری می توان گذاشت؟

ذهنیت برخی در روسیه این گونه است که برای اعمال ناشایست افراد، تقصیر را به گردن کل ملت که جنایتکاران از نمایندگان آن بودند، می اندازند. اتفاقاً در رابطه با انفجارهای سال 1999، چچنی ها حتی ربطی هم به آنها نداشتند! اما این مهم نبود، زیرا بعداً همه خواهند فهمید. در آغاز مهمترین چیز این بود که مبنایی برای اقدامات اصلی بعدی پیدا شد. بر این اساس، مهم است که این دلیل شروع خصومت های گسترده در قلمرو جمهوری چچن شد.

علاوه بر این، لشکرکشی مشترک وهابی های داغستان و چچن به خاک داغستان - آزادی مسلمانان از دست کفار روس - نیز دلیل ورود ارتش روسیه به ایچکریای اصلان مسخادوف، مردی بلاتکلیف شد که اقدامات او یا بهتر بگوییم انفعال او منجر به یک تراژدی ملی حتی بزرگتر شد. تمام مردم جمهوری در دام اشتباهات مهلک و نیات ظالمانه افتادند.

لازم به ذکر است که آزار و اذیت چچنی ها و انواع فشارها در سراسر روسیه در آن سال ها در واکنش نهادهای انتظامی این کشور به یک امر عادی تبدیل شد. زمانی بود که ظاهر شدن با آرامش در خیابان برای جوانان چچنی در روسیه یک ماجرای پر دردسر بود: حتی جیب های دوخته شده گاهی اوقات آنها را نجات نمی داد، خوب، برای آن، که خدای ناکرده، چیزی پرتاب کنند... شرایط زندگی در حالات شدید برای یک چچن آشناست.

سالها گذشت و یک درک عموم به وجود آمد، که معلوم شد، همه چچنی ها بد نیستند و شروع به دوست شدن با آنها کردند. فقط خدا می داند که این دوستی تا کی ادامه خواهد داشت، زیرا دشمنان زیادی تشنه خون تازه چچنی ها هستند. این برای خود چچنی ها روشن است...

اکنون نوبت تاجیک ها رسیده است. آنها در ساختمان، بازارها، تاکسی ها... در سراسر کشور پهناور ما کار می‌کنند. فوراً باید بگویم، مردم خیلی سخت کوش هستند. فوبیا نسبت به کل مردم کاملاً نامناسب است. بر این اساس، اشتباه است که از طریق ترس و سوء ظن، عملاً به افزایش نفرت بین قومیتی و نابودی صلح و آرامش هرچند شکننده، بین مردم کمک کنیم.

معلوم می شود که چقدر آسان است که با تمرکز بر ملیت و مذهب جنایتکاران، آگاهی افراد عادی را تعدیل کنند. گویی این ملیت یا مذهب است که در ارتکاب جرم نقش دارد. به قول یکی از یهودیان، نه به پاسپورت، بلکه به صورتت می‌زنند.

بنابراین، جلوگیری از لینچ، اقدامات علیه تاجیکها یا دیگر نمایندگان آسیای مرکزی، که به دست برخی می‌افتند، بسیار مهم است. در عین حال، برای شناسایی افراد مرتبط با گروه های رادیکال و تروریستی، با دیاسپورا کشورها باید همکاری کرد. آن گونه که مردم می‌گوید، "یک مگس تمام بشکه عسل را خراب نمی کند."