تاکنون، موضع ایران تنها الهام بخش اسرائیل در پس زمینه یاوهگوی های خشمگینانه تعدادی از روحانیون عرب است.
نویسنده: ژامبولات ساردالوف، کارشناس دین و تروریسم (چچن، روسیه)، مخصوص برای "سنگر"
پس از نمایش قدرت توسط آمریکا ، آن هم 3 ژانویه 2020 در بغداد در در نتیجه حمله هوایی هدفمند نیروی هوایی به شهادت رساندن ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس و مؤثرترین چهره نظامی در منطقه خاورمیانه ، ایران با تهدیدهای خشن به آمریکایی ها پاسخ داد. علاوه بر این، حوثی ها در یمن و نیروهای طرفدار ایران در لبنان فعال شدند. هر از گاهی خود را با اقدامات تروریستی نشان میدادند.
زمستان 2024... اسرائیل در سوریه به پایگاه های گروه هایی که ادعا می کردند با ایران مرتبط هستند از جمله حزب الله حمله کرد. سه نماینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در در ماه ژانویه در دمشق پس از یک حمله هوایی کشته شدند. سپاه پاسداران و گروه های مسلح متعدد شیعه عملیات های مختلفی را در سوریه برای حفاظت از حکومت اسد انجام دادند. ضمناً، اسد خود از گروه شیعی مذهب علویان است که در زمان آسایشته شیعیان ایران (به ویژه جریان غالب شیعه - امامیه) آنها را کافر میخواندند، اما در مقابل شورش خواریج - القاعده و داعش - با مقامات سوریه متحد شدند.
در عین حال، این اقلیت مذهبی - علوی ها 10 درصد از کل جمعیت جمهوری عربی سوریه را تشکیل می دهند - کنترل بر سنی ها را تقویت خواهد کرد. ایرانی ها به این کار موفق شدند. منافع آنها در سوریه با منافع روسیه در سرکوب و از بین بردن تهدید تروریستی همان القاعده و داعش منطبق بود. خب، این یک انحراف کوتاه از موضوع بود...
ایران که تجربه تاریخی قوی و غنی در دیپلماسی دارد (بیهوده نبود که به راحتی با صلیبی ها و سپس با مغول ها در زمان های قدیم ائتلاف کردند) هنوز نه همیشه از طرف خود عمل می کند. همان طور که می دوست دارم بگویم تعداد کمی از گروه ها هستند که دستور خدا را با نظر رهبر خود اشتباه می گیرند و آماده انجام اقدامات تروریستی هستند.
1 آوریل نیروی هوایی اسرائیل به دمشق حمله موشکی کرد. محله مزه، محل زندگی دیپلمات های ایرانی و همچنین مستشاران نظامی سپاه، بار دیگر مورد حمله موشکی قرار گرفت. ایران دوباره تهدید به انتقام کرد.
هرچقدر هم که دیپلماسی در شرق ظریف باشد، بی قدرتی در آنجا اصلا احترام نمیشود. این فراخوانی برای اقدام حتی رادیکال تر است. موفقیت های شیعیان در سوریه در پس زمینه واکنش های مستقیم و خشن ایران کم رنگ می شود. شاهد دیگر این موضوع، انفعال شیخ شیعه حزب الله نصرالله در مخالفت با اسرائیل در موضوع حمایت از فلسطینیان در مبارزه آنها با ارتش اسرائیل است.
موضوع فلسطین به طور کلی در میان عوام فریبان سیاسی و پوپولیست های مذهبی کشورهای مسلمان رایج شده است. اما اقدامی جز تضمین و یک سری اقدامات بشردوستانه در آن منطقه نحس نیست. حوثیها که به شدت به اهداف غیرنظامی در دریا و خشکی حمله میکردند و قبلاً فریاد حمایت از فلسطینیها سر داده بودند، به سرعت ساکت شدند. حزب الله پس از سخنان بدبینانه رهبر معنوی آن نصرالله که جرات نکرد علیه اسرائیل اقدام کند، اعتماد اسرائیل را نسبت به صحت اقدامات غیرانسانی آنها در نوار غزه تقویت کرد. هزاران و هزاران انسان بی گناه کشته شدند... این برای شرق که فقط قدرت و پول مهم است چقدر طبیعی است.
بعید است ایران به اسرائیل،حتی سفارتخانه های اسرائیل و غیره ضربه بزند. شاید از طریق تشکیلات مسلح کنترل شده، اتفاقی بیفتد و سپس با پوشش گسترده بیانیه عدم دخالت ایران و غیره همه کار تمام شود.
جنگ نیابتی آن گونه که میگویند. آن این روزها به ویژه ارزشمند است: ایجاد خط مشی خود با دست دیگران. علاوه بر این، اگر تجربه غنی و مثبت بقای ایران را در طول سالهای تحریم غرب در نظر بگیریم. ایران حاضر نیست به خاطر تعصب مذهبی آن را از دست بدهد؛ شور و شوق دوره رمانتیسم انقلاب ایران در سال 1979 مدتهاست که از بین رفته است: اسرائیل نیز قدرت فرسوده شاه نیست...
تاکنون، موضع ایران تنها در پس زمینه یاوههای خشمگینانه تعدادی از روحانیون عرب، الهامبخش اسرائیل است، البته.