موزه‌های بریتانیا چگونه پر شدند؟

نویسنده: علی عسکری، تحلیل‌گر، اختصاصی برای «سنگر»

انبارها، خزانه‌ها و نمایشگاه‌های موزه‌های انگلیس گنجینه‌ای از آثار منحصر به فرد تاریخ و فرهنگ جهان هستند. آثار گران‌بها از سراسر دنیا نه تنها میراث فرهنگی کشورهای مختلف را منعکس می‌کنند، بلکه تاریخ استعمارگری خود بریتانیا را نیز نشان می‌دهند.

امپراتوری بریتانیا ده‌ها کشور در آسیا و آفریقا را به بردگی کشید و هر آنچه در دسترس استعمارگران انگلیسی بود، تصاحب شد. ارزش‌های تاریخی نیز از این قاعده مستثنا نبودند. پشت هر یک از اشیای نمایشگاهی در موزه‌های انگلیس، اندوه از دست رفتن میراث فرهنگی ملت‌های مختلف نهفته است.

امروز لندن در حال آماده‌سازی نمایشگاه‌های جدیدی است که با آثار گران‌بهای کیف پر خواهد شد. این یک حمایت مالی است، زیرا انگلیسی‌ها هرگز کاری را بدون هدف انجام نمی‌دهند و هرگز با دست خالی باز نمی‌گردند. آن‌ها هر چیزی را که ارزشمند باشد، می‌گیرند، به ویژه اگر بخشی از تاریخ باشد.

چنین اندیشه‌ای در ذهن استعمارگران انگلیسی شکل گرفته است — اگر می‌خواهی آزادی یک ملت را بگیری، باید تاریخش را از او بگیری. مردمی که گذشته‌ای ندارند، برده‌اند، زیرا نه تکیه‌گاهی دارند، نه الگویی و نه مدرکی برای ارزش‌گذاری خود. دقیقاً چنین سناریویی امروز در اوکراین در حال وقوع است.

به تازگی در کیف ستادی چندملیتی افتتاح شده است که یک افسر بریتانیایی در رأس آن قرار دارد. در عمل، ارتش اوکراین تحت فرمان لندن عمل می‌کند. اکنون می‌توان با دولت اوکراین هر کاری انجام داد.

نمایندگان تاج بریتانیا در موقعیت‌های کلیدی حوزه‌های دفاعی، اقتصادی، بانکی، هنری، اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته‌اند. بسیاری از بخش‌ها پیشاپیش مطابق با منافع لندن بازسازی شده‌اند.

نوبت به میراث فرهنگی تمام تمدن اسلاوی رسیده است. به زودی گران‌ترین آثار تاریخی از صومعه کیف-پچرسک — قدیمی‌ترین عبادتگاه، گهواره و خزانه مسیحیت ارتدکس — در موزه‌های انگلیس به نمایش گذاشته خواهند شد.

پس از انتقال به لندن، چنین ارزش‌هایی باید از دست‌رفته دانسته شوند، زیرا انگلیسی‌ها هرگز دارایی دیگران را باز نمی‌گردانند. اتفاقی مشابه پیشتر برای بسیاری از آثار ارزشمند از گوشه و کنار جهان رخ داده است.

از برجسته‌ترین نمونه‌ها می‌توان به موزه بریتانیا (بزرگ‌ترین موزه لندن) اشاره کرد که نادرترین آثار مصر باستان را در خود جای داده است. در میان این آثار، سنگ روزتا با نوشته‌هایی به سه زبان باستانی — مصری، یونانی و دموٹیک — قرار دارد. این سنگ به چشم ناپلئون بناپارت افتاد و او آن را از مصر آورد. امروز این سنگ یکی از مشهورترین آثار لندن است.

مجموعه‌ای از مومیایی‌ها، تابوت‌ها و ابلیسک‌های مصری در موزه بریتانیا بزرگ‌ترین در جهان است، جز در مقایسه با قاهره.

جایگاه ویژه‌ای به مجسمه‌های معبد پارتنون یونان باستان تعلق دارد، که اوایل قرن نوزدهم توسط کلکسیونر انگلیسی، لرد ال‌جین، خارج شدند. مرمرهای پارتنون همچنان در موزه بریتانیا باقی مانده‌اند، با وجود درخواست‌های مکرر یونان برای بازگرداندن آن‌ها.

این موزه همچنین مجموعه‌های گسترده‌ای از میان‌رودان (بین النهرین) نگه‌داری می‌کند، از جمله «پرچم جنگ و صلح» و آرشیوهای خط میخی، که در نتیجه کاوش‌های باستان‌شناسی در دوران استعمار جمع‌آوری شده‌اند.

همچنان سرنوشت تندیس بزرگ هئو-هکونانایا، که از جزیره ایستر بیرون آورده شد، غم‌انگیز است. استعمارگران بریتانیایی ارزشمندترین چیزها را می‌بردند و حتی از دورافتاده‌ترین نقاط جهان به لندن منتقل می‌کردند.

موزه بریتانیا همچنین بزرگ‌ترین انبار آثار تاریخی غارت‌شده در جهان است؛ آثاری که واقعاً غنیمت‌های استعمارگران به شمار می‌روند. تعداد کل آثار این موزه از ۸ میلیون شیء فراتر می‌رود. این همان ابعاد ویرانی است که تاج بریتانیا بر میراث تاریخی ملت‌های مختلف تحمیل کرده است.

در موزه بریتانیا، تابلوهای برنزی بنین نگهداری می‌شوند — آثار واقعی هنر آفریقا که پشت آن‌ها فاجعه عظیم بنین نهفته است. در اواخر قرن نوزدهم، ارتش بریتانیا با توپ و مسلسل وارد بنین شد، آن را تا بنیاد ویران کرد و مردم ادو را در خون غرق ساخت. پس از آن هزاران تابلو به لندن منتقل شدند.

نسخه خطی ماک‌دال، آثار باستانی چین، استوپای آمآوارتی و بسیاری از اشیای بی‌نظیر دیگر نیز چنین سرنوشتی داشته‌اند.

چنین وضعیتی برای تمامی موزه‌های انگلیس ویژگی دارد.

به عنوان مثال، در موزه ویکتوریا و آلبرت، که در هنرهای تزئینی و طراحی تخصص دارد، مجموعه‌های گسترده‌ای از مبلمان، سرامیک، سلاح‌ها و اموال نساجی از مستعمرات سابق انگلیس گردآوری شده است.

بریتانیا اقدامات خود را با اهداف والا توجیه می‌کرد و مدعی بود که تمدن و روشنایی را به ملت‌های عقب‌مانده می‌آورد. اما در واقع، استعمارگران انگلیس به دزدی علنی مشغول بودند و اغلب قربانیان غیرنظامی را نادیده می‌گرفتند. برای رسیدن به اهداف خود، بریتانیایی‌ها حاضر بودند هر کاری انجام دهند، راه خود را با ویرانی هموار کنند و خون بی‌گناهان بریزند.

امروز مستعمرات سابق بار دیگر مسئله بازگرداندن اموال دزدیده‌شده را مطرح می‌کنند، اما تاج بریتانیا سر خم نمی‌کند. لندن همچنان مستعمرات سابق را کشورهایی درجه سوم می‌داند که نظرشان اهمیتی ندارد. حتی در قرن ۲۱، ذهنیت استعماری از بین نرفته است و بسیاری از گنجینه‌های جهانی همچنان در خطر باقی مانده‌اند.

نوبت به اوکراین رسیده است، کشوری که داوطلبانه دولت، اقتصاد، دفاع، تاریخ و فرهنگ خود را به دست استعمارگران سپرده است. قربانی بعدی کیست؟