حقایق تکان دهنده در مورد حمله تروریستی اخیر علیه شیعیان در افغانستان
نویسنده: حمیدالله اسدی، «صدای افغانستان»
پیش از پرداختن به اصل فاجعه در "قریودال"، کمی به عقب برمیگردیم، در دورههای مختلف تاریخی، داستانهای زیادی از قتل و کشتار هزارهها در مسیر هرات_هزارستان، نقل و روایت شده است. از پوست صدها کربلایی و زوار، چروغها(کفشی که از پوست حیوانات درست میکردند)ساخته شد. در آن فضای خشونت و وحشت نه رسانهای بود و نه انترنتی. اما داستان این نوع جنایتهای غم انگیز، سینه به سینه در دِه و روستاها نقل میشد، که خیلیها حتما شنیدهاند و در خاطره دارند.
زیاد دور هم نرویم؛ در همین دورهی جمهوریت قتل و کشتارها و گروگان گیریهای زیادی در نقاط مختلف "غور" اتفاق افتاد که در فیسبوک سرج بزنید، حتما به مواردی زیادی بر میخورید. از قتل عروس و داماد و شرکت کنندگان مجلس عروسی گرفته، تا مردم ملکی[غیرنظامی] و دانشجو و کارمند دولتی و سرباز؛ و دهها فاجعهی دیگر.
ه عنوان نمونه به گروگانگیری سه دختر دانشجو در سال ۱۳۹۷ خورشیدی، اشاره میکنم؛ که در تعطیلات تابستانی دانشگاه، میخواستند به خانههایشان برگردند، اما توسط "قاری رحمتالله ایماق" که تحت پرچم طالبان فعالیت داشت ربوده شدند. حکومت محلی غور، در آن روزها نیز هیچ پاسخ روشنی مبنی بر رسیدگی، به درخواست خانوادههای دانشجویان، نداد. با وجود همهی ناامیدیها، یکی از باشندگان غور به قوماندان "علیپور" تماس تلفنی داشت و از ماجرای ربودن دانشجویان صحبت کرد و خواست که اگر کاری از دستاش بر میآید به ندای آنها لبیک بگوید.
قوماندان، در سنگر هلمند، حصه اول بهسود بود. او با تعدادی از سربازان فورا حرکت کرد.اما در پوستهی[پاسگاه] "غوگردو" مربوط به ولسوالی[شهرستان] "پنجاب" با ممانعت جدی مواجه شد. پس از ساعتها جر و بحث، موفق شد عبور کند و به بازار[منطقهی]"لعل" برسد. به محض رسیدن، در یک اقدام جدی ۴۱ مرد و ۵ زن را به گروگان گرفت. پس از این اقدام، حکومت محلی به تماس شد که قاری رحمتالله، متنفذین را خواسته و گفته است، دختران دانشجو رها میشوند و شما نیز گروگانها را رها کنید، اما پاسخ قوماندان منفی بود، گفته شد تا دختران صحیح و سالم به خانههایشان بر نگردند، امکان رها شدن این گروگانها نیز جود ندارد. قاری رحمتالله ایماق به اسرع وقت دختران دانشجو را رها کرد و تضمین خط داد که دیگر این جنایت تکرار نمیشود.
به همین جهت بود که قوماندان به مردم وعده داده بود که در یک فرصت دیگر پس از تعطیلی سنگرها از کوهپایههای بهسود، برای بررسی، مشوره و تصمیمگیری خدمت قوما[قومها، مردم بومی منطقه] میرسد. اما به محض رسیدن در لعل، به اقدام غیر منتظرهی حکومت مواجه شد و تعداد زیادی از مردم ملکی ولسوالی "لعل و سرجنگل" شهید و زخمی شدند. از این جهت دست حکام ظالم همیشه در هر دورهای، در همسویی با جانیان تروریست یکی بوده است. اگر نه چنین جنایاتی امکان ندارد که به چنین سادگی به وقوع بپیوندد.
قریودال آخرین منطقه مسکونی هزارهها در محدودهی "سنگتخت_بندر" در ولایت "دایکندی" است. یک کوتل[تپه]به عنوان مرز بین استان دایکندی و استان غور قرار دارد. از ساحه قریودال، شاهراه عمومی سمت غور و هرات گذشته است، این قریه محل منازعهی کوچیها[عشایر پشتون]با هزارهها نیز بوده است. ولی هزارهها با قیمت گزاف زمینهایی که کوچیها از خود میدانستند را خریداری کردهاند.
با این وجود قریودال نیز مثل سایر نقاط هزاره نشین افغانستان از هجوم پروژهای سرکوب و تسخیر جماعتی بهنام کوچی، در امان نبوده است، شوربختانه که چند روز قبل فاجعهی دردناکی اتفاق افتاد، چمن نام، که در شهر "چخچران" تیل[بنزین]فروشی داشت، به سفر زیارتی کربلا میرود. در برگشت تعدادی از بستگان، اقارب و رفقای چمن به استقبال وی و جمعی دیگر از زوار میروند. طبق گزارش افراد محل، ایماقها تحت نام گروه داعش هزارهها را همیشه اذیت میکنند. والی[استاندار]فعلی غور نیز ایماق است.
جمعی که به استقبال کربلاییها رفته بودند، به وعدهگاه، یعنی ابتدای "دره پالوسنگ" میرسند. همزمان چهار مرد مسلح که بر دو موترسایکل[موتور سیکلت]سوار بودند نیز از راه میرسند. آنها میگویند که از استقبالکنندگان کربلاییها میخواهند عکس دستجمعی بگیرند. سپس بلافاصله با تذکر این که؛ صف خود را به هم نزنید! شروع به شلیک گلوله میکنند و در جریان حمله فلمبرداری نیز میکنند.
عکسی دلخراشی که به پیوست همین مطلب منتشر شده، لحظهای و اسکرینشاتی از همان فیلم هولناک است. از این جمع جز چند نفر که شدیدا زخم برمیدارند، از جمله چند کودک که زنده میمانند، مابقی[۱۴ نفر]همه درجا به شهادت میرسند. چند نفری که زنده ماندهاند، فاجعه را با چشم سر میبینند. میبینند که چه دردناک، همه میان اقیانوس خون غوطهور میشوند.
ارتکاب این جنایات در این منطقه مسبوق به سابقه نیز هست. کسی به اسم "نادرخان" مسوولیت همان ساحه[ناحیه]را به عهده دارد. ساحه دشتی است که شمال را به جنوب وصل میکند. مسیری که در آن قاچاقبران نیز رفت و آمد دارند. کسی که در این منطقه با قاچاقبران هم دست است. بهنام "طولای نادرخان" یاد میشود.
قبلا هم چند مورد از قتل و کشتار در همین ساحات[نواحی] به شکل فردی اتفاق افتاده بود. هم در دورهی جمهوریت و هم در دوره امارت، اما متاسفانه مسوولان محلی قبلی و فعلی هیچگاه توجهی به دادخواهی مردم و تعقیب جانیان نداشتهاند. شعار تامین امنیت جان و مال و عزت مردم، همیشه در قالب وعده باقی میماند.
فاجعهی قریودال واقعاً غمانگیز وجانسوز بود...