اگر موسی و محمد زنده بودند، اسرائیل و طالبان را نفرین میکردند.
نویسنده: محمود صیقل، دیپلمات، نماینده سابق افغانستان در سازمان ملل
وجوهات مشترک بین صهیونیسم و طالبانیسم زیاد است:
هر دو ظاهراً ریشه در افراطیت دینی دارند؛ یکی آموزه های تورات و حضرت موسی (ع) را به بازی گرفته است و دیگری آموزه های قرآن و حضرت محمد (ص) را سرچپه تعبیر میکند. در پرچم یکی ستاره داود و در پرچم دیگری کلمه شهادت نقش بسته است.
هردو خودکامه، برتری طلب، انحصارگر، متجاوز و اشغالگر اند. یکی با حیله و مکر و زور سرزمین های مردم فلسطین را اشغال نموده است و دیگری با همان نیرنگ ها سرزمین مردم افغانستان را اشغال کرده است. در این کار، هردو از سلاح و پول بی حد و حصر امریکا که در اختیار شان قرار گرفته بهره برده اند.
هر دو در نقض قوانین و موازين بین الملل هیچ حد و مرزی را نمی شناسند. اهداف و أصول منشور ملل متحد و اساسنامه های دادگاه های بین المللی نزد شان هیچ معنی ندارد. ورنه، دادگاه كيفرى بین المللی در لاهه حکم توقیف رهبران هر دو را صادر کرده است. دادگاه عدالت بین المللی نیز به اسرائیل دستور داده تا جلو نسلکشی در غزه را بگیرد و اشغال نوار غزه، کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی را توسط اسرائیل غیرقانونی خوانده است. چندین کشور اقدامات قانونی را در کشاندن طالبان نیز به دادگاه عدالت بین المللی آغاز کرده اند.
جهان در به رسمیت شناختن إدارات هر دوی شان مشکل دارد. با گذشت ٧٧ سال از عمر اسرائیل، هنوز در حدود سی عضو سازمان ملل آنرا به رسمیت نمیشناسند و شماری هم که میشناسند در صدد بازنگری آن اند. در دور اول طالبان فقط سه کشور حاکمیت شانرا به رسمیت شناخت که بعداً دوی آن پشیمان شده تصمیم خود را پس گرفتند. با گذشت چهار سال از برگشت دوباره طالبان تا کنون فقط یک کشور حاکمیت شانرا به رسمیت شناخته است، آنهم بخاطر بازی های ژئوپلیتک در برابر حریف جهانی اش!
هر دو پاليسى ناقلين دارند؛ يكى شهرك سازى در كرانه باختر و نوار غزه دارد و ديگرى غصب جايداد ها، كوچ اجبارى و توزيع زمين در شمال افغانستان، به ويژه در كرانه هاى قوش تيپه را انجام میدهد.
هر دو در ارتکاب جنایات مظلوم نمایی میکنند؛ یکی هولوکاست، تلفات در برابر مقاومت فلسطین و دسترسی ایران به سلاح اتمی را بهانه قرار داده و خون آشام تر از هیتلر عمل میکند و دیگری دشت لیلی و بمبارد امریکا را که خود زمینه ساز آن بوده، بهانه قرار داده و ده ها هزار هموطن ما را قربانی انفجار و انتحار و جنایات جنگی خود نموده است.
خلاف تمام موازین بین المللی؛ یکی به بهانه انتقام از حمله حماس، با قساوت تمام، چندين دور کشتار، ویرانی، محاصره غذایی و اهانت بی سابقه به کرامت انسانی را در غزه انجام داده و با تجاوز آشكار کشور های مختلف شرق میانه را به خاک و خون کشیده است، و دیگری جنایات بی سابقه در تاریخ بشر، منجمله تبدیلی کشور ما به ترورخانه جهان، آپارتاید جنسیتی و حاکمیت وحشت و جهالت را مرتکب شده است.
در شرايط كنونى، مردم افغانستان، به ويژه مليون ها تن از مهاجران ما در ايران، در بين ظلم، تجاوز و ويرانى طالبانيسم و صهيونيسم قرار گرفته اند. یکی كشور خود شان را اشغال کرده است و ديگری كشور همسايه و ميزبان شان را مورد تهاجم قرار داده و بهانه اخراج اجباری شانرا فراهم نموده است.
هر دو، به هرگونه اعتراض، با خشونت و زور و سلاح پاسخ ميدهند. سیاست حذف و سرکوب از ویژگی های هر دو است. ولى طراحان و حاميان شان ادعا دارند كه تغيير مثبت بايد از طريق "تعامل" با صهيونيسم و طالبانيسم به وجودآيد. غافل از اینکه هر دو "تغيير مثبت" و آزادى مردمان را تهديد وجودى خود شان مى پندارند. هر مشکلی که در سیاست داخلی کشور ها باشد؛ چه افغانستان و چه فلسطین و چه ایران، اصلاح آن با طالبانیسم و صهیونیسم زهر مقاتل جامعه خواهد بود!
هر دو از بستر دو قطعنامه مجمع عمومی ملل متحد در سال ١٩٤٧ برای ایجاد دو کشور به نام دین (اسرائیل به نام یهودیت و پاکستان به نام اسلام)، که زیادتر توسط انگلیس طراحی شده بود، سر بلند کردند. اسرائیل صهيونيسم را جان داد و پاکستان طالبانيسم را زائيد! جالب اینکه هردو یگانه کشور هایی استند که تازه دونالد ترمپ رئیس جمهور امریکا را برای دریافت جایزه صلح نوبل معرفی کرده اند.
با در نظرداشت جنایات هر دو طی چند سال اخیر، آگاهی جهانی از ماهیت اصلی شان خیلی بلند رفته است و هر دو مورد نفرت اکثر مردمان جهان قرار دارند. اینکه پراگندگی جناح حق، عصر پسا حقیقت و بازی های آزمندانه ژوپلیتیک قدرت های بزرگ فرصت هایی را برای بقای شان فراهم کرده است بحث علیحده است.
هرگاه پیامبران کرام موسی(ع) و محمد(ص) زنده میبودند و میدیدند که به نام پیام الهی و ارشادات شان، صهیونیسم و طالبانیسم چه جنایاتی را در خاورمیانه و قلب آسیا انجام داده اند، یقیناً به هردو نفرین میفرستادند.